نامه تکان دهنده تعدادی از فرماندهان عملیاتی سپاه

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _ جعفر شیر علی نیا نامه ای فرماندهان سپاه را منتشر کرده است ، نامه‌ی تکان‌دهنده‌ی تعدادی از فرماندهان سپاه درباره‌ی اوضاع نابسامان سپاه و جنگ هاشمی گفته بود امضایتان باشد اذیتتان می‌کنند

مدتی پس از عملیات سخت و پرتلفات خیبر، جلسات نقد روند جنگ توسط برخی فرماندهان لشکر ١٠ سیدالشهدا و همچنین رایزنی آنان با مسؤولان کشور به نامه‌ای طولانی در سال۶۳ ختم شد.

نامه بخش‌های مختلفی داشت. در بخش خصوصیات مسوولین اجرایی اداره‌کننده‌ی جنگ نوشته بودند:

–  فقدان علم و تجربه کافی از جنگ نوین در جهان امروز( تصمیمات غیرعلمی و …)

–  با شعار این‌که توکل برای پیروزی کافی است، شدیدا تدبیر و تعقل را از صحنه بیرون کرده‌اند.

–  به دلیل این‌که جواب تبلیغات خارجیان را می‌دهیم و برای حفظ روحیه مردم، دروغ‌های بزرگی را در رده‌های مختلف اجرایی می‌گویند که نه تنها نتیجه عکس می‌دهد بلکه مردم را گیج کرده و در ذهن آن‌ها سوال ایجاد می‌کند.

درباره طرح و برنامه نکاتی نوشته بودند از جمله این‌که:

–  تفکر مسوولین اجرایی عمدتا یک‌بعدی و بیشتر معطوف به عملیات ساده نظامی است تا عملیات پیچیده و همه‌جانبه‌ی سیاسی اقتصادی نظامی.

درباره ساختارهای مربوط به جنگ، از شورای عالی دفاع تا سازمان سپاه را دقیق نقد کرده بودند. درباره رابطه نهادهای مهم کشور و جنگ نوشته بودند:

«مجلس شورای اسلامی در جنگ فعال نیست و اکثر نمایندگان مردمی که درگیر جنگ هستند، از مسایل جنگ بی‌خبرند… قوه قضاییه در جنگ فعالیت اصولی و مستمر ندارد، به همین دلیل: ضعیفان حسابرسی دقیق می‌شوند اما فرماندهان رده بالا حسابرسی نمی‌شوند و به تخلفات احزاب و سازمان‌ها در جنگ رسیدگی نمی‌گردد… برای توجیه نارسایی‌ها و ضعف‌ها از اعتبار حضرت امام خرج می‌کنند… در جمهوری اسلامی مانند قارچ از زمین انواع قرارگاه به بهانه اداره جنگ سبز می‌شوند. تب قرارگاه مملکت را تسخیر نموده و برای انجام هر کاری قرارگاه احداث می‌کنند.»

درباره اختلاف نیروهای نظامی نوشته بودند: «دشمنان خط امام بین تمام نهادهای نظامی انتظامی جمهوری اسلامی اختلاف انداخته‌اند و جریان حاکم بر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سرمنشا این اختلاف‌اندازی‌هاست.»

نامه درباره فرمانده کل سپاه و وزیر سپاه نیز انتقادهای تندوتیزی داشت: «فرمانده کل سپاه، عمده قوای گمنام سپاه را آدم حساب نمی‌کند. اطاعت بی‌چون و چرا از فرمانده و شورای عالی در همه زمینه‌ها خط مشی کلی سپاه است که توسط فرماندهی دنبال می‌گردد.» 

«با آن‌که حضرت امام(ارواحنا فداه) فرموده‌اند ولایت اداری نداریم، مسؤولان و فرمانده کل سپاه از هر طریق کوشش می‌کنند ولایت خود را اثبات کنند… هرکس ولایت فرمانده کل سپاه را قبول نداشته باشد منزوی و سرکوب می‌شود.»

این نامه علاوه بر انتقاد، پیشنهادهای زیادی برای تغییر اوضاع جنگ داشت؛ از جمله تعیین فرمانده‌ای عالی که تمام وقتش صرف جنگ شود و تشکیل ستادی برای ساماندهی نیروهای مسلح. هر دو مورد در ماه‌های پایانی جنگ عملی شد که دیگر دیر شده بود. همچنین پیشنهادهایی داشتند برای حضور اثرگذار دولت و سایر بخش‌های کشور از مجلس گرفته تا نهادهایی مانند شورای انقلاب فرهنگی در جنگ. و پیشنهادهایی درباره سپاه: «هر چه سریع‌تر باید فرمانده و وزیر سپاه تعویض شوند، زیرا خودشان عامل اصلی ضعف‌ها و نارسایی‌ها هستند.»

