ملاقات با امام زمان، رهبری و مبارزه با خرافات / یادداشت

✍️عبدالرحیم اباذری

در اوائل دهه هفتاد که رهبری دیداری با طلاب جوان داشتند، یکی از توصیه های شان این بود که سرکلاس و منبر که برای مردم و جوانان صحبت می کنید، سعی کنید حرف های تان کاملا مستدل، منطقی و قوی باشد حتی اگر برای بچه های دبستانی تدریس دارید.

چند روز پیش یکی از امام جمعه های موقت تهران در برنامه « عطر رمضان» شبکه قرآن صدا و سیما که در کنار مرقد شیخ صدوق (رضوان الله تعالی علیه) اجرا می شد، اظهار داشت: «یک عالم ابوالشهیدی با آقای بهجت محشور بود، از ایشان در مورد درک شب قدر رهنمود می طلبد … و بعد از انجام آن عمل موفق به درک شب قدر و تشرف به حضور امام زمان(عج) می شود. این عالم جلیل القدر ابوالشهید می گوید من در این تشرف از حضرت سوالاتی داشتم [که] یکی هم درباره مقام معظم رهبری بود، پرسیدم: آقا! حضرت آقا در نظر شما چه جورند ؟! حضرت در جواب فرمودند: «ایشان از مایند [از ما هستند]، سلمان منا اهل البیت». به قدری این جریان مرا شارژ کرده [ برای این که] ما رهبری داریم که از قماش حضرت است… حضرت فرمودند ایشان از ما هستند یعنی جنس شان و گوهرشان پاک است». این قسمت هم اکنون در فضای مجازی دست به دست می شود.

توضیح چند نکته:

۱ – این شخصیتی که آقای امام جمعه از ایشان مطلب نقل کرده است، یکی از علمای محترم شهرستان میانه به نام مرحوم آیت الله حاج شیخ احمد حجّتی میانجی هستند و من سال ها از دوران نوجوانی با ایشان مراوده داشتم. ایشان تا حدودی اهل معنا بودند و با مرحوم آیت الله آقای بهجت و آیت الله آقای بهاءالدینی مانوس بودند و بنده بارها در خدمت ایشان به دیدار آقای بهاءالدینی رفتم و آن عالم تیزهوش در اندرونی منزل با سماور ذغالی کوچک چایی می گذاشتند و خودشان پذیرایی می کردند. آقای حجتی اهتمام بیشتر به پیشگویی داشتند و از طریق خواب یا مکاشفه بعضی چیزها را پیش بینی می کردند؛ چنان که در سال ۴۲ وقتی فرزند پسرش محمد ابراهیم متولد می شود، می گویند او در راه خدا شهید خواهد شد که وی در ۲۱ بهمن ۵۷ هنگام در گیری با ایادی رژیم شاه درخیابان نیروهوایی تهران به شهادت می رسد؛ یا یک سال قبل از وقوع جنگ میان ایران و عراق، وقوع این جنگ را به مرحوم آیت الله گلپایگانی خبر داده بودند.

البته گاهی هم این پیش بینی ها محقق نمی شد؛ مثلاً درقیام ۲۹ بهمن تبریز ایشان می گفت حتما حضرت ظهور می فرمایند چون روایت داریم هر وقت ترک ها قیام کردند ظهور حتمی است؛ همین پیش بینی را در زمانی که رزمندگان لشکر عاشورا طی عملیاتی می خواستند بصره را تصرف کنند، هم داشتند و می گفت روایت داریم هر وقت ترک ها بصره را گرفتند، ظهور انجام می گیرد؛ که البته عملیات لو رفت! آن مرحوم این اواخر بیشتر با کتاب «بیان الائمه» که شامل مجموعه علائم ظهور است، انس داشت و همواره و به گونه ای دنبال این موضوع بود، اما هیچ وقت اصرار و تظاهر به تشرف حضوری نداشتند.

۲ – فرزند آقای حجتی بعد از درگذشت آن مرحوم، زندگینامه ای با نام « حدیث عشق و عرفان» درباره ی پدر تهیه، تدوین و چاپ کرد و درسال ۱۳۸۲ منتشر نمود که در آن این ماجرا به این صورت آمده است: «وقتی نظر حاج آقا را پیرامون آیت الله خامنه ای و آیت الله رفسنجانی پرسیدند، حاج آقا جواب دادند: من خودم یک وقتی همین سوال را از محضر حضرت ولی عصر (عج) پرسیدم، آن حضرت فرمود: «خامنه ای از ماست و هاشمی از شیعیان ماست.» ( حدیث عشق و عرفان ، ص ۱۰۱)

