پس‌لرزه‌های یک نامه؛ گسست در جریان اصلاح طلب!

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _ واکنش‌ها به نامه موسوی خوئینی‌ها از حد واکنش فراتر رفت و این طور که معلوم است موجب نوعی اختلاف و مرزبندی بین اصلاح طلبان شده است.

 نامه چند روز پیش موسوی خوئینی‌ها که با انتقادات گسترده‌ای همراه شده بود، همچنان موضوع داغ روز و مورد توجه رسانه‌ها است. این نامه همچنین موجب نوعی مرزبندی بین اصلاح طلبان شده و این همان چیزی است که به گفته روزنامه کیهان افکار عمومی انتظار داشت.
شاخص‌ترین مصداق این مرزبندی موضع‌گیری مجمع روحانیون مبارز است. این تشکیل سیاسی مذهبی اصلاح طلب حساب خود را از موسوی خوئینی‌ها جدا کرده و آنچه در این نامه آمده است را نظرات شخصی وی می‌داند. در همین راستا حجت‌الاسلام مجید انصاری عضو مجمع روحانیون مبارز در مصاحبه‌ای گفت: «این نامه را در فضای مجازی خواندم و آنچه در این نامه نگاشته شده، نظر شخصی او بوده است.»

تولیدی// پس‌لرزه‌های یک نامه؛ گسست در جریان اصلاح طلب!
کیهان در گزارشی به فرافکنی‌های مرد پشت پرده اصلاح طلبان انتقاد کرده و از انتظار افکار عمومی برای مرزبندی اصلاح طلبان با او نوشته است. در گزارش کیهان به نقل از آیت‌الله عباس کعبی عضو هیئت‌رئیسه مجلس خبرگان آمده است: «هر جا پس‌رفت و ارتجاع و مشکلات مزمن اقتصادی و آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی دیده‌ایم حاصل بی‌تدبیری جریان مدعی اصلاحات و القای تردید و بی‌اعتمادی و نگاه لیبرالی آنان بوده است.»
در ادامه این گزارش تاکید شده که «برخی از هم حزبی‌های بسیار نزدیک موسوی خوئینی‌ها از تهیه و انتشار این نامه و مخصوصاً از اینکه نامه وی بازگو‌کننده آرزو‌های آمریکا‌ست به‌شدت ابراز نگرانی کرده و یکی از آن‌ها نامه خوئینی‌ها را آخرین میخ به تابوت اصلاحات دانسته است. حالا لازم و ضروری است که این افراد به صورت علنی با این شخص و این نامه فرافکنانه مرزبندی کنند.»
درست در همین حال که کیهان خواستار مرزبندی اصلاح طلبان است، روزنامه اصلاح طلب اعتماد عکس خود را به موسوی خوئینی‌ها اختصاص داده و با تیتر جنجال نامه آیت‌الله به صورت ضمنی به دفاع از آن پرداخت است. اعتماد در مطلب خود دست به تحلیل و مصاحبه نزده، اما حواشی پیش آمده را بهانه انتشار و تکرار بخش‌هایی از نامه مذکور کرده است.اعطای نمایندگی فروش اقساطی کالا و خودروخرید آنلاین کفش‌های خنک تابستانه | کفش ملیآموزش فیلترنویسی در بورس و شناسایی سهام پربازده در فرادرسبا این شامپو موهاتو پرپشت کن و از ریزش اونا جلوگیری کن

تولیدی// پس‌لرزه‌های یک نامه؛ گسست در جریان اصلاح طلب!
محمد قوچانی، عضو شورای مرکزی کارگزارن، اما با اشاره به اینکه «رادیکالیسم تهمتی نیست که از سوی اصولگرایان به این اصلاح‌طلبان زده می‌شود؛ رادیکالیسم صفتی که خود آن‌ها مانند علیرضا علوی‌تبار برای مرزبندی با اعتدالیون انتخاب کرده‌اند.» نوشته است: «متاسفانه موسوی‌خوینی‌ها به نمایندگی از جبهه اصلاحات حاضر به انجام این ماموریت تاریخی و گفتگو با حاکمیت نشد، اما اکنون قرار گرفتن به عنوان نماینده چپ رادیکال عبور از جایگاهی است که خوینی‌ها می‌توانست در غریاب دیگر سران اصلاحات آن مسئولین را انجام دهد.»
او افزوده است: «گفت‌وگوی انتقادی علنی بیش از آنکه برای دستیابی به یک نتیجه ملی باشد، در خوشبینانه‌ترین حالت یک اقدام شخصی و در رادیکال‌ترین صورت یک اقدام یک اقدام تشکیلاتی برای مرزبندی است. مشهور است موسوی خوینی‌ها یکی از اعضای مجلس خبرگان بود که به رهبری آیت‌الله خامنه‌ای [در سال۶۸]رای نداد، هر چند که پس از رهبری آیت‌االه خامنه‌ای، ایشان موسوی خوینی‌ها را به عنوان مشاور سیاسی انتخاب کردند.»