تحلیل جالبی درباره فرسایشی‌شدن جنگ نوشته بودند: «جنگ فرسایشی و غیرقاطع با صلح فرقی ندارد و هر دو دشمنان انقلاب اسلامی را به مقصود خود می‌رساند… استراتژی کلی جمهوری اسلامی گیج و در ابهام است. باید استراتژی کلی(عمومی و بزرگ) بر اساس پیروزی در جنگ به‌روشنی تهیه و تدوین گردد: بر اساس تصرف بغداد تدوین گردد.»

پیش‌بینی کرده بودند عراق جنگ شیمیایی و جنگ شهرها را گسترش می‌دهد و پیشنهاد دادند که در ساخت انواع موشک و تقویت پدافند هوایی سرمایه‌گذاری شود.

این نامه بسیار طولانی بود که بخش‌هایی از آن در کتاب «مردان رستگار» منتشر شده است. جالب این‌جاست که این نامه به امضای فرماندهانی از سپاه تهیه شده بود که برخی از آن‌ها چندی بعد در جنگ شهید شدند و از نیروهای باسابقه سپاه بودند. 

نویسندگان نامه دیدار و گفتگویی چالشی با هاشمی داشتند و هاشمی گفته بود نامه را به محسن رضایی می‌دهد اما فرماندهان امضاهایشان را بردارند. اما آن‌ها گفته بودند ارزش نامه به امضای فرماندهانی است که خودشان از استخوان‌خردکرده‌های جنگ هستند. 

این نامه و امضاکنندگانش دچار جریاناتی می‌شوند که سید محمد ابوترابی از امضاکنندگان نامه و راوی کتاب مردان رستگار در خاطراتش می‌نویسد: «رویه‌ای در پیش گرفته شد که آقای هاشمی بابتش هشدار داده بود: اگر امضایتان پای نامه باشد، اذیت‌تان می‌کنند.»

جریان نوشته‌شدن این نامه و حوادث پس از آن ماجرای مفصلی است که در یادداشت روز شنبه به آن می‌پردازم.

–  کتاب مردان رستگار توسط انتشارات یا زهرا در سال۹۵ منتشر شده است.

