مفهوم «کار»، «تولید» و «حماسه» در هنرهای آئینیِ شرق خراسان / ما به «فاروق» مدیونیم، «کیانی» به ایران

پایگاه خبری / تحلیلی نگام ، کیانی ریشه بسیاری از هنرهای آیینی امروز جام و تایباد و رقص ها و حرکاتی که خود او استادانه اجرا می کند را به گذشته های تاریخی حواله می کند. خاستگاه معرفتی موسیقی نواحی را به آئین مهری  و اوستایی و ریشه مشق حماسی  و رزمی « پلتان»(یاپیل تنان) را به دوره هخامنشی ها می رساند. رقص «آفر» به معنی آفریدن، نشانه کوشندگی همیشگی ایرانیان برای کاشت و برداشت محصول است. رقض «حتن» به معنی شیر بیشه و نگهبان قلمرو ملی و رقص« گل پتی» که راوی داستان عشق ناکام پسر چوپان به پسر خان است، حرکتی نمادین و  اعتراضی به اختلاف طبقاتی و دارای بن مایه عدالتخواهی است. اغلب این حرکات با چوب و چوب بازی انجام می شود و خود چوب نوع وسیله دفاعی در مقابلِ دد و وحش است.

قاسم خرمی در ادامه در نشریه کارخانه دار نوشت :

منزل استاد فاروق کیانی، جایی است که می شود در باره همه چیز صحبت کرد. اگر به تاریخ ایران و خراسان علاقمند باشید در منزل او می توانید شاهنامه فردوسی و سیاستنامه نظام الملک و تاریخ بیهقی و اسفراینی بخوانید.

اگر عاشق شعر و ادب  فارسی و عرفان و تصوف اسلامی  باشید، در منزل او می توانید شعر سعدی و حافظ و خاقانی بخوانید ، قصه های کلیله و دمنه را مرور کنید و از اوصاف و احوال پیرهرات و شیخ جام و مولانای تایباد مطلع شوید .شما اگر صاحب اندک ذوق  و قطعه صدایی باشید، درحضور او مجازید که آواز بخوانید و با نوای  تار او، ناله کنید!

قصه ها و غصه های زندگی کم نیست ؛ اگر دلتان گرفته است، اگر از آنچه بر شما و دیار و تبارتان رفته است آزرده خاطرید ، اگر از تیغ جهل و تعصب زخم خورده اید  و یا اگر سخنان ممنوعه و روشنفکرانه دارید، منزل فاروق کیانی، جایی است که می توانید حرف بزنید ، نقد کنید و آرام شوید . خانه او با آن مهمان نوازی گرم همسر  و فرزندانش، ایستگاه آرامش و جزیره فرهنگی و فرهیختگی در مرزهای شرقی ایران است .

آوازه فاروق کیانی را سالها پیش شنیده بودم اما فرصت آشنایی و دوستی با او در سال ۸۲  بواسطه برادرم هاشم حاصل شد. یادم هست در یک شب سرد زمستان در اوج مصیبت های مربوط به زلزله ویرانگر بم، به دیدار او رفتم .

آن سالها هنوز بیماری دیابت، خیلی پاپیچش نشده بود. مردی درشت استخوان با سبیلی پرپشت و چشمانی سیاه و نافذ بود که آرام، شمرده و عمیق  و دقیق سخن می گفت. عاشق ایران بود؛  این را می شد از شروع صحبتش در در باره مفاخر ملی و میزان احاطه اش به تاریخ ملی و محلی فهمید

ریشه بسیاری از هنرهای آیینی امروز جام و تایباد و رقص ها و حرکاتی که خود او، استادانه اجرا می کند را به گذشته های تاریخی حواله می کرد. خاستگاه معرفتی موسیقی نواحی را به آئین مهری  و اوستایی و ریشه مشق حماسی  و رزمی « پلتان»(یاپیل تنان) را به دوره هخامنشی ها می رساند.