۳ – همان طوری که می بینید در هر دو نقل معلوم نیست این تشرف واقعی بوده یا ایشان خواب دیده و یا مکاشفه ای صورت گرفته است؟! حال فرض کنیم که حتما تشرف در عالم واقعی و خارجی انجام گرفته است؛ چه لزومی دارد موضوعی را که در میان چند نفر محدود و به صورت خصوصی مطرح شده است و اثبات و نفی آن هم به این راحتی نیست، این گونه بیاییم در بوق و کرنا بگذاریم و خودمان را مضحکه ی بدخواهان حوزه، روحانیت و انقلاب قرار بدهیم؟! جالب تر این که خطیب محترم در ادامه همین گفتگو به نقل از مرحوم آقای بهجت می گوید که آقای بهجت فرمود: « بله ما هر چه بخواهیم و اراده بکنیم، می توانیم بدانیم»؛ یعنی می توانیم علم غیب داشته باشیم و از درون آدم ها و هدف شان خبر بدهیم !!!

واقعیت این است این سنخ حرف ها امروز برای انبوه جوانان تحصیل کرده که در فضای گسترده مجازی و کانال های گوناگون شبکه های اجتماعی حضور چشمگیر و نقّادانه دارند، نه تنها مفید نیست بلکه تمسخر آمیز جلوه می نماید و سبب بد بینی، تنفّر و گمراهی بیشتر آن ها می شود.

گاهی جوانان سوالاتی را می پرسند و شبهاتی را پیرامون همین کشف و کرامت ها دارند که آدم از جواب عاجر می ماند. بله، ما طلاب و روحانیون با انواع تحلیل های آن چنانی می توانیم این امور را برای خود توجیه و حل و فصل نماییم اما این توجیه ها فقط به درد چهار دیواری مدارس و حجره های خود مان می خورد!

۴ – این سبک رفتار، کردار و گفتار از جنس و در ادامه ی همان ماجراهای «هاله نور» و «تکبیرگفتن هنگام تولد» است و نه تنها به نفع رهبری و هیچ کس دیگری نیست، بلکه متاسفانه سبب لوث کردن برخی اصول و مبانی شیعه می باشد؛ به قول شهید بزرگوار مطهری وقتی این همه دلیل از قرآن، حدیث، عقل و تاریخ برای حقانیت ولایت و امامت امیرمومنان علی(علیه السلام) داریم، آن وقت بعضی افراد سطحی نگر می آیند و ناشیانه می خواهند با حروف ابجد یا با خواب، خیال و مکاشفه ، ولایت و امامت آن حضرت را به اثبات برسانند! که به جز انفعال، تخریب و تضعیف نتیجه ی دیگری ندارد.

۵ – آنچه که روشن است رهبر انقلاب هیچ نیازی به این امور ندارند و بلکه به شدت مخالف آن هستند؛ حتی ایشان در یک سخنرانی، ادعای رؤیت، ادعای تشرف و ادعای اقتدا به حضرت در نماز را که بعضی از این افراد مدعی هستند، امری خرافی، غیر واقعی و شرم آور و مدعیان را دروغگو قلمداد کردند. ( بیانات در نیمه شعبان ، ۲۷/ ۵ / ۱۳۸۷) این بینش در واقع نشأت گرفته از توقیع خود حضرت حجت (عج) خطاب به علی بن محمد سمری- نائب چهارم- است: «… أَلَا فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَهَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیَانِیِّ وَ الصَّیْحَهِ فَهُوَ کَذَّابٌ مُفْتَر…»

آگاه باشید پس هر کس قبل از خروج سفیانی و صیحه، ادعای مشاهده کند، دروغگوی تهمت زننده ای است. ( احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۴۷۸)

علاوه به خاطر دارم در اوائل دهه هفتاد که رهبری دیداری با طلاب جوان داشتند، یکی از توصیه های شان این بود که سرکلاس و منبر که برای مردم و جوانان صحبت می کنید، سعی کنید حرف های تان کاملا مستدل، منطقی و قوی باشد حتی اگر برای بچه های دبستانی تدریس دارید؛ خیال نکنید که اینها بچه هستند و نمی فهمند؛ شاید در آن جلسه حرف سست و خرافی شما را بپذیرند، ولی وقتی بزرگ شدند و خودشان مطالعه کردند و اطلاعاتشان بیشتر شد، بعد از ده سال، بیست سال متوجه خواهند شد که شما چه حرف بی ربط و سستی را به خورد آنها داده اید و این خسارت دیگر قابل جبران نخواهد بود و همواره شخصیت شما در ذهن آنها به عنوان یک فرد بی منطق و خرافی جلوه خواهد نمود. ( نقل به محتوا)

بنا بر این اگر امروز جلوی این گونه رفتارهای غیر متعارف و سست گرفته نشود، فردا خیلی دیر خواهد بود.