واکنش اتحادیه اروپا به سخنان نرگس محمدی: او زندگی خود را وقف اهداف حقوق بشر کرده است

پایگاه خبری / تحلیلی نگام ، بخش خدمات دیپلماتیک اتحادیه اروپا روز پنج‌شنبه محکومیت اخیر نرگس محمدی، مدافع حقوق بشر در ایران، به حبس و شلاق را «یک اتفاق نگران‌کننده» خواند و تأکید کرد که «خانم محمدی زندگی خود را وقف اهداف حقوق بشر کرده است.»

سرویس اقدامات خارجی اروپایی (EEAS)، بخش خدمات دیپلماتیک اتحادیه اروپا با انتشار بیانیه‌ای در این مورد نوشت: «حقوق اساسی مانند آزادی بیان باید همیشه رعایت شود. اتحادیه اروپا از ایران می‌خواهد تا پرونده خانم محمدی را با رعایت قوانین اجرایی بین‌المللی حقوق بشر و با در نظر گرفتن وخیم‌تر شدن وضعیت سلامتی وی مورد تجدید نظر قرار دهد.»

نرگس محمدی با اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق انتشار بیانیه مبارزه با اعدام»، «تحصن در دفتر زندان»، «تمرد از ریاست و مقامات زندان»، «تخریب شیشه‌ها» و «افترا نسبت به اتهام شکنجه‌گری و ایراد ضرب و جرح» به تحمل ۸۰ ضربه شلاق، ۳۰ ماه حبس و پرداخت ۲ فقره جزای نقدی محکوم شده است.

این فعال حقوق بشر روز دوشنبه سوم خرداد در مصاحبه با رادیوفردا گفت: «در این پرونده جای شاکی و متهم عوض شده و هر حکمی که بخواهند اعمال کنند، من تمرد و سرپیچی خواهم کرد و اجازه نخواهم داد که به من شلاق بزنند. اگر ابلاغ معرفی به زندان هم برای من صادر شود، به زندان مراجعه نخواهم نکرد.»

او از ۱۵ اردیبهشت ۹۴ جهت گذراندن دوران محکومیتش به زندان انتقال یافت و ۱۶ مهرماه ۹۹ با استفاده از قانون کاهش مجازات حبس از زندان زنجان آزاد شد.

هشت ماه از زمان آزاد شدن نرگس محمدی از زندان می‌گذرد، اما او همچنان از حق داشتن گذرنامه و خروج از کشور و دیدار با دو فرزندش که ساکن فرانسه هستند، محروم است.

جلسه در کلاب‌هاوس

پنجشنبه شب در اتاقی که با عنوان «زندانیان سیاسی زن از تحقیر و تعرض جنسی تا تنبیه بدنی» در شبکه اجتماعی کلاب‌هاوس تشکیل شده بود نرگس محمدی فعال حقوق بشر با اشاره به حکم تازه‌ «۸۰ ضربه شلاق تعزیری، ۳۰ ماه حبس تعزیری» خود سخن گفت و دلایلی که منجر به صدور این حکم شده را بازگو کرد.

این فعال حقوق بشر ضمن اینکه این رای را «بی‌شرمانه» خواند و صراحتا اعلام کرد که قطعا از آن «سرپیچی» خواهد کرد برای نخستین بار در یک فضای عمومی از جزییات تعرض‌ها و تحقیرهای جنسی و بدنی صحبت کرد که زنان زندانی در زندان با آن مواجه می‌شوند و او شاهد بخشی از این شکنجه‌ها بوده است.

به گفته خانم محمدی مصداق « تمرد از دستورات رییس زندان» مقاومت او دربرابر خواسته‌های به گفته او «بی‌شرمانه» رییس زندان اوین است: «سرش را آورد بین موهای من و در گوش من با لحنی چندش آور در حالی که به نام کوچک صدایم می‌کرد از من خواست برایش سیگار روشن کنم. من سیگار را مچاله کردم و حالا برای تمرد از دستورات محکوم شده‌ام.»

این زندانی سیاسی گفت وقتی برای اعتراض به کشتار مردم معترض در آبان ۱۳۹۸ در دفتر بند همراه با ۵ تن دیگر تحصن کرده بودند او را با فریب ملاقات با وکیل از محل تحصن خارج کرده و به دفتر رییس زندان اوین بردند: «وقتی گفتم من یک لحظه با شما اینجا تنها نمی‌مانم رییس زندان از پشت سر به من حمله‌ کرد، تعرض‌ها و توهین‌ها خشن‌تر شد، مقاومت می‌کردم و آنها من را می‌کشیدند و هل می‌دادند. می‌خواستند من را به اجبار سوار ماشین کنند، بر زمین نشستم، رییس زندان من را بلند کرد و به سوی ماشین برد. سرم داخل ماشین بود و پایین تنمه‌ام بیرون بود، وقیحانه پایین تنه من را گرفت و هل داد داخل ماشین و روی ساق پایم نشست. از آن‌طرف هم ماموری دست و‌پاهای مرا گرفت و‌ در حالی که حجاب نداشتم، مثل گوسفند داخل ماشین پرتم کردند، در همان حال فریاد می‌زدم و اعتراض می‌کردم.»