مدتی پس از عملیات سخت و پرتلفات خیبر، جلسات نقد روند جنگ توسط برخی فرماندهان لشکر ١٠ سیدالشهدا و همچنین رایزنی آنان با مسؤولان کشور به نامه‌ای طولانی در سال۶۳ ختم شد.نامه بخش‌های مختلفی داشت. در بخش خصوصیات مسوولین اجرایی اداره‌کننده‌ی جنگ نوشته بودند:-  فقدان علم و تجربه کافی از جنگ نوین در جهان امروز( تصمیمات غیرعلمی و …)-  با شعار این‌که توکل برای پیروزی کافی است، شدیدا تدبیر و تعقل را از صحنه بیرون کرده‌اند.-  به دلیل این‌که جواب تبلیغات خارجیان را می‌دهیم و برای حفظ روحیه مردم، دروغ‌های بزرگی را در رده‌های مختلف اجرایی می‌گویند که نه تنها نتیجه عکس می‌دهد بلکه مردم را گیج کرده و در ذهن آن‌ها سوال ایجاد می‌کند.درباره طرح و برنامه نکاتی نوشته بودند از جمله این‌که:-  تفکر مسوولین اجرایی عمدتا یک‌بعدی و بیشتر معطوف به عملیات ساده نظامی است تا عملیات پیچیده و همه‌جانبه‌ی سیاسی اقتصادی نظامی.درباره ساختارهای مربوط به جنگ، از شورای عالی دفاع تا سازمان سپاه را دقیق نقد کرده بودند. درباره رابطه نهادهای مهم کشور و جنگ نوشته بودند:«مجلس شورای اسلامی در جنگ فعال نیست و اکثر نمایندگان مردمی که درگیر جنگ هستند، از مسایل جنگ بی‌خبرند… قوه قضاییه در جنگ فعالیت اصولی و مستمر ندارد، به همین دلیل: ضعیفان حسابرسی دقیق می‌شوند اما فرماندهان رده بالا حسابرسی نمی‌شوند و به تخلفات احزاب و سازمان‌ها در جنگ رسیدگی نمی‌گردد… برای توجیه نارسایی‌ها و ضعف‌ها از اعتبار حضرت امام خرج می‌کنند… در جمهوری اسلامی مانند قارچ از زمین انواع قرارگاه به بهانه اداره جنگ سبز می‌شوند. تب قرارگاه مملکت را تسخیر نموده و برای انجام هر کاری قرارگاه احداث می‌کنند.»درباره اختلاف نیروهای نظامی نوشته بودند: «دشمنان خط امام بین تمام نهادهای نظامی انتظامی جمهوری اسلامی اختلاف انداخته‌اند و جریان حاکم بر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سرمنشا این اختلاف‌اندازی‌هاست.»نامه درباره فرمانده کل سپاه و وزیر سپاه نیز انتقادهای تندوتیزی داشت: «فرمانده کل سپاه، عمده قوای گمنام سپاه را آدم حساب نمی‌کند. اطاعت بی‌چون و چرا از فرمانده و شورای عالی در همه زمینه‌ها خط مشی کلی سپاه است که توسط فرماندهی دنبال می‌گردد.» «با آن‌که حضرت امام(ارواحنا فداه) فرموده‌اند ولایت اداری نداریم، مسؤولان و فرمانده کل سپاه از هر طریق کوشش می‌کنند ولایت خود را اثبات کنند… هرکس ولایت فرمانده کل سپاه را قبول نداشته باشد منزوی و سرکوب می‌شود.»این نامه علاوه بر انتقاد، پیشنهادهای زیادی برای تغییر اوضاع جنگ داشت؛ از جمله تعیین فرمانده‌ای عالی که تمام وقتش صرف جنگ شود و تشکیل ستادی برای ساماندهی نیروهای مسلح. هر دو مورد در ماه‌های پایانی جنگ عملی شد که دیگر دیر شده بود. همچنین پیشنهادهایی داشتند برای حضور اثرگذار دولت و سایر بخش‌های کشور از مجلس گرفته تا نهادهایی مانند شورای انقلاب فرهنگی در جنگ. و پیشنهادهایی درباره سپاه: «هر چه سریع‌تر باید فرمانده و وزیر سپاه تعویض شوند، زیرا خودشان عامل اصلی ضعف‌ها و نارسایی‌ها هستند.»تحلیل جالبی درباره فرسایشی‌شدن جنگ نوشته بودند: «جنگ فرسایشی و غیرقاطع با صلح فرقی ندارد و هر دو دشمنان انقلاب اسلامی را به مقصود خود می‌رساند… استراتژی کلی جمهوری اسلامی گیج و در ابهام است. باید استراتژی کلی(عمومی و بزرگ) بر اساس پیروزی در جنگ به‌روشنی تهیه و تدوین گردد: بر اساس تصرف بغداد تدوین گردد.»پیش‌بینی کرده بودند عراق جنگ شیمیایی و جنگ شهرها را گسترش می‌دهد و پیشنهاد دادند که در ساخت انواع موشک و تقویت پدافند هوایی سرمایه‌گذاری شود.این نامه بسیار طولانی بود که بخش‌هایی از آن در کتاب «مردان رستگار» منتشر شده است. جالب این‌جاست که این نامه به امضای فرماندهانی از سپاه تهیه شده بود که برخی از آن‌ها چندی بعد در جنگ شهید شدند و از نیروهای باسابقه سپاه بودند. نویسندگان نامه دیدار و گفتگویی چالشی با هاشمی داشتند و هاشمی گفته بود نامه را به محسن رضایی می‌دهد اما فرماندهان امضاهایشان را بردارند. اما آن‌ها گفته بودند ارزش نامه به امضای فرماندهانی است که خودشان از استخوان‌خردکرده‌های جنگ هستند. این نامه و امضاکنندگانش دچار جریاناتی می‌شوند که سید محمد ابوترابی از امضاکنندگان نامه و راوی کتاب مردان رستگار در خاطراتش می‌نویسد: «رویه‌ای در پیش گرفته شد که آقای هاشمی بابتش هشدار داده بود: اگر امضایتان پای نامه باشد، اذیت‌تان می‌کنند.»جریان نوشته‌شدن این نامه و حوادث پس از آن ماجرای مفصلی است که در یادداشت روز شنبه به آن می‌پردازم.-  کتاب مردان رستگار توسط انتشارات یا زهرا در سال۹۵ منتشر شده است.