تولیدی// پس‌لرزه‌های یک نامه؛ گسست در جریان اصلاح طلب!
روزنامه جهان صنعت نیز در گفت‌وگویی با غلامعلی رجایی به دفاع از نامه موسوی خوئینی‌ها پرداخته است. این چهره نزدیک به هاشمی رفسنجانی اگرچه معتقد است «همه از جمله ایشان در دستاورد‌ها و عدم توفیق‌های نظام سهیم هستند. نمی‌شود که کسی خود را مبرا کند و اگر همچنین نگاهی داشته باشد کسی از او نمی‌پذیرد.» سعی دارد به انتقادات صادق زیباکلام از موسوی خوئینی‌ها که در گفتگو با سایت فردا مطرح شده بود، پاسخ دهد. او گفته است: «برخی مطرح کردند این است که چرا الان نامه نوشته و بعد از ۸۸ یا حصر ننوشته است؟ این‌ها سوالاتی است که آقای موسوی‌خوئینی‌ها باید به آن پاسخ دهد، اما این موضوع یا اینکه قبلا با آقای هاشمی نقد کرده است، دلیل نمی‌شود که حرف‌های حقی که بیان می‌شود را نبینیم. به نظر من باید از نظرات کسانی که در ابتدای انقلاب نقش داشتند و می‌توان گفت هم رده رهبری بودند و زحمت کشیدند، استفاده کرد. نباید مسائل را شخصی کنیم.»

تولیدی// پس‌لرزه‌های یک نامه؛ گسست در جریان اصلاح طلب!
لازم به ذکر است که زیباکلام در نقد موسوی خوئینی‌ها گفته بود: «هنر موسوی‌خوئینی‌ها این است که هرچندوقت یک بار انگشت اتهام را به سمت یکی از شخصیت‌های نظام نشانه می‌گیرد و روزی علیه آقای هاشمی سخن می‌گوید و روز دیگر خطاب به رهبری مشکلات را گوشزد می‌کند در صورتی که اگر قرار باشد در دادگاهی متهمان به وجودآمدن وضع کنونی احضار شوند، نخستین فردی که باید در آن دادگاه حاضر و محاکمه شود خود آقای موسوی خوئینی‌هاست.»
اختلاف نظر اصلاح طبان درباره نامه مذکور، اما تنها یک روی سکه است و وضعیت در جریان اصولگرا کاملا شفاف است. این جریان سیاسی به جد منتقد موسوی خویینی‌ها است. برای مثال تسنیم نوشت: «اینکه آیا آقای موسوی خوئینی‌ها یکباره و ناگهانی مسموع و مشهود و گزارش و تحلیل به دستشان رسیده و دست به قلم شده‌اند یا از قبل هم گوشه‌هایی از این مشکلات را مطلع بودند یا خیر چندان مشخص نیست، امّا یک چیز واضح است: ظاهراً سیاست بسیار بیشتر از اقتصاد دچار ابتذال و رکود تورمی شده است، والّا بعید است در شرایط عادی سیاست شاهد چنین نامه‌هایی، آنهم از منظر مدعی بودن و مطالبه گر بودن از ناحیه فردی، چون جناب آقای موسوی خویینی‌ها باشیم. نقد به یک وضعیت از دو حال خارج نیست؛ یا شما رویکردی که منتهی به آن اوضاع شده را مناسب نمی‌دانید و یا مجریان و عاملان را دچار قصور و تقصیر در پیگیری آن رویکرد‌ها می‌دانید. با این مبنا، نامه‌ی آقای موسوی خویینی‌ها چنان عجیب است که بعید است هیچکدام از اصطلاحات مرسوم در سیاست توان توصیف آن راداشته باشد.»

تولیدی// پس‌لرزه‌های یک نامه؛ گسست در جریان اصلاح طلب!
حمید روحانی، عضو سابق مجمع روحانیون مبارز نیز گفته است: «امثال خوئینی‌ها جرئت نمی‌کنند از مذاکره با آمریکا سخن بگویند لذا در لفافه حرف می‌زنند. اولین حرف وی در این نامه این است که “با آمریکا مذاکره کنیم تا مشکل تورم و بیکاری حل شود. “، درحالی‌که انسان عاقل دوبار از یک سوراخ گزیده نمی‌شود، و وابستگی به آمریکا با جانشان عجین شده است. دومین مسئله که در این نامه مطرح می‌شود، دفاع از دولت شیخ حسن روحانی است. سیاست بی‌کفایتی و بی‌سیاستی و تخریب کشور و فلج شدن اقتصاد کشور در دولت متبوع موسوی خوئینی‌ها بود و حالا قصد دارند دولت را از مشکلات تبرئه کنند، این روشی است که این روز‌ها اکثر دولتمردان در پیش گرفته‌اند.»

 آیت الله خوئینی‌ها در نامه خطاب به رهبراز وضعیت معشیتی و سیاسی و فرهنگی مردم انتقاد کردند. 

