وقتی تعارض فکری عیان می‌شود! / یادداشت

✍️ احمد زیدآبادی

وقتی می‌گویم دستگاه فکری “اصولگرایان” سرشار از تعارض و تناقض شده است، بی‌دلیل نمی‌گویم! فقط یک نمونه‌اش همین گفتگوی چند دانشجو با مدیر مسئول روزنامۀ کیهان!

دانشجویان جوان در گفتگویی تصویری با حسین شریعتمداری، در مورد تفاوت اعتراض‌های ایران و آمریکا، پرسش خود را چنان پیگیری کرده‌اند که او ناگزیر به بیان سخنی شده است که اگر فرد دیگری در ایران می‌گفت، آقای شریعتمداری او را به “پادویی و مزدوری برای اسرائیل” متهم می‌کرد!

مدیر مسئول کیهان در پاسخ دانشجویان گفته است: “همین اعتراض‌هایی که مردم کرانۀ باختری علیه رژیم صهیونیستی این روزها دارند، منتهی ببینید! نفس این کار درسته اما همانجا هم مثلاً آتش زدن ماشین‌ها درست نیست”!

ای دادِ بیداد! در دوران انتفاضۀ دوم که اعضای برخی گروه‌های فلسطینی بخصوص حماس علیه اهداف غیر نظامی در داخل اسرائیل از جمله در ایستگاه‌های اتوبوس و کلوپ‌های شبانۀ نوجوانان، عملیات انتحاری انجام می‌دادند و شماری از مردم عادی را می‌کشتند، مگر کسی جرأت مخالفت با این نوع عملیات را داشت؟ در آن زمان وقتی من در مصاحبه با یکی از روزنامه‌های تازه تأسیس در این مورد مصاحبه کردم و اینگونه عملیات را رد کردم، نه فقط آن روزنامه توقیف شد بلکه از هر طرف، حتی از طرف برخی اصلاح‌طلبان نامدار، مورد هجوم قرار گرفتم و متهم به “دفاع از رژیم صهیونیستی” شدم.

روزنامۀ کیهان نیز با شور و نشاطِ فراوان، سردمدار دفاع و حمایت از عملیات انتحاری علیه اهداف غیر نظامی اسرائیل تحت عنوان “عملیات شهادت‌طلبانه” بود و منتقدان را “مزدور رژیم صهیونیستی” می‌دانست.

مدیر مسئول کیهان اما در مواجهه با پرسش دانشجویان دچار چنان تنگنایی شده که برای رهایی خود، مواضع همیشگی خود را از یاد برده و حتی آتش زدن ماشین اسرائیلی‌ها آن هم در کرانۀ باختری تحتِ اشغال را نادرست دانسته است!

با این حساب، آقای شریتعمداری هرگونه اعتراض فلسطینی‌ها علیه حضور نظامی اسرائیل در کرانۀ باختری را فقط در قالب مدنی و مسالمت‌آمیز آن قبول دارد به طوری که ماشینی از ارتش اسرائیل هم نباید آتش زده شود یعنی دقیقاً همان موضع محمود عباس رئیس دولت خودگردان فلسطین!

البته من می‌دانم که این موضع آقای شریعتمداری نیست و او همچنان از هر نوع عملیات جنگی علیه اسرائیل تا نابودی کامل آن دفاع می‌کند. اما چرا وی در پاسخ دانشجویان، حرفی خلاف مواضع همیشگی خود زده است؟ چون مانند دیگر همفکران خود امکان تطبیق نظرات خود با تحولات زمان را از دست داده و دچار تعارض و تناقض فکری شدیدی شده است.