وقتی دوچرخه سواری زنان، جان را به لب می رساند! / یادداشت

✍️ حبیب رمضانخانی


به دنبال سخنان جنجالی نماینده اصفهان در مجلس خبرگان رهبری که اظهار کرده بودند؛ « جان ما در مقابل دوچرخه سواری زنان به لب رسیده است»، حال امام جمعه اصفهان در توجیه و دفاع از عملکرد هم لباس خود بیان کرده اند: « ائمه جمعه وقتی به دوچرخه سواری زنان جلو چشم جوانان معترض می شوند، حتما اشکالی را متوجه می شوند. چند وقت پیش چند تن از دانشجویان آقا برای من نامه نوشته بودند خطاب به خانم های دانشجو توصیه کنید ما جوانان که غریزه داریم، مرتکب خطا و گناه نباشیم»

همواره برای خودم یکی از معیارهای مسلمان واقعی، پیروانی بودند که در جوامع آزاد، خارج از تحمیل جامعه و جبر جغرافیا، با اختیار و انتخاب خود اسلام را برگزیده اند و به آن پایبند هستند. مثل بازیکنان فوتبال باشگاهی مطرح خارجی که مخصوصا در تابستان و روزهای بلند آن، حین بازی روزه گرفته و مناسک دینی را انجام می دهند. اینکه ما خود را به دور از بستر جامعه و آزمون خطا و گناه قرار داده و بر دینداری خود غره شویم، هنر نیست. اینکه با چند موی بیرون افتاده و هیبت دوچرخه سوار غریزه ما به کار بیفتد، آن دیگر مسلمانی نیست.

از سوی دیگر، بیشترین اعتراض و جنجال بر اظهارات این دو روحانی از جانب مردم، عدم حساسیت به موضوعات مهمتر توسط ایشان است. مسلما مشکل اصلی امروز جامعه در داخل، دغدغه تامین معاش و وضعیت نامناسب اقتصادی شهروندان می باشد. اینکه سونامی بحران های اجتماعی چون: بیکاری، اعتیاد، فرار مغزها، طلاق، کودکان کار و بی سرپرست، فساد و رانت سازمان یافته و … را ببینی و جانت به لب نرسد، بلکه به عنوان مسئول و حاکم اسلامی سر بر بالین بگذاری و راحت بخوابی، این تناقض آزار دهنده است.

اینکه اقلیتی تمامیت خواه را که با انحصار و ارادت سالاری، سال ها بر قدرت سوار بوده و با انواع ترفندها شایستگان را از رقابت حذف کرده، به نام تحریم و انزوا، چپاولگر نان و سفره مردم هستند، ببینی و جانت به لب نرسد، این دلیل اعتراض است.

اینکه نبایستی با وجود مشکلات اصلی، سایر امور را رها کرد، قبول داریم، ولی حداقل مردم انتظار دارند حالا که خود را از جانب مردم دانسته و از طرف آن ها صحبت می کنید، این جرات و جسارت را داشته و برای وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم و برجسته کردن مطالبات آن ها، البته خارج از نگاه حزبی، گاهی دغدغه داشته، برای آن ها کفن بپوشید، استعفا دهید و گاهی جان به لب شوید. این خواسته زیادی نیست و آن اعتماد و اعتبار گذشته را برای مردم باورپذیر می کند. پس برای اثبات نیات خود، صدای مردمی باشید که با فقر ایمانشان از پنجره برون شده و نه تنها زنانشان دوچرخه سوار نیستند، بلکه مردان و فرزندانشان با چرخ دستی در سطل های زباله معاش خود را می جویند.

✍️ دیدگاه شما 🙏