نرگس محمدی پس از شرح ماجرا خطاب به ابراهیم رییسی، رییس قوه قضاییه ایران که در حال آماده شدن برای انتخابات ریاست جمهوری است گفت: « «رییس زندان بعد از ضرب و شتم و توهین، سرش را لای موهایم کرد اسم کوچک من را صدا کرد و گفت سیگارش را برایش روشن کنم و حکم اخیر برای من به دلیل «تمرد از دستور رییس زندان» صادر شده است. آقای رییسی آیا من باید سیگار او را روشن می‌کردم؟ آیا من باید با ایشان سیگار می‌کشیدم تا محکوم نشوم؟»

در اتاقی که به منظور شنیدن روایت زندانیان زنی که در دوره‌های مختلف در زندان‌های ایران شکنجه‌ها و تعرض‌های جسمی و جنسی را تحمل کرده یا نزدیکانشان آن را تجربه کرده بودند تشکیل شده بود افراد دیگری نیز حضور داشتند.همه این افراد تجربه‌هایی از لمس بدن، اغواکری، تعرض و تجاوز داشتند .

بانو صابری، زندانی سیاسی سابق که همسرش در کشتارهای تابستان ۶۷ اعدام شده است گفت: «سال ۶۱ سه نفر کمیته‌ای من را بازداشت کردند و در بیابان‌های اصفهان به من تجاوز کردند، به حق من رسیدگی نکردند که در تمام این سالها من را آزار دادند.»

منیره برادران از دیگر زندانیان دهه شصت در زندان‌های جمهوری اسلامی با تاکید بر اینکه نباید معنای واژه شکنجه را به مسائل پیش پا افتاده تقلیل داد گفت: « تمامی آنچه خانم محمدی به آن اشاره کردند مصداق بارز شکنجه است. من جزییات شکنجه‌ها را ذکر نمی‌کنم چون بسیار دردناک است اما به خاطر دارم من را در حالی که دستانم بسته بود شلاق زده بودند تا از حال بروم و وقتی به هوش آمدم اولین جمله‌ای که شنیدم این بود که «خودت را بپوشان بی‌حیا». من با دست بسته زیر شلاق روسری‌ام عقب رفته بود و به این‌ دلیل تحقیر مضاعف می‌شدم.»

کاوه کرمانشاهی یکی از فعالان حقوق بشر، نیز روایتی از زینب جلالیان زندانی سیاسی کرد را برای حاضران بازگو کرد: «یکی از بازجویان زینب در ماه‌های نخست بازداشتش در سال۸۷ در بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه می‌گوید اجازه صیغه او را دارد و قصد نزدیک شدن به او را داشته و حلقه را در دست زینب گذاشته که دستبند بر دست داشته، زینب حلقه را پرت کرده و به بازجو لگد می‌زند. پس از مقاومت زینب در برابر این تعرض بازجوها آنقدر او را کتک زدند که در بیمارستان بستری شد.

نرگس محمدی در بخش دیگری از صحبت‌هایش در این اتاق گفت که این رفتار تنها با زندانیان سیاسی زن یا زنان غیرمذهبی صورت نمی‌گیرد: ««فکر نکنید بازجوها فقط به زنان غیرمذهبی توهین می‌کنند. بازجو به یک زن مذهبی در زندان گفته بود “تو مگر زیرخواب نیستی؟” و مبلغی پول روی میز گذشته و گفته بود: این پول را بگیر و یک شب هم زیرخواب من باش.»

این فعال حقوق بشر به روایت دیگری درباره زن جوانی که با اتهامات اقتصادی مواجه بود و مدتی با او هم‌سلول بود نیز اشاره کرد: « او را به شدت آزار داده بودند، بازجو سینه‌های او را لمس کرده بودند، و این خانم به همین دلیل دچار مشکل اعصاب و روان شده بود.»

نرگس محمدی پس از روایت‌های متعدد از گرفتن تست بکارت از دختران جوان، آزارهای جنسی فیزیکی و کلامی در مواجهه با زندانیان زن گفت این رفتار بازجوها به‌صورت هدفمند و با برنامه و سیستماتیک با هدف « شکستن مقاومت زنان» صورت می‌گیرد و برای آن آموزش دیده‌اند: « من اگر در حوزه مسایل این چنینی بشکنم چطور می‌توانم از مواضع سیاسی‌ام دفاع کنم؟

این زندانی سیاسی سابق که حالا با حکم ۸۰ ضربه شلاق روبروست گفت سپاه پاسداران خانه‌های ‌امن ویژه‌ای در غرب و شرق تهران برای نگهداری زندانیان دارد که هیچ نظارتی بر آن‌ها وجود ندارد: « در اوین دست‌کم کسانی صدای فریادهای من را می‌شنیدند. من می‌دانستم اگر بمیرم حداقل نگهبان‌ها جنازه من را می‌بینند اما در این خانه‌ها مطلقا هیچ نظارتی وجود ندارد.»