پشت به پاریس، چشم به شیراز

پایگاه خبری / تحلیلی نگام ، حسین علیزاده یکم شهریور‌ماه سال ۱۳۳۰ در حوالی بازار تهران پا گذاشت روی این کره خاکی. خانه‌شان در خیابان خیام بود و مدرسه‌اش دوروبر امامزاده زید.

علی نامجو در ادامه در همدلی نوشت :

خانواده‌اش اهل هنر نبودند اما خودش ذوق رنگ و نور و ریتم را رؤیا میکرد. هرروز ۴ مرتبه از میانه بازار سید نصرالدین رد میشد تا بخزد به وسط سینمایی که گذر بازار برای او تونلش بود.

کلاس‌های آهنگسازی حسین دهلوی

حضور در مدرسه‌ای که هوشنگ ظریف در آن موسیقی درس میداد، هلش داد وسط عالم موسیقی. دوست داشت ویلن بزند، اما حسین دهلوی در هنرستان موسیقی به خانواده‌اش گفت برایش تار بخرند. از همان ابتدا میل به آهنگسازی در وجودش بود و باآنکه هنوز وقتش نرسیده بود، آن‌قدر پشت درِ کلاس آهنگسازی ایستاد و مات و مبهوت به دست استاد و چشمهای دانش‌آموزان به حسین دهلوی اصرار کرد تا بالاخره او را سر کلاس سال بالایی‌ها راه داد.

در همان ایام هنرستان تدریس در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را شروع کرد و بعد هم وارد دانشگاه شد. در ادامه راهی اجباری شد. یک روز در حال بازگشت از پادگان در حوالی میدان فوزیه(امام حسین) بود که صدای کاری را که برای پریسا آهنگسازی کرده بود، از رادیو شنید.

در روزهای بعد هم رادیو به آن آهنگ روی خوش‌نشان داد تا کم‌کم مردم کوچه و بازار هم آن را به خاطر بسپارند. آن قطعه در سال ۱۳۵۶ اولین اثری بود که حسین علیزاده ۲۶ساله را کم‌کم وارد عالم شهرت کرد. در کارنامه حسین علیزاده نام هوشنگ ظریف، حسین دهلوی، حبیب‌الله صالحی، علی‌اکبر شهنازی، داریوش صفوت، نورعلی برومند و عبدالله دوامی به‌عنوان کسانی که به او درس موسیقی دادند، میدرخشد.

نی‌نوایی که نینوا شد

سال ۱۳۶۲ سایه داشت مثنوی را مینوشت و علیزاده تصمیم گرفت هم‌زمان با او اثری بسازد. نی‌نوا همانجا شکل گرفت. بعد از انتشارش خیلیها گفتند که حسین علیزاده میخواسته اثری بسازد برای کربلا و امام حسین. به قول خودش اما همه‌چیز در آن دوران یک‌جوری بود.

تعطیلی موسیقی برای کسانی که سالهای سال در آرزوی رفتن روی صحنه‌های مختلف و برگزاری کنسرت روز را به شب رسانده بودند، در کنار جنگی که یک ملت را لحظه‌به‌لحظه درگیر خود میکرد، حال همه به‌خصوص اهالی هنر موسیقی را دگرگون کرده بود. علیزاده خودش میگوید که در آن دوران مدام حالات و اندیشه‌هایش را در دستگاه نوا زمزمه میکرده است.بعد از پایان کار بود که متوجه شد، نی‌نوا میتواند نینوا(کربلا) هم خوانده شود. علیزاده خود هم در آن دوران نسبت به نی‌نوا همین حس را داشت؛ اثری مستقل و شاخص!

سفر به فرنگ به امید رفتن روی صحنه

از ایران خارج شد تا درسش را پی بگیرد. البته هدف اصلی‌اش رفتن از ایران دنبال کردن موسیقی در جایی دیگر بود. در فرانسه اجازه ثبت‌نام در مقطع کارشناسی ارشد آهنگسازی را ندادند؛ سنش برای حضور در این رشته باید زیر ۳۰سال می بود که نبود. به او اجازه درس خواندن در رشته اتنوموزیکولوژی را دادند.

بیشتر از دو سه سال دوری از وطن را تاب نیاورد و دوباره راهی خاک آبا و اجدادی شد. «ترکمن» اثری بود به آهنگسازی او و حاصل ماههای تنهایی‌های در غربت که در بازگشت به ایران، اولین اثری بود که آن را روی صحنه تالار رودکی برد. بعدازآن به سراغ دوست قدیمی‌اش شهرام ناظری رفت و آلبومی با همکاری او منتشر کرد. بعدازآن بنا بود با شجریان اثری را به بازار عرضه کند، اما در آن روزها یارغار سالهای قبل سخت درگیر اجراهای مختلف شده بود تا قرعه به نام علیرضا افتخاری بیفتد. بعدازآن، مسیری را آغاز کرد با هدف دوری از خواننده‌محوری. همیشه برایش موسیقی بر کلام ارجحیت داشت و البته هنوز هم دارد.«دلشدگان» اثر علی حاتمی آغاز دوباره آهنگسازی او در عرصه موسیقی متن فیلم بود.این اثر به‌زودی به موفقیت فوق‌العاده‌ای رسید و شهرت علیزاده را بیش‌ازپیش کرد.

قصه سیمرغ‌های پی‌درپی

او به خاطر ساخت موسیقی متن فیلم سینمایی «گبه»، سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر را گرفت. و هم به خاطر ساخت موسیقی فیلم «زشت و زیبا» به نام او زده شد و برای موسیقی متن «آواز گنجشک‌ها»، بازهم سیمرغ گرفت. ملکه محصول سال ۱۳۹۰ آخرین سیمرغ جشنواره فیلم فجر را به نام او زد. «آتابای» آخرین فیلم سینمایی با آهنگسازی حسین علیزاده است.نام حسین علیزاده در میان نامزدهای گرمی قرار گرفت، اما «به تماشای آب‌های سپید» با همکاری «جیوان گاسپاریان» اثری بود که او را بیش از همیشه به تصاحب این جایزه نزدیک کرد، هرچند سرانجام علیزاده از گرفتن آن بازماند،چند سال قبل یعنی آذر ۱۳۹۳ از سوی سفارت فرانسه میخواستند به او نشان شوالیه بدهند، او اما نپذیرفت.او گفت:« زمانی از من میپرسیدند که چرا نشان شوالیه را نپذیرفتم، اما اگر کسی هم‌اکنون در این نشست باشد متوجه میشود که افتخار شهروند شدن در شیراز چقدر درمقابل آن نشان بزرگتر هست.»