مواجهه با پایان جمهوری اسلامی/«حامد تقوی»

 

 

شاید یکی از قوی ترین المان هایی که بر پایان جمهوری اسلامی تاکیید دارد، سرنگونی آن در پسِ ذهن مردم است. اما چیزی که از اهمیت بالاتری بزخوردار است و مهم، آن است که این سرنگونی سیستم منتج به فروپاشی جامعه نشود.
در ایران با چند معضل جدی و خطرناک اجتماعی مواجهیم: جدا افتادگی و فاصله ی شدید معیشتی طبقات فرودست-بالادستی ، فاصله ی جنسیتی مرد و زن ، فاصله های فکر و اندیشگانی پیر و جوان ، معضلات اخلاقی و فحاشی های رایج در متن جامعه. برای رفع این ف‌افص و معضلات نیاز به یک جنگ بزرگ برای رفع تبعیض نیاز هست.
«تروتسکی » در دست نوشته های خود مینویسد:
[امپریالیزم اھداف ویژه ی خود را- یعنی تسخیر مستعمرات، بازارھا، منابع موادخام و حوزه ھای نفوذ- با ایده ھایی نظیر «صیانت از صلح در برابر مهاجمین»، «دفاع از مام میهن »، «دفاع از دموکراسی» و نظایر این ھا، استتار می کند. این ایده ھا سرتاسر کذب ھستند. وظیفه ی ھر سوسیالیست این است که نه فقط از آنان حمایت نکند، بلکه بر عکس در پیش روی مردم نقاب از چهره ی آنان بردارد…
معنای تاریخی عینی جنگ، از اھمیت تعیین کننده ای برای پرولتاریا برخوردار است: کدام طبقه آن را ھدایت می کند؟ و به چه منظوری؟ این است که تعیین کننده است، و نه حقه ھای دیپلماسی که می تواند دشمن را ھمواره در پیش روی مردم به عنوان مهاجم ترسیم کند. به ھمین سان، ارجاعات امپریالیست ھا به شعارھای دموکراسی و فرھنگ ھم کذب است.]
تمامی این معضلات، از زمان قاجار تاکنون بی‌سابقه بوده است. تاکید مطلق بر واژه ی دموکراسی و صحبت از از استقرار دموکراسی همه تبعیضات برطرف می‌شوند، کافی نیست. بیشتر کشورهای دنیا ادعای‌ داشتن دموکراسی هستند ولی در آنها هم برعلیه زنان، نژادها و… تبعیض می‌شود. در کنار دموکراسی، ما نیازمند این هستیم که نمایندگان گروه‌های مختلف اجتماعی حضور مستقیم داشته باشند تا آنها خودشان مانع از تبعیض شوند.