نامه سرگشاده نرگس محمدی, فعال حقوق بشر در حمایت از سحر خدایاری

پایگاه خبری / تحلیلی نگامدر پی خودسوزی و فوت سحر خدایاری, شهروند ساکن تهران که بعد از اطلاع یافتن وی از صدور حکم حبس تعزیری از بابت اتهام “تلاش وی برای ورود به استادیوم برای تماشای مسابقه فوتبال” اقدام به خودسوزی کرد و در نهایت در تاریخ ۱۸ شهریورماه ۱۳۹۸, در بیمارستان جان خود را از دست داد “نرگس محمدی”, فعال حقوق بشر محبوس در بند زنان زندان اوین, در نامه ای سرگشاده پیرامون خودسوزی سحر خدایاری واکنش نشان داد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران بنقل از کانون مدافعان حقوق بشر, روز یکشنبه ۲۴ شهریور ماه ۱۳۹۸, “نرگس محمدی”, فعال حقوق بشر و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر و زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین, در نامه ای سرگشاده نسبت به خودسوزی سحر خدایاری, دختری که پس از اطلاع یافتن از محکومیت وی به تحمل حبس تعزیری توسط دادگاه کیفری در تهران خودسوزی کرد نسبت به این حادثه واکنش نشان داد. 

این فعال حقوق بشر, در بخشی از نامه خود نوشت که “سحر خدایاری”, جانش را مقابل دری سوزاند که به جای گشودن عدالت به روی انسان ها ، ستم و بی داد را بر آنها روا میدارد. او درست در مقابل بی دادگاهی، جانش را سوزاند که مامن قلم به دستانی است که جوهر قلمشان زندگی ها تباه می سازد. همان بی دادگاهی که زنان و مردان بی شماری را طی۴۰ سال گذشته به ناحق به اعدام، حبس و شکنجه و شلاق محکوم نموده و زندگی ها و جان ها به یغما برده است. همان بی دادگاهی که ناباورانه جوانترین دختر بند زنان اوین ، صبا کرد افشاری ۲۰ساله را در جایگاه سنگین حبس ترین زندانیان بند زنان (محکومان به ۱۵سال حبس چون فاطمه مثنی و مریم اکبری ) نشانده و دختر جوان ، یاسمن آریانی را به ۱۰سال حبس محکوم کرده است. همان بی دادگاهی که فعالان حقوق کارگری را به حبس های سنگین محکوم نموده و زندانیان سیاسی که سالهای سال به بند کشیده شده اند را از حقوق انسانی و قانونی شان محروم کرده است.

متن نامه نرگس محمدی, فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی در ادامه می آید؛ 

همان سان که صدا با سکوت آشتی نخواهد کرد ، زن سرافراز ایرانی تن به تحقیر، بی عدالتی و زورگویی استبداد نخواهد داد.

سحر در مقابل دادگاه انقلاب در خیابان معلم خود را به اتش کشید. درست جایی که قدرت حاکمه، عدالت را به زنجیر کشیده است. درد جان سوز را با شیوه ای دردناک باید عیان کرد . سحر درد حبسِ عدالت را با به آتش کشیدن جانش عیان کرد. او عدالت ستیزی دستگاه مدعی عدالت پروری را درست در مقابل درهای آهنینش و با رقصی در میانه آتش سرخ بر صورتشان کوبید. او درست در مقابل بی دادگاهی، جانش را سوزاند که مامن قلم به دستانی است که جوهر قلمشان زندگی ها تباه می سازد. همان بی دادگاهی که زنان و مردان بی شماری را طی۴۰ سال گذشته به ناحق به اعدام، حبس و شکنجه و شلاق محکوم نموده و زندگی ها و جان ها به یغما برده است. همان بی دادگاهی که ناباورانه جوانترین دختر بند زنان اوین ، صبا کرد افشاری ۲۰ساله را در جایگاه سنگین حبس ترین زندانیان بند زنان (محکومان به ۱۵سال حبس چون فاطمه مثنی و مریم اکبری ) نشانده و دختر جوان ، یاسمن آریانی را به ۱۰سال حبس محکوم کرده است. همان بی دادگاهی که فعالان حقوق کارگری را به حبس های سنگین محکوم نموده و زندانیان سیاسی که سالهای سال به بند کشیده شده اند را از حقوق انسانی و قانونی شان محروم کرده است.

سحر جانش را مقابل دری سوزاند که به جای گشودن عدالت به روی انسان ها ، ستم و بی داد را بر آنها روا میدارد.

این روزها در این بیدادگاه ، زنان و مردان بسیاری برای احقاق حقوق کارگران ، معلمان و زنان که اقدامات مدنی و قانونی انجام داده اند ، با سنگین ترین احکام به حبس کشیده میشوند.

