نظریه‌های توطئه به‌خاطر نام کرونا روی اسپری ضدعفونی‌کننده

پایگاه خبری / تحلیلی نگامویدیویی در شبکه‌های اجتماعی جهان همرسانی می‌شود که در آن یک شهروند آمریکایی یک اسپری ضدعفونی‌کننده Lysol را در فروشگاه زنجیره‌ای والمارت نشان می‌دهد که پشت قوطی نوشته شده است که این اسپری از بین‌برنده ویروس کرونا (humani coronavirus) است.

این اسپری تنها موردی نیست که نام ویروس کرونا را روی خود دارد.  چاپ نام ویروس کرونا بر روی بسته‌بندی برخی اسپری‌ها و مواد شوینده، توجه بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی را در ایران و جهان به خود جلب کرده است. سوالی که ممکن است به وجود آید این است که چگونه ممکن است مدت‌ها قبل از شیوع ویروس کرونا، شرکت‌هایی نام این ویروس را بدانند و برای از بین بردن آن محصولی تولید کنند؟ آیا این نشانه‌ای از یک توطئه است؟ ماجرای نام کرونا روی اسپری دتول چیست؟ و مهم‌تر از همه اینکه آیا این مواد شوینده می‌توانند ویروس کرونای جدید را از بین ببرند؟

کلید حل این سوال‌ها، به تاریخچه شناسایی و نام‌گذاری ویروس کرونا باز می‌گردد. بر اساس اعلام موسسه CDC (مرکز کنترل و پیشگیری بیماری آمریکا) اولین نمونه ویروس کرونای انسانی، اوایل دهه ۴۰ هجری شمسی شناسایی شده است. سازمان بهداشت جهانی در وبسایت خود توضیح می‌دهد که ویروس کرونای جدید یا همان COVID19 جدیدترین نوع از ویروس کروناست و  MERS و SARS دو نوع شایع دیگر از این ویروسند.

بنابراین واژه «کرونا» پیشینه‌ای فراتر از شیوع نوع جدید آن دارد و عجیب نیست که روی شوینده‌ها، اسپری‌ها و دستمال‌های تمیزکننده محصولاتی چون Dettol، Clorox و Lysol نام این ویروس را مشاهده کنیم.

بی‌شک هیچ‌کدام از این محصولات مدعی درمان بیماری نیستند. این‌ها محصولات تمیزکننده‌‌ای هستند که برای ضدعفونی کردن سطوح به کار می‌روند. نگاهی به وبسایت رسمی Colorox نشان می‌دهد که این ماده ضدعفونی تنها می‌تواند روی ویروس‌های «مشابه» CONVID19‌ یا همان کرونای جدید تاثیرگذار باشد. توضیح مشابهی را می‌توان در سایت رسمی Lysol دید که تنها به اثر احتمالی آن بر روی «ویروس‌های مشابه» اشاره شده است.

بنابراین تعجبی ندارد که نام کرونا را روی بسته‌بندی این محصولات ببینیم. برخی از کاربران شبکه‌های اجتماعی هم با دامن‌زدن به همین مساله ادعا می‌کنند که ویروس کرونای جدید از مدت‌ها پیش ساخته شده که ادعایی بی‌اساس است.

1 دیدگاه برای «نظریه‌های توطئه به‌خاطر نام کرونا روی اسپری ضدعفونی‌کننده»

