نامه های احمدی نژاد / یادداشت

✍️ فرهاد قنبرى

یکی از رفتارهای همیشگی احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری و پس از آن نامه نگاری های مختلف او است.


احمدی نژاد در این مدت نامه هایی به مقامات مهم بین المللی از قبیل رئیس فعلی و سابق سازمان ملل و نامه به رئیس جمهور فعلی (ترامپ) و سابق آمریکا داشته است.


در بعد داخلی نیز احمدی نژاد بارها نامه هایی به رئیس قوه قضاییه، رئیس مجلس و رهبری نگاشته اند.

با نگاهی به متن تمام نامه های نگاشته شده احمدی نژاد به چند مسئله کلی می توان پی برد:


۱_ از ویژگی های تمام نامه های احمدی نژاد لحن «نصیحت گون» آنهاست. احمدی نژاد در تمام نامه هایش با اشغال جایگاه «دانای کل» خود را همچون پدری مهربان نشان می دهد که می خواهد به فرزند خام و مغرور خود نصیحت ها و توصیه های اخلاقی بکند. او سعی می کند با ادبیات خاص خود مسیر درست را به سیاست مداران نشان دهد و آنها را از اشتباهات شان آگاه کرده و به آنها کمک کند.

۲_ از دیگر ویژگی های نامه نگاری های احمدی نژاد لحن آمرانه و دستوری آنهاست. او سعی می کند پس از توصیه ها و نصایح اخلاقی انجام یا عدم انجام برخی امور را به مخاطبان خود یاد آوری نماید. در این بخش از نامه ها به وضوح از مخاطبان خود می خواهد که چه کنشی را انجام دهند یا کدام مقام را کنار بگذارند و سیاست های خود را چگونه پیگیری نمایند.

۳_ ویژگی دیگر نامه های احمدی نژاد وجه «الهی » و «غیب گون» این نامه هاست. احمدی نژاد در این نامه ها به گونه ای سخن می گوید که انگار توسط یک نیروی غیبی هدایت می شود و خیر و شر بشریت و ایران را بهتر از هر کسی می داند، احمدی نژاد خود را به گونه ای حامل پیام الهی می داند که به غیر از او کسی از آن آگاه نیست و این وظیفه بر شانه های او قرار داده شده است تا همچون پیامبری الهی مسیر سعادت و خوشبختی را به همگان نشان دهد.

۴_ ویژگی پایانی نامه های احمدی نژاد طلب خیر و مغفرت و عفو الهی برای تمام مخاطبان خویش است، او در این بخش از نامه ها نیز خود را در یک جایگاه مافوق بشری و خدایگانی قرار می دهد که با اینکه به اشتباهات بندگان خود آگاه و عالم است ولی همچنان برای آنها خیر و نیکی را طلب می کند.

حال سوالی که در ذهن ایجاد می شود این است که چرا احمدی نژاد خود را دارای چنین جایگاهی می داند و به خود حق می دهد با چنین ادبیاتی با مقامات مختلف داخلی و بین المللی سخن بگوید!؟


واقعیت این است که احمدی نژاد پس از پیروزی در انتخابات سال هشتاد و چهار هیچگاه اعتماد به نفس پذیرش چنان رایی را پیدا نکرد، او در واقع در مواجه با خویشتن خود هیچگاه نکته خاصی در خود پیدا نکرد که به آن تکیه کرده و آن را باعث جذب چنان رایی بداند و به همین علت دنبال دلایلی «غیر شخصی» برای این میزان رای و اعتماد عمومی به خود بود، او در این مواجه به تنها نتیجه ای که رسید عنایت ویژه الهی و نظر کرده بودن امام زمان بود، به این دلیل او از ابتدا در تصور اینکه از طرف خدا برگزیده شده است خود را دارای «هاله الهی» می دید که او را احاطه کرده است و همه جا همراه و همگام اوست.


احمدی نژاد با گذشت بیش از دوازده سال هنوز با واقعیت کنار نیامده و هنوز خود را نظر کرده الهی می داند که باید به رسالت خود جامعه عمل بپوشاند و در این مسیر هر خطری را به جان بخرد.

احمدی نژاد به مانند دون کیشوتی است که توسط چندین سانکو پانزا احاطه شده است که بر این توهم او می دمند و مانع از درک واقعیت از سوی او می شوند.