رقص «آفر» به معنی آفریدن، نشانه کوشندگی همیشگی ایرانیان برای کاشت و برداشت محصول است. رقض «حتن» به معنی شیر بیشه و نگهبان قلمرو ملی است و رقص« گل پتی» که راوی داستان عشق ناکام پسر چوپان به پسر خان است، حرکتی نمادین و  اعتراضی به اختلاف طبقاتی و دارای بن مایه عدالتخواهی به حساب می آید. اغلب این حرکات با چوب و چوب بازی انجام می شود و خودِ چوب نیز، نوعی وسیله دفاعی در مقابل دد و وحش است

از نظر کیانی، همه این حرکات نمادین است و معنی نهفته در همه آنها عشق به کار، زندگی  و وطن دوستی است . همین تفکرات و دغدغهها، ازاو تافته جدا بافته ای ساخته است .فاروق کیانی با همین باور، سالها نگهبان و پرستار هنرهای آئینی در شرق ایران بود.

درنخستین سالهای تند و پرشتاب بعد از پیروزی انقلاب و در دوره که هرچه مربوط به گذشته بود، زشت و ناپسند می نمود، او توانست این هنر را از معابر تنگ و خطرناک به سلامت عبور دهد. رنج معلمی کشید و هنری که می رفت تا در سینه هنرمندان سالخورده این منطقه به خاک سپرده شود را، به درون کلاس ها و آموزشگاهها برد.

 فاروق تنها هنرمند و نوازنده و خواننده فولکلورخطه جام نبود اما بی تردید تنها هنرگسترآن منطقه ماست که یک آیین محلی را شهرت ملی  و جهانی بخشید . او به کمک دوچوب خشک و دوتارسیمی در جشنواره های جهانی و در مصاف سازها و ارکسترهای عظیم و پرهیایو درخشید .

اگر امروز در مراکز و متون هنری فرانسه ،انگلستان ، آلمان و اتریش  و غیره نامی از تربت جام برده می شود،  شک نکنید که بخش بزرگی از این افتخار، محصول کوشندگی های فاروق کیانی است. بنابراین ما همه به فاروق کیانی مدیونیم .

کیانی اما به ایران مدیون است. درست است که او مرزهای هنرآیینی تربت جام را وسعت داد اما خود وامدار میراث گرانقدر هنرمندان پیشینی و امروزی همین آب  و خاک است . خدا را شکر که کیانی آنگونه که شایسته بود دیده شد و او باید بعد از این کاری کند که دیگران و بویژه نسلهای بعدی در اندازه خودشان، دیده و شنیده شوند.

 وظیفه دیگر کیانی ارائه تفسیری دقیق تر از نسبت هنر سنتی در روزگار مدرن است. هنرهای سنتی ما از جانب دودسته کهنه گراها و پست مدرن ها در معرض تهدید و چپاول است:

کهنه گرایان به دنبال ارائه تعبیری به غایت عرفانی، صوفیانه و انزواگرایانه از آیین های سنتی هستند که می تواند انسان را به لحاظ فردی منزه اما از اجتماع و سرزمینی که به آن تعلق دارد، جدا سازد. این تفسیر، رخوت انگیز و   توسعه ستیز است.

از نگاه پست مدرن ها، هنرهای آئینی و سنتی به مثابه ابزاری نوستالوژیک برای مهارِ سیطره مدرنیسم و پناهگاهی برای گریز از زندگی ماشینی است. بنابراین وضعیت اکنون جامعه سنتی ما همان گذشته ای است که آنها در رهگذر نوشدن از دست داده اند. بخش زیادی از علائق غربی ها و اروپایی ها به هنرهای سنتی ایران می تواند نتیجه چنین بینشی باشد که این نگاه هم ضد مدرنیته و عقب ماندن از دنیای جدید است

مسئولیت فاروق کیانی و امثال کیانی ها در چنین زمانه ای انطباق هنرهای نیاکانی با نیازهای جامعه رو به  حرکت امروزی است .«حتن»، «حنایی» و «گل پتی» حرکات  هماهنگ و جمعی اند،.پس بنابراین، باید نیروی مولد حماسه ، تلاش، کوشندگی فردی و جمعی و ملی باشند.  اگرچنین شود آنوقت می تواند گفت «رقصی چنین میانه میدانم آرزوست…».

One thought on “مفهوم «کار»، «تولید» و «حماسه» در هنرهای آئینیِ شرق خراسان / ما به «فاروق» مدیونیم، «کیانی» به ایران

  • شهریور ۱, ۱۳۹۹ در t ۳:۰۶ ب٫ظ
    Permalink

    رقص .حت .بیشتر به کار می آید

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.