  • اسفند ۱۱, ۱۳۹۸ در t ۴:۰۹ ق٫ظ
    Permalink

    میر فطروس که یک مارکسیست هست و دست عباس میلانی را در تحریف تاریخ معاصر ( مصدق ، شاه ، انقلاب ۵۷ طبقه متوسط ایران برای دموکراسی وا زادیهای سیاسی ) رو کرده ، یک تکه دیگر دارد به این شرح ،
    در ردِّ نظرِدکترمیلانی مبنی بر«اسلامی شدنِ جامعۀ ایران در زمانِ شاه»ءمی توان پرسید:این چه«جامعۀ اسلامی» بوده که۹۰% نویسندگان،شاعران و روشنفکرانِ آن چپ یا سکولاربودند؟
    در حالیکه خود او افسون تاریخ نویسی لنینیستی روسی است و اگاهانه یا ناخود اگاه جبهه شوروی را با جبهه امریکا قاطی می کند ، اما اطلاعات مهمی را مطرح میکند که نشان کامل دارد از اینکه یک باندهایی در انقلاب ۵۷ بودند که در مصر ناصری ، عراق صدام ، چریک های فلسطینی در لبنان و سوریه تعلیمات نظامی دیده اند ، وارد دستگاه خمینی شدند ، و انقلاب را دزدیدند و روسی کردند . البته او چون خودش مارکسیست است نقش باند همکار آنها :کیانوری ، عمویی ، طبری ، فدائیان خلق سیاه کلیست ژاندارم کش را ندیده می گیرد .
    بنده بارها گفته ام که هر تحلیلی و تفسیری که در ان نقش تعیین کننده توده ایها ، مارکسیست های روسی را ندیده بگیرد دروغ بافی روسی است . مارکسیست های روسی که رهبری جریانهای سیاسی در ایران (حتی حزب رستاخیز و رادیو تلویزیون شاه و کانون نویسندگان و جبهه ملی و نهضت ازادی و ملی مذهبی های دشمن بازرگان و …) و رهبری جریانات فکری ، روزنامه ها ، انتشارات ، …. را در زمان شاه و بعد خمینی و رفسنجنایی و موسوی و خاتمی و احمدی نژاد و روحانی ( زمان رهبری خامنه ای ) درداخل و رسانه های فارسی در خارج در دست خود داشتند ، سفارت امریکا و مراکش را اولین بار فدائیان اشغال کردند ، امریکا ستیزی و دشمنی با جریانات لیبرال و ملی ( بازرگان ، بنی صدر ، سنجابی ، نزیه ، فروهرها ، امیر انتظام ، ….) و اتحاد انها با سحابی و پیمان و موسوی و نبوی و رفسنجنایی و خوئینیها و … تا به امروز ، بلوا سازی در کردستان و خوزستان و ترکمن صحرا ، …. انهم از سوی گروهی که مدعی است ۳۰۰ یا ۴۰۰ نفر بوده اند ، می گویند در هیچ کار حکومت دخالت نداشتند ، کاملا این تئوری های توده ای روسی گوادلوپ و کمر بند سبز و بختیار و …. را رسوا میکند . ببینید همین مارکسیست منتقد عباس میلانی که جاسوس پنهان در استانفورد امریکا است چه گونه مخلوط میکند کنفدراسیون و کارتر و کمپانی های نفتی را با امریکا ستیزان و چریک هایی که در کشورها ی ساخت شوروی و تروریست پرور فلسطینی و کوبا و .. تعلیم دیدند و به بازرگان و نزیه و مصدق و بنی صدر و سنجابی و فروهر ها و آمیر انتظام همان قدر خیانت کردند که به شاه . یعنی اگر به گوادلوپ و حقوق بشر کارتر بهای اصلی را بدهیم ، پس کسانی که انرا بهم زدند ، توده ایها ، فدایی ها ، ملی مذهبی ها ، رفسنجانی و کیانوری و خوئینی ها و محمد منتظری و … یعنی همانهایی که الان حکومت میکنند به نام انقلاب ۵۷ اما ورژن بعثی روسی انها ! انچه امریکا و اروپا ناچارا در پی بیرون ریختن ملت ایران و غافلگیر کردن شاه مدرن مجبور بودند به ان امیدوار باشند نه کمربند سبز روسی بود (که امریکا ستیزی را وارد اسلام و کشورهای مسلمان کرد البته به کمک کودتای نظامی و اشغال افغانستان که موازی ان پیش رفت و نسل کشی صربها در قلب اروپای شرقی) ، که روی کار امدن یک دولت میانه رو هوادار امریکا مثل بازرگان و جبهه ملی بود ( شبیه ترکیه) که متحد امریکا بماند و جاسوس شوروی نشود . اما شوروی در ایران شاه و انقلاب دست بالاتر داشت ، هنوز هم دارد ، یعنی مغز سازی کرده و فرهنگ سازی کرده بود . لشگر سیاهی مارکسیستی ابزار ک گ ب و پاتریس لومومبا ارتش پنهان شوروی بودند . شاه فقط در ظاهر حکومت می کرد . همان گونه که خمینی و خامنه ای فکر کردند و میکنند انها هستند که این نمایشنامه روسی را می گردانند . رسیده کار به جایی که تلویزیون من و تو هم مستند توده ای فدایی پسند تهیه کرده ، به امدن جلود و تروریسم روسی محمد منتظری و نقش تجزیه طلبانه فدائیان و بلوای کردستان و دامن زدن به درخواست های مردم علیه دولت نوپای بازرگان توسط حزب توده و حمایت توده ایها از خلخالی و تعطیل مجلس مؤسسان و تشکیل خبرگان و تقلب های دیگر و اشغال سفارت امریکا و مراکش نمی پردازد . دشمنی با اسرائیل که یکدفعه خمینی انرا برکشید ، توسط جلود و عرفات و حافظ اسد با زمینه چینی همین توده ایها و فدایی ها به انقلاب تزریق شد ، کاری کردند که خمینی بیاید تهران و حکومت را باند روسی آخوندها در دست بگیرند . سازمان های تروریستی کرد و عرب وترکمن از کجا اب می خوردند ؟ حزب دموکرات کردستان چرا پاوه را محاصره کرده بود ؟ چه کسانی علیه تیمسار مدنی تبلیغات می کردند ؟امریکا ؟ کارتر ؟ یا شوروی ، فدایی ، توده ای ! همین جور طوطی وار حوادث را دست چین کنید ، از ارشیو تلویزیون ملاها حاصلش همین می شود که نقشه روسی است . روس ها ۳۰۰ سال در ایران سابقه استعماری دارند و احزاب ایرانی روسی هستند . امریکا ۳۷ سال بود و هیچ سازمانی هم نداشت . مثل کره و کامبوج و ویتنام وامریکای جنوبی معلوم بود که باید میرفت !
    شاه متحد امریکا حتی یک حزب لیبرال نتوانست در ایران ایجاد کند . ان بختیار هم سوسیالیست دو منظوره بود که همزمان با ملاها بازی کرد و با شاه و ایران را به باد داد . در کره جنوبی یک حزب لیبرال هست . بدون احزاب لیبرال توسعه پایدار نخواهد بود . حتی عربستان و شیخک ها نمی گذارند مارکسیست ها انجا جای پا باز کنند . در ظفار عمان دیدند چه می شود . در یمن دیدند. شاه نه دیکتاتور بود مثل عربستان که دهان مارکسیست ها را بدوزد ، نه دموکراسی را به پیش برد که احزاب لیبرال درست کند . اساسا به دموکراسی بهایی نمی داد تا اینکه بلای جانش شد . سوار بالانس مارکسیست ها ـ مذهبی ها بود و به هر دو باج میداد فکر میکرد میتواند انها را به هم مشغول و خودش را حفظ کند . انها با هم ساختند و به کمک شوروی سرنگونش کردند . پسر او هم اگر درس نگیرد این فرصت دوباره از بین میرود . ارتجاع سرخ و سیاه دشمن ایران هستند و البته امریکا ستیز و دشمن اسرائو لیبرال دموکراسی و توسعه پایدار .
    میر فطروس مارکسیست مینویسد :
    در دی ماه ۱۳۴۲ گروهی ازهواداران«نهضت آزادی»با نام «سازمان مخصوصِ اتحاد وعمل»(سماع) برای مبارزات مسلّحانه علیه رژیم شاه و آموختنِ عملیّات چریکی، عازم پایگاه های فلسطینی درلبنان و مصر وعراق شدند،ازجمله،دکتر مصطفی چمران،دکترابراهیم یزدی،صادق قطب زاده ،علی شریعتی، ابوالفضل بازرگان،دکترمحمد توسّلی ،پرویز امین و رضا رئیسی.اکثرِ این افراد با استفاده از بورس دولت شاهنشاهی برای تحصیل به اروپا وُ آمریکا رفته بودند. دکترمصطفی چمران ازشاگردان برجستۀ مهندس مهدی بازرگان در دانشکدۀ فنی تهران بود که در سال ۱۳۳۷ به عنوان شاگردِممتاز با بورس دولتی به امریکا اعزام شد و دریکی از معتبرترین دانشگاه های امریکا ءبرکلیءبه اخذ دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسما موفق شده بود. به روایت مصطفی چمران : او در سال ۱۳۴۲( ۱۹۶۳) به همراه قطب زاده ، ابراهیم یزدی و عده‌ای دیگر عازم مصر شدند و دو سال تعلیمات جنگ های چریکی و سازمان‌دهی مخفی دید و سپس با برخی دیگرازاعضای«نهضت آزادی» به فلسطین رفت.چمران درپایگاه های فلسطینی دارای چنان موقعیـّت ممتازی شد که«مؤسّس ستاد جنگ‌های نامنظم»گردید و شیخ محمد نصرالله ،از رهبران کنونی حزب الله لبنان) در سن ۱۸ سالگی حکم فرماندهی منطقۀ «نبطیّه» را از دکتر چمران دریافت کرد.