عملیات خیبر عملیات تهاجمی نظامی نیروهای مسلح ایران، در خلال جنگ ایران و عراق بود، که به‌صورت مشترک توسط سپاه پاسداران (در منطقه هورالعظیم) و نیروی زمینی ارتش (در منطقه زید) و نیز با پشتیبانی هوانیروز ارتش و نیروی هوایی ارتش، اجرا گردید.این عملیات در تاریخ ۳ اسفند ۱۳۶۲ آغاز شد و پس از ۲۰ روز نبرد خونین، در ۲۲ اسفندماه ۱۳۶۲ با اشغال جزیره مجنون توسط نیروهای ایرانی و با بجا گذاشتن ۱۵ هزار نفر کشته و زخمی از نیروهای عراقی و ۳۰ هزار کشته و زخمی از نیروهای ایرانی، به‌پایان رسید.در این عملیات همچنین ۲ فرمانده میانی سپاه پاسداران؛ محمد ابراهیم همت (فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله) و حمید باکری (جانشین فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا) کشته شدند.عملیات خیبر بخشی از تهاجم نیروهای مسلح ایران در جریان نبرد نیزارها محسوب می‌شود.

6 دیدگاه برای «نامه تکان دهنده تعدادی از فرماندهان عملیاتی سپاه»

  • مرداد ۵, ۱۳۹۹ در t ۰:۴۵ ق٫ظ
    Permalink

    از این چیزها زیاد گفتند و شنیدیم، هم در جبهه و هم در پشت جبهه، خدا به روح همه رزمندگان قناعت و ایمان مستحکم عطا کند که در جای خودشان بمانند

  • مرداد ۵, ۱۳۹۹ در t ۱:۱۰ ق٫ظ
    Permalink

    محسن رضایی وبعضی ازفرملندهان سپاه بایدب عنوان جنایت کارجنگی محاکمه شونداگرچه امروزفراربه جلوکردن ورفتن اماماهم خدابی دارییم سردارموییدنیایکی ازاون کسانی که که باسدمحاکمه شود

  • مرداد ۵, ۱۳۹۹ در t ۱۰:۲۸ ق٫ظ
    Permalink

    باشه همونی که شما میگید.!!

  • مرداد ۵, ۱۳۹۹ در t ۱۱:۰۱ ق٫ظ
    Permalink

    فقط خدا بداد این مردم برسه با این اوضاع

  • مرداد ۵, ۱۳۹۹ در t ۱۲:۵۳ ب٫ظ
    Permalink

    برای درک عمق فاجعه عملیات خیبر،رجوع کنیدبه عملیات والفجر۶ که بایک روزاختلاف قبل ازخیبربعنوان عملیات فریب انجام شدبه دستورفرمانده ی جوان سپاه جناب رضایی که به قول سردارکمیل عملیاتی شتاب زده وفاقدکمترین شناسایی ها و پشتیبانی توپخانه ها وبچه های دلاورلشکر۲۵کربلا تنهاباسلاح سبک ونهایتش آرپی جی ،مقابل چندلشکرتادندان مسلح عراق رفتندتاحواس دشمن رابه سوی منطقه عمومی چیلات معطوف کنندتافشاردرمنطقه عملیاتی خیبرکم شود !علیرغم مخالفت فرماندهان لشکر۲۵کربلا بخاطرفقدان طرح وبرنامه و…بافشارمحسن رضایی وشمخانی عاشورای دلاوران مازندرانی رقم میخورد برای دریافت عمق بی تدبیری فرماندهان بلندپایه سپاه برویدکتاب عروج ازچیلات درباب جانشین فرمانده گردان مسلم سردارصدیف اسماعیل پوررابخوانیدیاحتی به سایت محسن رضایی دربازخوانی جنگ با سردارغلامعلی رشیدرامطالعه کنید و غایت بی تدبیری وعاقبت توهم کمال وپیشرفت رابه عینه ببینید.تادریابیدچه دلاورانی راازدست داده ایم “میدانستند چه خبراست ولی بامیل ورضا مهیای انجام تکلیف بودند”

  • مرداد ۵, ۱۳۹۹ در t ۱:۰۹ ب٫ظ
    Permalink

    وبازطبق دلبستگی سرداررضایی ازعملیات والفجر۶،بنام عملیات فریب یادمیشود !!همه ی شهدا و رزمندگان دلاورلشکر۲۵کربلای مازندران امیدواربودندبا این جانفشانی درزمین دشمن ومنطقه ای سنگلاخی و….مصادف است باپیروزی بزرگ درعملیات خیبرچراکه امثال هاشمی ودیگرسران پیروزی بزرگ میخواستند که درخاطرات هاشمی شرح کشافی درباب این عملیات آمده…که هاشمی با حقایقی تکان دهنده وعریان روبرو می شود به همین دلیل به فرماندهان میانی ومیدانی جنگ هشدارمیدهدامضایتان پای نامه نباشد …ببینیدعاقبت دلاوران منتقدجنگ رااگرخواهان کشف حقیقت هستید .این واکاوی ها برای آیندگان میماندومحکوم به تکراراشتباهات نمی شوند

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.