نه مذاکره نه جنگ!

✍️ دبیر سیاسی کانال تحلیل اجتماعی

✳️✳️✳️ بین ایران و آمریکا جنگ صورت نخواهد گرفت و مذاکره رسمی هم انجام نمی‌گیرد. ممکن است ارتباطات پنهان وآشکاری برای برخی امور انجام گیرد و کشورهای مختلف برای میانجی‌گری مدتی به رفت و آمد پرداخته، به این وسیله به طی کردن شرایط فعلی« نه جنگ نه مذاکره» بگذرد و ادامه یابد؛ چنین وضعیتی چند پی آمد برای هریک از طرفین خواهد داشت:

۱- با رفت و آمد میانجی‌گران و واسطه‌هایی که برای موضوع ایران و آمریکا فعالیت خواهند کرد مدتی ماجرای کشور در نه جنگ و نه مذاکره نگهداشته می‌شود تا هنگامی که ریاست جمهوری روحانی در ایران به اتمام برسد. در زمان ریاست جمهوری ایشان، امکان مذاکره و رفع موانع توسط ایشان میسر نخواهد شد.
به عبارت دیگر توفیقی برای دولت ایشان برای رفع موانع پیش نخواهد آمد تا فرصت ایشان به اتمام برسد!

۲- فضای نه جنگ و نه مذاکره بر فرض اتمام دورهٔ ریاست جمهوری ترامپ و امید به عدم موفقیت او در دورهٔ بعدی ریاست جمهوری را نیز در خود مستتر دارد؛ به نحوی که اگر ترامپ رأی نیاورد ایران به عنوان کشوری که در برابر آمریکا مقاومت کرده است در دولت بعدی آمریکا به بازی بهتری دست زده و نتایج امیدوار کننده بگیرد!

۳- اما در صورتی که ترامپ مجدد انتخاب شود، اگر وضعیت ایران تا دوسال آینده از جهات اقتصادی شرایط نامساعدی در اثر تحمیل تحریم‌ها داشته باشد( که غیر محتمل نیست)مذاکره با شرایط جدیدی روبرو خواهد شد که برای ایران بهتر از مذاکره در موقعیت فعلی نبوده و قابل تصور نیست که با وضعیت بد اقتصادی کشور، مذاکره دوسال بعد مفید بحال کشور از وضعیت کنونی باشد.

۴- کش دادن وضعیت نه جنگ و نه صلح تا انتخابات ریاست جمهوری ایران، برای احتمال پیروزی دولت بعدی خواهد بود که هماهنگ‌تر با قواعد جاری نظام طراحی می‌گردد. لذا امکان انتخاب رئیس جمهوری با گرایشات اصلاح‌طلبانه و یا حتی اعتدالی وجود نخواهد داشت . زمینه‌های انتخاب رئیس جمهور اصولگرا با عدم توفیقات رئیس جمهور فعلی مشروط شده و هر چه که برای رئیس دولت فعلی فاقد مجوز است از جمله مذاکرات با آمریکایی‌ها، برای برگ آس رئیس جمهور اصولگرای بعدی نگهداشته می‌شود.
علی الخصوص حاکمیت، امکان پیروزی اصلاح طلبان را نیز در دورهٔ بعدی احتمال نمی‌دهد! از طرفی امکان مشارکت نکردن اصلاح طلبان در انتخابات نیز وجود دارد، برای همین است که از نظر برخی از جناح‌های حاکمیت بهتر است که مذاکرات در غیاب جناح اعتدال و اصلاح صورت گیرد و کارنامه احتمالات توفیق عبور از بحران کشور به نام جناح آنان ثبت شود!.

۶- برای ترامپ نیز نه جنگ نه مذاکره به مراتب بهتر از جنگ خواهد بود، چون اگر انتخاب شود (که به احتمال زیاد مجددا انتخاب می‌شود)، برای مذاکره شرایط سخت‌تر ی را برای ایران در میان خواهد آورد. اگر ترامپ برای تسلط بر اوضاع و برد تبلیغاتی برای دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برای توفیق (در دور اول انتخاب خود) و موفقیت، مذاکره با ایران را با شرایط آسانی می‌پذیرد؛ اگر در دور دوم ریاست او ایران ناچار به مذاکره گردد، در عرض دوسال شرایط تحمیلی اقتصادی وخیم، ایران ممکن است با وضعیت مناسبی در میز مذاکره ننشیند و ناچار شود برای ابتدایی‌ترین نیازها امتیازات گزافی را بدهد. این نکته برای ترامپ امروز آشکاراست که می‌گوید بالاخره ایران تلفن زده و مذاکره خواهد کرد. منظورش این است که الان اگر براحتی دنبال مذاکره است وامتیاز می‌دهد بخاطر شرایط خودش است اما اگر از این مرحله بگذرد در دور دوم ریاست خود به سخت‌گیری بیشتری متوسل خواهد شد چرا که می‌داند ایران مذاکره را برای آن موقع تدارک دیده و برای موفقیت اصولگرایان حاکم، نیازمند مذاکره خواهند بود و او از همین ضعف استفادهٔ بهینه کرده و امتیازات مهمتری خواهد گرفت.

۷- برای ترامپ شرایط نه مذاکره و نه جنگ بهترین گزینه خواهد بود از این جهت که او به فشارهای اقتصادی و تجاری خود افزوده و شرایط داخلی ایران را مهیای آنچه خود می‌خواهد می‌گرداند؛ به این نحو که یا دامنهٔ اعتراضات مردم از شرایط بد اقتصادی افزایش می‌یابد که خواستهٔ اوست و یا بدون اتفاق مهمی در داخل کشور صرفا اوضاع اقتصادی کشور و مردم رو به وخامت می‌گذارد که باز هم خواستهٔ ترامپ است که در چنین شرایطی هم برای جنگ بدون هزینه و هم برای مذاکره‌ای که برد در آن برای آمریکا مهیاست ترامپ برگ برنده دارد! و این سناریو اگر برای ایران پیاده شود موفقیت ترامپ در دوران ریاست جمهوری او تلقی می‌شود.

۸- به نظر می‌رسد هر اتفاق مفیدی برای کشور با مذاکره در دور اول ریاست جمهوری ترامپ امکان اتفاق افتادن دارد! نه در دور دوم .

۹- فرضیه رأی نیاوردن ترامپ نیز نمی‌تواند فرض معقولی برای تحمل سختی‌های فراگیر برای کشور باشد.