پسرکشی؛ شما را تا انتها جذب نمی‌کند

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _  پسر کشی فیلمی اجتماعی دیگر از محمدهادی کریمی که این بار در فیلم خود دست بر مسئله‌ای اجتماعی گذاشته که هنوز در جامعه ما رواج دارد و بسیار مهم است.

به گزارش ایرنا ، فیلم «پسر کشی» به نویسندگی مجید برزگر و آرمان خوانساریان و کارگردانی محمدهادی کریمی بعد از اینکه اکران در پرده را تجربه کرد حالا در به صورت سینمای آنلاین پخش می‌شود.

فیلمی اجتماعی دیگر از محمدهادی کریمی که این بار در فیلم خود دست بر مسئله‌ای اجتماعی در چند دهه پیش گذاشته است اما موضوعی است که هنوز در جامعه ما رواج دارد و بسیار مهم است.

سوژه خوب، پرداخت ضعیف

داستان فیلم در سال های ۴٠ و ٧٠ خورشیدی می‌گذرد و اشاره به اعتقادات نادرست در مورد ضرورت داشتن فرزند پسر است. پسرکشی زندگی یک خانواده قدیمی را روایت می‌کند که ۴ فرزند دختر در این خانواده است اما مرد خانواده برای پسردار شدن مجدد ازدواج می‌کند.

نقش زن اول فیلم را ژاله صامتی بازی می‌کند و نمی‌تواند بپذیرد که زن دیگری برای به دنیا آوردن فرزند پسر پا به خانه ی او بگذارد. در روند فیلم مخاطب غرق داستان اتفاقات است که ناگهان زمان به حال برمی‌گردد و تصویر پسر جوانی را می‌بینیم که در کنار مادرش ژاله صامتی نشسته است.

در این فیلم پیچیدگی‌های روابط خانواده ای که به خاطر یک باور غلط دچار بحران هستند، طی چند دهه به نمایش در می‌آید. منتقدان بر این باورند که کارگردان می‌توانست کمی با دقت بیشتر و عمیق تر کردن ماجراهای رخ داده در فیلم سوال مبهمی را در ذهن مخاطب نگاه دارد.

در صحنه‌های تکراری گفتگو مادر و پسر در خانه و پسر و دختر در یک عمارت قدیمی حوصله مخاطب را سر می‌برد و از اواسط فیلم مخاطب به داستان پی می‌برد و مخاطب دیگر تب و تاب اولیه برای تماشای فیلم را ندارد.

بازیگران این فیلم ژاله صامتی، آرمان درویش، بهاره کیان افشار، نسیم ادبی، فرخ نعمتی، گلوریا هاردی، صحرا اسداللهی، زینب قادری، لیلا اوتادی و لیلا زارع هستند که بازی خوب ژاله صامتی مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است.

کریمی کارگردانی به دنبال ایده ناب

محمدهادی کریمی پزشکی است که فیلمساز و نویسنده نیز هست. کتاب شعر او با نام برف و شیروانی داغ در کمتر از یک سال به چاپ چهارم رسیده است و تا کنون توانسته برای فیلمنامه‌هایش جوایز داخلی و خارجی متعددی را کسب کرده‌است.

کریمی که به خاطر فیلمنامه‌های ملتهب اجتماعی و پرداختن به سوژه‌هایی خاص در میانه‌ دهه‌ هفتاد و اوایل دهه‌ هشتاد به نویسنده‌ای پرکار و تأثیرگذار تبدیل شده بود، از نیمه‌ دوم دهه‌ هشتاد به کارگردانی روی آورد.

فیلم پسرکشی و فاصله کوتاه جبر تا اختیار

✍️روح الله حسینی

تضاد شخصیت‌ها یکی از بهترین روش‌ها برای روایت داستان‌های سینوسی است و آنچه «پسرکشی» را از انبوه فیلمهایی که درباره زنان تولید شده متمایز می‌کند،همین‌دست گذاشتن درست بر تضاد شخصیت‌ها برای روایت است.

محمدهادی کریمی نویسنده و کارگردان «پسرکشی» به‌جای آن که وقت بیننده را با معرفی مطول شخصیت تلف کند، از همان ابتدا و با قرار دادن بیننده در میانه کش و قوس‌های شخصیت‌های متضاد داستان هم کلید حوادث متعدد فیلمش را می‌زند و هم شخصیت‌شناسی آشنایی‌زدایانه‌اش را رو می‌کند. شکست، امیدواری به آینده و کوشش برای رسیدن به آینده بهتر، سه مرحله‌ای است که شخصیت‌های «پسرکشی» از آن می‌گذرند تا شکل‌گیری شخصیتی به کمال برسد. در طی این سه مرحله محمدهادی کریمی ابدا سعی نکرده خودنمایانه دکوپاژ دهد و انرژی‌اش را وقف لذت بیننده کرده بی آن که بسان تازه ‌از ‌راه ‌رسیدگان مدام یادآوری کند چه کسی پشت دوربین است و عجبا که این پرهیز از خودنمایی به شکل‌گیری نماهایی به‌غایت زیبا و اثیری منجر شده است.

فاصله جبر تا اختیار به‌ اندازه بند انگشت است و «پسرکشی» بدون آن که این فاصله را جار بزند از نزدیکی جبر و اختیار در اعصار بشری می‌گوید. اینکه آدمیان بی توجه به این فاصله باریک به صدور حکم له یا علیه رفتارهای همنوعان می‌پردازند، بیش از حد گزنده می‌شود اگر به تماشای «پسرکشی» بنشینند چون «پسرکشی» جبر یا اختیار را کاملا تابعی مستقیم دانسته از شرایطی که شخصیت در آن قرار گرفته است. درکنار کارگردانی به‌قاعده ، محتوای «پسرکشی» به غنا نمی‌رسید اگر تیم بازیگرانی یکدست -چیره‌ دست جای‌جای فیلم را پر نمی‌کردند. از بانوانی حرفه‌ای‌ مثل ژاله صامتی، نسیم ادبی، بهاره کیان‌افشار و لیلا زارع گرفته تا نا بازیگرانی مثل شهناز نصرتی خیلی فهیم، همه چیز درباره بانوان ایرانی را روی دایره ریخته‌اند. آرمان درویش بازیگر توانمندی که پیشتر هم در «چهارشنبه» و «کمدی انسانی» و «یلدا» درخشیده بود، نقش اصلی مرد فیلم «پسرکشی» است. آرمان بی‌ادعا ولی حرفه‌ای وجه معمایی داستان را به اوج می‌رساند و این حرفه‌ای‌گری در نماهای روبرویش با پیشکسوتی همچون فرخ نعمتی بیش از پیش مشهود است. حال خوب، سرخوشانه و درعین حال متفکرانه پیدا کردن از تماشای یک محصول نمایشی سخت ایجاد می‌شود ولی درام معمایی «پسرکشی» هم حال را خوب می‌کند و هم فکر را به تحرک وامی‌دارد تا ثابت شود همچنان می‌شود امید داشت به ارتقای مختصات سینمای داخلی در سایه چنین آثاری.