نامه و حامل نامه!

✍️احمد زیدآبادی

مشاوران محمد باقر قالیباف می‌کوشند تا انتقال نامۀ رهبر جمهوری اسلامی به ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه توسط وی را به چیزی فراتر از “امری مرسوم” تعبیر کنند.

به زعم این مشاوران، نه فقط محتوای نامۀ رهبری بلکه انتخاب شخصِ نامه‌رسان نیز در این میان از اهیمت ویژه‌ای برخوردار است. در واقع تنها چیزی که از این نوع اظهارنظرها به ذهن مخاطب متبادر می‌شود این است که رهبری نظام از حضور رئیس مجلس در پستی بالاتر حمایت می‌کند و آن پست نیز چیزی جز ریاست جمهوری نیست.

از نگاهی تحلیلی، چنین تفسیری ازانتخابِ پیام‌رسان چندان واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد. از آنجا که به احتمال زیاد، انتخابات ریاست جمهوری سال آینده عمدتاً صحنۀ رقابت بین چهره‌های اصولگرا خواهد بود، بنابراین بسیار بعید است که رهبری نظام بخواهد پیشاپیش نشانه‌ای آشکار از حمایت خاص خود از یکی از آنها به افکار عمومی ارسال کند.

در این میان محتوای نامه به پوتین نیز در محافل گوناگون مورد گمانه‌زنی‌های متفاوت و بعضاً متناقضی قرار گرفته است. گرچه حدس دقیق جزئیات نامه کاری دشوار است، اما به نظرم محتوای اصلی آن چیزی خلاف اظهارات رسمی ماه‌های اخیر نباشد.

از نگاه رهبر جمهوری اسلامی، دوران افول آمریکا آغاز شده است و این مسئله خود فرصتی ایجاد کرده تا ایران به همراه روسیه و چین، زمینه‌های یک نظم تازه را در خاورمیانه پایه‌ریزی کنند؛ نظمی که نقش آمریکا در آن کاملاً حاشیه‌ای باشد.

به نظرم نامه به پوتین عمدتاً تشریح همین وضعیت و دعوت از وی برای همکاری گسترده‌تر با ایران در این جهت و احتمالاً پذیرش انعطاف‌هایی برای رفع نگرانی‌های کلان روسیه از برخی رفتارهای جمهوری اسلامی از جمله در مورد اهداف نهفته در پشتِ قانون “اقدام راهبردی برای رفع تحریم‌ها” باشد.