میدل‌ایست: جبهه پایداری به دنبال رییس جمهور کردن «پرویز فتاح» است

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _ فتاح همان روزهای اولی که به ریاست کمیته امداد رسید، به دیدار هاشمی در مجمع تشخیص مصلحت رفت. فتاح در زمان ریاستش بر وزارت نیروی دولت نهم هم برخلاف دیگر اعضای کابینه دولت احمدی‌نژاد که نگاه جناحی و حزبی درباره عزل و نصب‌ها‌ی‌شان داشتند، از نیروهای اصلاح‌طلب هم در این وزارتخانه استفاده کرده بود.

«میدل‌ایست» در مقاله‌ای به پیروزی احتمالی «پرویز فتاح»، رئیس فعلی بنیاد مستضعفان، در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۰ پرداخته و مدعی شده نظرسنجی‌های اخیر در بین اصولگرایان، «فتاح» را در بین چهار کاندیدای مشهور نشان داده و جبهه پایداری به‌عنوان حامی اصلی او مطرح شده است. برخی چهره‌های رسانه‌ای هم مدعی شده‌اند جبهه پایداری به دستور صادق محصولی، وزیر احمدی‌نژاد، کمپین حمایت از فتاح راه انداخته و این به معنی بیرون‌انداختن ضرغامی و جلیلی از دور بازی انتخابات است. فتاح یکی از چهره‌های نزدیک به صادق محصولی، وزیر رفاه و تأمین اجتماعی دولت احمدی‌نژاد و دوست صمیمی رئیس دولت دهم به شمار می‌رود. چنانچه فتاح خود درباره ارتباطش با محصولی گفته است: «صادق محصولی دوست صمیمی ما هستند و از قدیم بودند. همشهری ما هستند. رابطه ما همان دوستی است؛ اما ایشان دنبال کارهای خودشان هستند».

آیا   جبهه   پایداری   واقعا   محور   است؟
در ماجرای فتاح به‌وضوح بر نقش جبهه پایداری تأکید می‌شود؛ در‌حالی‌که سؤال این است که آیا این جبهه به محور برنامه‌ریز جریان اصولگرایی بدل شده؟ درست است که در بزنگاه، اصولگرایان مجبور به باج‌دهی به پایداری‌ها شده‌اند که به زیاده‌خواهی و بازی‌بر‌هم‌زنی شهره‌اند؛ اما در رخدادی مانند انتخاب نامزد نهایی رئیس‌جمهوری، طیف پایداری تک‌خال بازی نیست و در بهترین حالت حامی گزینه‌ای است که می‌داند نظر مثبتی در برخی مراکز قدرت روی آن وجود دارد. اصولگرایی طیف‌های دیگری هم دارد که در تعیین گزینه نهایی اثرگذارند و برآیند یک اجماع نهایی به انتخاب گزینه مد‌نظر منجر می‌شود؛ اگرچه پایداری‌ها از هرگونه تلاشی برای اثرگذاری استفاده خواهند کرد؛ مثلا در انتخابات ۹۶ که برای انتخاب نامزد دست به رأی‌گیری زدند، لابی پایداری- رهپویان در حذف گزینه‌های دیگر بسیار مؤثر بود. در ضمن در شرایط بدون رقیب یا حضور رقبای کم‌رمق جناح مقابل با شانس کم به دلایل مختلف این احتمال وجود دارد که اصلا اجماعی انجام نشود و ما با تعدد در گزینه‌های نامزدهای اصولگرا روبه‌رو شویم که با هم رقابت کنند. مانند سال ۹۲ که نشان می‌داد بازی به‌تنهایی دست جبهه پایداری نیست. مرور آن انتخابات به‌خوبی این ادعا را تأیید می‌کند. اگر به‌خاطر داشته باشیم، گزینه اول آنها کامران لنکرانی بود که از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شد، بعد به سمت سعید جلیلی رفتند؛ ولی چون باقی روی قالیباف نظر داشتند، رأی‌ها شکست و آنها در نهایت انتخابات را باختند. رد‌ صلاحیت لنکرانی، گزینه نخست جبهه پایداری، یعنی این جریان زمین بازی را نمی‌شناخت یا لابی‌گر خوبی نبود یا نامزد مقبول دیگری نداشت که گزینه نخستش رد شد.