پیش‌آهنگ نواندیشی در پژوهش اندیشه‌های کهن

پایگاه خبری / تحلیلی نگام_ ۲۱ سال پیش در چنین روزی ذبیح‌الله صفا در لوبِک درگذشت.

او که در شهمیرزاد سمنان زاده شد، ۱۴ ساله بود که به همراه پدرش به تهران رفت و از آن هنگام پله‌های آموزش و پژوهش را به تندی بالا رفت.

۲۲ ساله بود که نخستین کار پژوهشی‌اش را نوشت: “در شهریور ماه سال ۱۳۱۲ شمسی نخستین مقاله تحقیقی خود را در باره جشن مهرگان به مجله مهر داده بودم. در اوایل سال ۱۳۱۳ که مقاله مفصل نوروز را به دفتر مجله بردم به دعوت مرحوم موقر به کار دعوت شدم”.
۲۵ ساله بود که آموزگار ادبیات دبیرستان‌های تهران شد.

در ۳۰ سالگی مجله سرشناس ادبی سخن را با همکاری پرویز خانلری گشود.

۳۱ ساله بود که پایان‌نامه دکتری‌اش “حماسه‌سرایی در ایران” را که مهم‌ترین سرچشمه پژوهش در این زمینه است، نوشت و از آن زمان دانشیار و سپس استاد رشته تاریخ ادبیات در دانشگاه تهران شد.

۳۵ ساله بود که همکاری خود را با چند مجله مانند “شیر و خورشید سرخ”، “سخن” و “دانشکده” آغاز کرد و در زمینه‌های تاریخ ادبیات و فرهنگ و دانش‌های گوناگون، پژوهیده‌هایش را ارائه داد.

او در کنار آموزش دانشگاهی و پژوهش‌های فرهنگی، عضو فعال و بلندپایه چندین نهاد فرهنگی و اجتماعی مانند یونسکو، شیر و خورشید، هیأت علمی دانشگاه، مدرسه عالی زبان‌های خارجی و کتابخانه ملی کشور بود.

او بارها به عنوان استاد مهمان در دانشگاه‌های گوناگون آمریکا و اروپا به ویژه دانشگاه هامبورگ به عنوان استاد مهمان تدریس کرد.

تألیف‌های او به فارسی و فرانسه، ترجمه‌ها و همچنین ویراسته‌های دیوان‌هایی که او به چاپ رسانده به بیش از پنجاه جلد می‌رسند.

تاریخ هشت جلدی ادبیات او به ادبیات محض محدود نمی‌شود و نوشتارهای علمی و اجتماعی ماندگار دیگر را هم دربر می‌گیرد.

در ۴۱سالگی یکی از ماندگارترین آثارش “تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی” را منتشر کرد که نخستین گام موثر در نقد فرهنگی و بازاندیشی گذشته در زمینه تاریخ فلسفه در سرزمین‌های اسلامی به شمار می‌آید.

او در این اثر در عین برشمردن بزرگان دانش و فلسفه به نارسایی‌ها و آسیب‌های عدم پرداخت به فلسفه در شرق نیز اشاره‌های گویا و ردناپذیری دارد.

در ۶۵ سالگی جُنگی از سروده‌هایش را منتشر کرد که در آنها “گمنام” تخلص می‌کند:
“شبنمی افتاده از چشم شبم بر روی خاک
خانه بر دوشی گریزان صبح و شام از خانه‌ام
عمر طی شد در حدیث دوستی “گمنام” و من
همچنان از ساده‌لوحی گوش بر افسانه‌ام”.

او با بروز انقلاب ۵۷ مجبور به ترک ایران و زندگی در آلمان شد. ذبیح الله صفا در ۸۸ سالگی در شمال آلمان درگذشت.