متن کامل این نامه در پی می‌آید:
بسم الله الرحمن الرحیم
محضر مقام معظّم رهبری، آیت الله خامنه‌‌ای، دامت برکاته
با اهداء سلام
به‌اختصار، مطالبی را در محضر ملت شریف ایران به استحضار عالی می‌رسانم، به امید آنکه در آن درنگ شود و مایهٔ خیر ملت و کشور و جمهوری اسلامی باشد.
آنچه از مسموعات و مشاهدات و مطالعهٔ گزارش‌ها و تحلیل‌ها دریافت کرده‌ام آشکارا حاکی از آن است که آنچه در ذهن و زبان بسیاری از مردم و در زندگی آنان می‌‌گذرد زیبندهٔ نظامی نیست که با پرچم اسلام به دنیا معرفی می‌شود:
در ذهن این مردم باورهایی که پشتوانهٔ استحکام و نیز مقبولیت و مشروعیت نظام اسلامی بود به گونه‌ای روزافزون آسیب دیده و می‌بیند.
بر زبان بسیاری از مردم در کوی و برزن و در برخی محافل و مجالس، سخنانی می‌رود که از عمق بی‌اعتقادی و بی‌اعتمادی نسبت به مدیریت کلان و مدیران کشور حکایت می‌کند.
تورم روزافزون، همراه با کاهش درآمد اقشار گسترده، نه‌تنها زندگی امروز مردم را گرفتار دشواری‌های طاقت‌فرسا کرده که ناهنجاری در درون بسیاری از خانواده‌ها را گسترش داده و آنان را نگران آیندهٔ نامعلوم خود و فرزندانشان ساخته است.
علاوه بر این مردمِ گرفتار در تلاطم زندگی و مشکلات طاقت‌سوز معیشتی، بسیارند انسان‌های ناراضی از اوضاع فرهنگی و سیاسی که گرفتار بی‌عدالتی‌های غیرقابل‌انکار شده‌اند.
البته هنوز کم نیستند کسانی که اصلاحِ امور و تغییر وضع نامطلوب کنونی را از عالی‌ترین جایگاه مدیریت کشور انتظار می‌کشند. در چشم این خیل عظیم، اوضاع غیرقابل‌دوام‌ امروز صرفاً معلول تصمیمات مدیرانی که می‌آیند و می‌روند نیست (که البته این آمدن‌ها و رفتن‌ها هم خارج از چارچوب ارادهٔ عالی و حاکم بر کل مقدرات کشور نیست). از نگاه مردم، شیوهٔ مدیریت در بالاترین سطح، و قدرتِ نافذ آن، نقش‌آفرینِ اصلی در تمام یا اکثر مهامّ امور کشور است.
مردمی که چنین انتظاری دارند هرگز الزامات و محدودیت‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی (که البته چهل سال از آن گذشته است) و نیز کینه‌توزی دشمنان انقلاب، به‌ویژه آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی را نادیده نمی‌گیرند. همچنین آنان از پیامدهای دفاع مقدس غافل نیستند و به شهیدان و مجاهدان و نقش‌آفرینان آن حماسهٔ ملی و اسلامی، که فرزندان همین ملت بودند، سپاس و درود بی‌پایان تقدیم می‌کنند. اما همین مردم بر این باورند که مدیریت کشور، به‌ویژه عالی‌ترین سطح آن، باید با ملاحظهٔ همین مشکلات و چالش‌ها شیوه‌ای در مدیریت امور به کار می‌بست که امروز گرفتار این آشفتگی‌های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و … نمی‌شدیم.
اینجانب، با رعایت اختصار، مهم‌ترین مطلب از گفتنی‌های بسیار را که لازم می‌دانستم به عرض رساندم و بیش از این به ملت بزرگوار ایران و حضرت‌عالی تصدیع نمی‌دهم و تنها با یک کلام دیگر سخن را به پایان می‌برم:
اگر شیوه‌ای که تاکنون به کار رفته است نتیجهٔ محاسبات متعارف و براساس آراء و تحلیل‌های شناخته‌شده در حکم‌رانی است، پس هستند پرشمار صاحب‌نظرانی که حق دارند و باید مجاز باشند تا زبان و قلم به نقد بگشایند و درست و نادرست این روش را تذکر دهند و اصلاح آن را با تأکید درخواست کنند و نگران پیامدهای ناگوار بهره‌مندی از این حق طبیعی و الهی نباشند. اما اگر مبنای تصمیمات این چند دهه دانسته‌هایی از مبادی غیرمتعارف است که تنها در اختیار خواصی از بندگان خدای متعال است که بنده و امثال بنده هیچ حظّی از آن نداریم و، در نتیجه، آنچه بر کشور و مردم و جمهوری اسلامی می‌گذرد سرنوشتی محتوم و گریزناپذیر است، پس همگان تسلیم امر محتوم و مشیّت الهی خواهیم بود، ان‌شاءالله.
از تصدیعی که دادم پوزش می‌خواهم و دوام عمر و سلامتی آن حضرت را از خداوند خواستارم.
سید محمد موسوی خوئینی ۹۹/۴/۷

✍️ دیدگاه شما 🙏