نیاز به دشمنی که باید باشد!

پایگاه خبری / تحلیلی نگام – ✍️ حبیب رمضانخانی

این روزها که حاکمیت بر وفق مراد، سرتاپای وجودش یکدست از جنس اصولگرایی است و هیچ رقیب و مانعی در مقابلشان نیست، ولی باز در تریبون های رسمی و سخنرانی ها دشمن داخلی بسان مدل خارجی محل خطاب و عتاب است. اینکه بعد از اینهمه حذف و پاکسازی از طریق نظارت های خاص، اصلاح طلبان که به اذعان خودشان تمام شده تلقی می شوند، چرا همچنان در قامت رقیب و دشمن جلوه کرده و مورد تاختن امثال کیهان هستند، به عواملی برمیگردد که در ادامه اشاره می کنیم؛

۱. درست است که به وقت رأی و نمایش قدرت، رقبا همه زبون و طرد شده جلوه می کنند، ولی به وقت نیاز بایستی حتی صوری وجود داشته باشند تا امارها و بزرگنمایی های اقایان با معیار آن ها سنجیده و ایشان جلوه کنند.

۲. در گفتمان اصولگرایی که ایدئولوژی سرلوحه عمل بوده و کسب منافع در قالب آن جز واجبات هست، بایستی دشمن و رقیبی در داخل تراشیده شود تا مردم و پیروان خود را با انذار و تهدید به خطر آن ها، با خود همراه کنند. حتی اگر این دشمنی ساختگی و در هماهنگی با رقیب انجام شود!

۳. اصولگرایان همواره نیاز به دشمن از جنس داخلی و خارجی دارند، تا با بزرگنمایی خطر و تهدید آن ها، خود را همواره در شرایط خاص و حساس کنونی جلوه داده و در نتیجه هر حق اعتراض و نقد مردمی را به خاطر غیر طبیعی بودن شرایط کشور محدود و ممنوع کرده و از پاسخ‌گویی و شفافیت فرار کنند. دقیقا چیزی که رژیم صهیونیستی با بزرگنمایی ایران در دشمنی با خود، شرایط خود را ویژه دانسته و با این ترفند اقدامات غیرانسانی و سلاح های نامتعارف خود را از جوابگویی و نظارت سازمان ها مانع شده و اینگونه توجیه می کند.

در نظام های مبتنی بر آرمان ها و اهداف ایدئولوژیک، همواره یک دوگانگی و تقابل از باب دشمن ساختگی و صوری نیاز هست که در کمین ساختار نشسته تا با غفلت و بی بصیرتی مردم تمام اندوخته ها و آرمانهای متعالی این جماعت را نابود کند. برای این دشمن که وجودش عامل توجیه و فرار از پاسخگویی بسیاری از کاستی ها و ناکارآمدی های داخلی هست، گاهی آنقدر تبلیغ و تهییج توده ها صورت می گیرد که به مرور تبدیل به امر حیثیتی شده و در قالب یک امر ارزشی و گاه قدسی جلوه گر می شود. نهایت تبدیل به اصول اساسی ساختار فکری و عملی حزب و حاکمیت شده که کسی را جرات عدول از آن نبوده و تبدیل به یک گره کور می شود. چیزی که امروز در کشور خود شاهد هستیم.

جالب اینکه با وجود خسارات و هزینه های زیاد از بابت این دشمنی، چون باعث بقا و توجیه عملکرد آقایان می شود، گاهی از بابت نعمات این دشمنی، دستاوردها و افتخاراتی نمایش داده می شود که انگار نبودن این دشمن باعث فقر و فلاکت بیشتر مردم می شد که حالا بایستی بابت شرایط امروزمان دست به دعا شده و بر ساختن دشمنان بیشتر برای ارتقای وضعیت معیشتی خود تلاش کنیم! چیزی که آقایان مرتب از نعمت تحریم ها گفته و بر خودکفایی ناشی از آن افتخار کرده اند.

در نهایت ضرر و زیان این تقابل و دشمنی را مردم متحمل می شوند که گویا دل به کار نداده و خوب دشمنی نکرده اند! البته عزت و نعمت حاصله از دشمنی را مسئولینی برخوردار می شوند که انحصار در قدرت و در دست گرفتن گلوگاه های اقتصادی کشور پاداش آن ها بوده که بی گمان به دلیل صلاحیت بالاتر در دشمنی کردن پرحرارتر کسب کرده اند!