ملاحظاتی پیرامون قرارداد استراتژیک ایران و چین / یادداشت

✍️ راه سبز امید

من با قرارداد استراتژیک ۲۵‌ ساله ایران و چین مخالفت اصولی ندارم و ان را یک امکان و فرصت بالقوه برای توسعه و پیشرفت و آبادانی ایران می دانم ولی ترسم از حاکمیت استبدادی و ضد ملی حاکم بر ایران است که در عمل این قرارداد را در چه مسیری پیش ببرد و از دل ان چه بیرون آورد.


مگر ملی شدن صنعت نفت دستاورد بد یا کمی بود؟ ولی از دل آن چه بیرون امد؟ در عمل کودتای آمریکایی و انقلاب اسلامی و استبداد شاهنشاهی و سلطنت مشروعه آخوندی بیرون امد که درآمد نفت را در جهت تحکیم دیکتاتوری و تحقق اهداف و منویات دیکتاتورها و سرکوب ملت ایران بکار گرفتند.


من چند شبهه در رابطه با عملکردهای دولت چین مطرح می کنم که پاسخ به انها برای قضاوت در مورد این قرارداد مهم است:


۱- کشتی های صیادی چینی که چند سال است در آبهای جنوب ایران صید انبوه می کنند و منابع آبزیان ایران را جاروب و غارت می کنند بر اساس چه قرار دادی عمل می کنند و سهم ایران از این قرارداد چیست؟


۲- ارز حاصل از صادرات نفت ایران به چین در زمان تحریمهای امریکا بر علیه ایران کجاست و چگونه هزینه شده؟


۳- چین ایا با این قرارداد می خواهد تحریمهای امریکا بر علیه ایران را دور بزند و جلوی امریکا بایستد و یا می خواهد از این قرار داد بعنوان یک اهرم فشار و برگ برنده در جنگ تجاری خود با امریکا از آن استفاده کند ؟ و وقتی به اهداف مورد نظر خود رسید و امتیازهای لازم را از امریکا گرفت به بهانه مخالفت امریکا از اجرای این قرارداد شانه خالی کند؟ در این صورت چه تضمینی برای اجرای این قرارداد هست؟ ایا سرنوشت این قرارداد هم مانند قرار داد توتال نخواهد شد؟

۴-مگر واگذاری هنگ کنگ به چین در چارچوب یک توافق بین دولتین انگلیس و چین با تعهد دولت چین مبنی بر لزوم رعایت استقلال هنگ کنگ در چارچوب الگوی یک کشور و دو دولت نبود؟ آیا دولت چین به این قرارداد پایبند ماند و با تصویب و تعمیم قانون امنیت ملی خود به هنگ کنگ این توافق را نقض نکرده؟ وقتی دولت چین به توافقش با دولت انگلیس پایبند نمانده چه تضمینی هست که به تعهدات خود با یک رژیم مذهبی و منزوی و تحت تحریم که در داخل هم از هیچ مقبولیت مردمی برخوردار نیست پایبند بماند و این قرارداد را در جهت تامین منافع یکسویه خود مورد سوء استفاده قرار ندهد و الگوی یک کشور و دو دولت را بجای هنگ کنگ در ایران اجرا نکند؟


۵- ترس من از این است که دولت ایران از قرارداد استراتژیک با چین برای تحکیم سلطه استبدادی خود بر ملت ایران استفاده کند و همچون دولت کره شمالی ملت ایران را به گروگان و اسارت خود بگیرد و یک رژیم برده داری مانند کره شمالی در ایران ایجاد کند. و از سوی دیگر ترس من این است که دولت چین از ایران بعنوان یک اهرم فشار بر علیه امریکا و غرب برای پیشبرد اهداف و منافع خود استفاده کند و ملت ما را وجه المصالحه در جنگ تجاری خود با امریکا قرار دهد.