از زمان بر سر کار آمدن اقای رییسی ، تعداد زندانیان زن در اوین به سرعت در حال افزایش است . تا چند وقت پیش، در این بند ۱۵ تا ۲۰ زندانی زن بودیم ، اما اکنون ۵۶ زندانی زن (فقط) در بند اوین هستیم . مقررات سخت گیرانه پی در پی تحمیل می شود. بازداشتگاه های غیر قانونی و خارج از نظارت سازمان زندان ها در اطراف شهر تهران دایر و فعال شده و متهمان در سلول های انفرادی امنیتی نگهداری شده و مورد بازجویی قرار می گیرند . شدت سرکوب را هر لحظه میتوان حس کرد. برای افشای چنین رسم ظالمانه ای آن هم از سوی دستگاهی که مدعی عدالت است ، دختر آبی در میان شعله های سرخ، پر و بال سوخته عدالت را به نمایش گذاشت شاید به خواب رفتگان بدتر از مرگ به خود آیند. در این بی دادگاه ، در سحرگاهی دگر، کدامین سحر خواهد سوخت ؟ ما در این سحرگاهان چه خواهیم گفت؟

نرگس محمدی / بند زننان زندان اوین / ۲۴ شهریور ماه ۱۳۹۸

پیرامون نرگس محمدی, فعال حقوق بشر و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر و زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین لازم به ذکر است؛ وی از تاریخ ۱۵ اردیبهشت ١٣٩۴در زندان بسر می‌برد، برای سه اتهام به ۱۶ سال زندان محکوم شده است. پنج سال برای ” اجتماع و تبانی علیه نظام” یک سال برای “برای تبلیغ علیه نظام” و ده سال برای تاسیس و همکاری با انجمن لگام، انجمنی برای لغو مجازات اعدام، مطالبه‌ای که از سوی حکومت در ایران تحمل نمی‌شود.

بنا بر ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی و با در نظر داشت «مجازات اشد»، نرگس محمدی باید ١٠ سال زندان را تحمل کند. به گفته بهزادی راد، نرگس محمدی بیش از ۷ سال محکومیت خود را گذرانده و مشمول آزادی مشروط است.

نرگس محمدی,  در تاریخ ۲۲ دیماه ۱۳۹۷ به همراه نازنین زاغری در اعتراض به چگونگی نحوه رسیدگی به وضعیت درمانی به مدت سه روزه دست به اعتصاب غذا زده و با وعده مساعد مسئولان زندان در تاریخ ۲۴ دیماه به اعتصاب خود پایان دادند. با این حال مسئولان زندان به وعده خود عمل نکرده و مجدداً از اعزام او به بیمارستان جلوگیری کردند. در حال حاضر درخواست مرخصی استعلاجی نرگس محمدی در انتظار تایید دادستان تهران است.

همچنین سحر خدایاری شناخته شده به دختر آبی، در اسفندماه ۱۳۹۷,  به هنگام ورود به ورزشگاه آزادی برای تماشای دیدار تیم های استقلال ایران و العین امارات بازداشت و به زندان قرچک منتقل شده بود. وی روز دوشنبه ۱۱ شهریورماه جهت پیگیری پرونده اش به دادسرای تهران مراجعه کرده بود و پس از اطلاع یافتن از محکومیتش به ۶ ماه حبس در مقابل دادسرا اقدام به خودسوزی کرد. دختر آبی در تاریخ ۱۸ شهریورماه بر اثر پیامدهای ناشی از سوختگی در بیمارستان فوت کرد.
مرگ دختر آبی با واکنش های گسترده ای از سوی فوتبالیست‌ها، هنرمندان، سیاستمدارها و سازمان های حقوق بشری در داخل و خارج از کشور مواجه شد. از این میان می‌توان به واکنش فدراسیون بین المللی فوتبال، سازمان عفو بین الملل، باشگاه آ.اس.رم، بازیکنان تیم ملی زنان سوئد، فرهاد مجیدی، علی کریمی، علی دایی، جعفر پناهی و معصومه ابتکار اشاره کرد.

گفتنی است زنان ایرانی اجازه ورود به ورزشگاه‌ها برای تماشای تمرین و بازی های فوتبال مردان را ندارند.

جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا پیشتر طی نامه‌ای به مهدی تاج، رئیس فدارسیون فوتبال ایران ضمن ابراز تاسف در خصوص اجرایی نشدن تعهدات حسن روحانی مبنی بر حضور زنان در ورزشگاه‌ها، از وی درخواست کرده بود که تا قبل از ۱۵ ژوئیه ٢٠١٩ مقدمات لازم برای حضور زنان ایرانی و خارجی برای تماشای بازی های فوتبال در ایران فراهم شود. این ضرب‌الاجل به پایان رسیده است و در صورت عدم برداشتن ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاه‌ها ممکن است هر برخوردی با فوتبال ایران صورت بگیرد.

 سازمان عفو بین الملل, در تاریخ ۲۰ شهریور ماه ۱۳۹۸,  با صدور اطلاعیه ای مطبوعاتی نسبت به این فاجعه واکنش نشان داد. در بخشی از این اطلاعیه بنقل از فیلیپ لوتر, مدیر بخش پژوهش‌ها و امور حقوقی خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین‌المل آمده است: اتفاقی که برای سحر خدایاری افتاده اتفاق دل‌خراشی است و اثرات بی‌اعتنایی شدید و هولناک مقام‌ها و مسئولان ایرانی به حقوق زنان در این کشور را آشکار می‌کند. تنها “جرم” او زن بودن در کشوری بود که زنان در آن‌جا مورد تبعیض قرار می‌گیرند، تبعیضی که در قوانین نهادینه شده و به هراس‌انگیزترین شیوه‌های قابل تصور در تمام عرصه‌های زندگی زنان و حتی در عرصه‌ی ورزشی متبلور می‌شود.