    چمران با رهبران فلسطینی ءو در رأس آنها،با یاسر عرفاتء همکاری نزدیک داشت به‌طوری‌که یاسر عرفات و دیگررهبران فلسطینی از او کسب نظر و مشورت می‌کردند.ازافرادِ مهمّی که در ناحیۀ «طیّبه»(مرزلبنانءاسرائیل)توسط دکترچمران آموزش نظامی دید،سید احمد خمینی بود که به گفتۀ آیت الله لاهوتی :درسال۵۴ سید احمد خمینی درانفجارِ یگانه سینمای شهرقم دست داشت.
    دولت سوریه نیز پذیرفته بود که برای انتفال چریک های چمران امکانات نظامی وهواپیما در اختیارِ وی بگذارد تا در هر جا که می‌خواهد رزمندگانش را پیاده کند.
    باتوجه به پیوند فلسطینی ها با دکترچمران،به روایت دکترابراهیم یزدی:برخی گروه های فلسطینی خود را در انقلاب ایران،سهیم وُ شریک می دانستند و لذا، طبیعی بود که اوّلین مهمان خارجی پس از انقلاب اسلامی، یاسرعرفات بوده باشد!
    روحانی نواندیش،سیّدمصطفی محقّقِ داماد نیز درهمین باره تأکید می کند:
    ء«نمی دانید که گرایش چپی چطور توسعه پیدا کرده بود!.عالمان بزرگ،عمّامه های کبیره و ریش های مَهیب،همه چپ شده بودند

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.