نامه خاتمی به رهبری؛ به نرمی سخن گفتن گام اول است، باید انذار داد و ترساند و بدیل شد! / یادداشت

✍️حسین جعفری

نامه ۳۷ صفحه‌ای جناب خاتمی به رهبری که گویا دو ماه قبل نوشته شده، این روزها در مرکز توجه است. نامه‌ای که از محتوای آن خبری دقیقی در دست نیست و به این جهت همه ی اظهارات حولِ حواشی آن است.

کیهان و رسانه های وابسته به جریان اقتدارگرایی آرزوی اخذ توبه از محصورین و خاتمی دارند.(در نهایت هم می گویند اگر توبه نشود اعدام در انتظارشان است) و با عصبانیت می نویسند: “خاتمی اگر واقعا قصد ابراز ندامت و عذرخواهی دارد، باید این کار را علنی و با صراحت انجام دهد، از نظام و مردم طلب عفو نماید. توبه این‌چنینی و قول اصلاح‌ و جبران، شرط ادعای اصلاح‌طلبی است”.

در میان علاقمندان و مومنان به خاتمی و وفاداران به جریان اصلاحات نیز نوشته ی کوتاه ابطحی گویاست:
“می دانم آقای خاتمی نامه ای سربسته… تحویل دفتر رهبری داده است… اختلاف نظر آشکاری در میان بزرگان اصلاح طلب هست که آیا در حاکمیت؛ گوشی برای شنیدن نظرات متفاوت وجود دارد یا خیر؟ من هم شخصاً معتقد نیستم نامه آقای خاتمی با ریل گذاری فعلی سیاسی تاثیر گذار باشد و یا پاسخی دریافت کند. … اشکالی اگر بوده است به سکوت آقای خاتمی در موارد مختلف هست. این بار که سکوت نکرده و …”

روشن است که از محتوای نامه جناب خاتمی کسی اطلاع دقیق ندارد اما همین که بسیار مفصل است یعنی احتمالاً پس از بیان مقدمه ی بسیار همدلانه، در بخش اعظمی از آن به معضلات کشور و راه حل ها اشاره شده است. و امیدواریم به هنگام طرح معضلات و اشاره به ریشه های آن، صریح و شفاف بوده و از ترس سوء تفاهم احتمالی؛ “لین بودن” را با “مصانعه” اشتباه نگرفته و خلاف دستور صریح حضرت علی(ع) عمل نکرده باشد.[ “فَلاَ تُکَلِّمُونِی بِمَا تُکَلَّمُ بِهِ الْجَبَابِرَهُ، …با من آن گونه که با زمامداران ستمگر سخن گفته مى شود سخن نگویید و آن گونه که مردم خود را در برابر حاکمان جبّار حفظ مى کنند محدود نسازید و به طور تصنّعى با من رفتار نکنید. … زیرا کسى که شنیدن حق یا پیشنهاد عدالت به او برایش سنگین باشد عمل به آن دو براى او سخت تر و سنگین تر است.” اشاره به اینکه آنها که توان شنیدن انتقاد را ندارند از انجام اصلاحات ناتوان ترند و بنابراین هر روز در ظلم و فساد بیشتر فرو مى روند.(مکارم شیرازی)]

در خصوص این نامه چند نکته قابل اشاره است:
۱- شوربختانه اصلاحات به سه عارضه ی مهم مبتلاست؛ اعلام علنی و شفاف نمی شود که قرار است چه چیزی را در کدام حوزه ها اصلاح کنند! دچار روزمرگی شده؛ نقشه راه ندارند و تصور می کنند برای انجام اصلاحات باید از رهبری اجازه بگیرند! به همین هم جهت سکوت خاتمی، مهمترین نقد منتقدان به ایشان و جریان اصلاحی منفعل است و انتظار می رفت تا شخص خاتمی عزیز لااقل در رفع معضل اول همت کرده و در مخاطبه ی علنی و شفاف با رهبری و مردم، اهداف اصلاحی را تشریح نماید! علاقمندم همانند ابطحی تصور کنم که صدور این نامه به معنای شکستن سکوت و خروج از انفعال و انجام ۵۰ درصد از انتظارات است و صد البته امیدواریم اگر این نامه مشفقانه پاسخ درخور نیافت؛ ۵۰ درصد مابقی انتظارات از خاتمی نیز محقق شود و نامه انتشار علنی یابد تا مردم بطور شفاف بدانند اصلاحات مد نظر خاتمی چیست و چه مقدار با مطالبات مردم هماهنگ است؟!

۲-این نامه بی تردید با لحنی نرم و لین نوشته شده و به یقین با ذکر برخی مشترکات شروع شده تا به طرح معضلات و راه حل ها برسد! بنظر این نوع نرم نوشتن؛ مورد پسند بخشی از نیروهای اصلاح طلب و تحواه خواه و اکثریت براندازان نیست. اما دوستان تحول خواه و حتی برانداز نباید بدلیل لحن نرم و مسالمت آمیز آن احساس ناراحتی کنند که خداوند به موسی نیز دستور داده بود که لین سخن بگوید!

۳-حال که خاتمی به توصیه ی خداوند برای مخاطبه ی “لین و نرم” عمل کرده، مناسب است که با عمل به سایر توصیه های این داستان، به گونه ایی رفتار کند تا ثمره ی این اقدام مشفقانه اش ابتر نماند:
اول اینکه؛ “فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَیِّنًا لین سخن ‌بگوید” که گفت!

دوم؛ به تنهایی سخن نگوید “فَقُولَا ” و به همین جهت باید سایر بزرگان جریان اصلاحی؛ همراهی اش کنند!

سوم؛ بقصد اجازه نرود و از موضع ضعف سخن نگوید؛ بلکه با قدرت عمل کند.”یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشَى”

چهارم؛ بدیل باشد نه بدل! ” فَأَرْسِلْ مَعَنَا بَنِی إِسْرَائِیلَ وَلَا تُعَذِّبْهُمْ ” و صراحتاً ضمن نفی رویه موجود و اعلام اینکه ادامه روند موجود یعنی عذاب کردن مردم!، راه حل هایش برای اداره مطلوب جامعه را بدیل بداند!

پنجم؛ از زیاده روی اعوان قدرت نترسد زیرا در محضر خداست.
” لَا تَخَافَا إِنَّنِی مَعَکُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى” و البته مهمترین یاری خداوند؛ همراه کردن مردمی است که اصلاح و تحولِ درونزا و بدون خشونت را دنبال می کنند.