وبیناری برای «انجمن خاورمیانه»: جنگ‌های نیابتی در پیشبرد «اهداف منطقه‌ای» ایران موثر بوده است؛ جمهوری اسلامی با استفاده از نیروهای شبه‌نظامی اسد را در قدرت نگه داداشت و همین بازی را در یمن پیش می‌برد

پایگاه خبری / تحلیلی نگامعلی آلفونه، پژوهشگر ارشد «موسسه کشورهای خلیجی» در واشینگتن، می‌گوید ایران با استفاده از نیروهای شبه‌نظامی و جنگ‌های نیابتی توانست در سوریه رژیم اسد را در قدرت نگه دارد؛ و همین بازی را از طریق شورشیان حوثی در یمن پیش می‌برد.

به گفته او، موضع مقامات تهران در قبال دنیای خارج به شدت تحت تأثیر درس‌هایی است که از تجربیات گذشته‌شان گرفته‌اند.

آلفونه، در وبیناری برای «انجمن خاورمیانه»، درباره «درس‌های راهبردی» که راهنمای رفتارهای خصمانهٔ روزافزون ایران در منطقه و جهان گفته است اولین درسی که جمهوری اسلامی گرفته‌ این است که «جنگ نیابتی» در پیشبرد «اهداف منطقه‌ای» رژیم ایران موثر است.

به گفته آلفونه، آمریکا با خروجش از افغانستان این موقعیت را تقویت کرد. دو دهه جنگ نیابتی که پاکستان علیه آمریکا در افغانستان به راه انداخت، نشان داد که حتی قدرتمندترین کشور جهان نیز می‌تواند از طریق نیابتی شکست بخورد. پاکستان با تغییر افکار عمومی آمریکا مبنی بر اینکه «حضور ایالات متحده در افغانستان بیهوده بوده است»، توانست برنده جنگ نیابتی در افغانستان شود.

به علاوه، اینکه ایالات متحده حاضر نشد پاکستان را به دلیل موضع تخاصم‌آمیزش علیه آمریکا مجازات کند، به ایران آموخت که داشتن سلاح هسته‌ای یک «ابزار آسان» برای تضمین «رفتارهای خودسرانه» و به چالش کشیدن ایالات متحده بدون عواقب جدی فراهم می‌کند.

آلفونه می‌گوید برای جمهوری اسلامی، به‌رغم مدعیات «آخرالزمانی»اش، ایدئولوژی اسلام‌گرایانه عامل اصلی تعیین‌کنندهٔ رفتارها نیست. به گفته او، آخوندهای حاکم بر ایران «بسیار فاسد» هستند، و بیش از «بهشت نظری»، به «بهشت زمینی» که در تهران ساخته‌اند دلبسته‌اند.

به گفته این کارشناس، درس راهبردی بعدی که ایران گرفت این است که دست و بال آمریکا برای حمایت از متحدان منطقه‌ای‌اش در درگیری‌ با ایران و نیروهای وابسته به آن بسته است. اگرچه دولت ترامپ به طور گسترده و آشکار متحدان منطقه‌ای آمریکا را به مقاومت در برابر «تلاش‌های هژمونیک ایران» تشویق کرد، اما سر بزنگاه، هنگامی که سپاه پاسداران در سال ۲۰۱۹ یکی پس از دیگری در منطقه خلیج دست به «تحریکات خشونت‌آمیز» زد، ترامپ هیچ اقدام قاطعی انجام نداد. واکنش انفعالی آمریکا به رهبران ایران نشان داد که «در واشینگتن اراده برای جنگ وجود ندارد. »

آخرین درسی که رفتارهای حکومت ایران را شکل داده، این است که رژیم می‌تواند از دشواری‌های داخلی که مردم ایران را عاصی کرده، به آسانی جان سالم به در ببرد. به‌رغم فشارهای شدید اقتصادی که کارزار «فشار حداکثری» ترامپ بر مردم ایران وارد کرد، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی توانستند اعتراضات مردمی را سرکوب کنند. درسی که حکومت از این قضایا گرفت این بود که وقتی مردم گرسنه هستند، نمی‌توانند به شیوه‌ای موثر اعتراض کنند، و بنابراین نمی‌توانند بقای رژیم را تهدید کنند. پس اصولا به عنوان یک استراتژی، چندان بد هم نیست که مردم ایران را در وضعیت فقر عمومی نگه داشت.

آلفونه در پایان پیش‌بینی کرد که ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهوری جدید ایران، «رفتارهای خصمانه» بیشتری از خود بروز دهد. به عقیده وی، جمهوری اسلامی روی نیروهای تهاجمی‌اش، به ویژه نیروی قدس سپاه، که جنگ‌های نیابتی ایران در خارج را مدیریت می‌کند، و شبه‌نظامیان بسیج، که در مقابله با ناآرامی‌های داخلی موثر بوده‌اند، هرچه بیشتر سرمایه‌گذاری خواهد کرد. ایران همچنین به بهبود و توسعه زرادخانه‌های موشکی و هواپیماهای بدون سرنشین خود برای تقویت «بازدارندگی» در برابر آمریکا و اسرائیل ادامه خواهد داد.