چرا اقتصاد ایران گرفتار تورم است؟

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _ کابوس تورم تکرار شد. آن‌طور که مرکز آمار ایران در جدیدترین گزارش خود اعلام کرده است، تورم نقطه به نقطه به ۴۶ درصد بازگشت. اتفاقی که رویای رسیدن به تورم تک رقمی را برای اقتصاد ایران دست‌‌نیافتنی تر می‌کند.تکرار این سناریوی تلخ در حالی همچنان ادامه دارد که تولید در رکود است و کاهش قدرت خرید مردم، حالا از آمارها نیز فراتر رفته است. ماجرا از چه قرار است؟

تورم به عنوان یک معضل ساختاری سال‌هاست که با اقتصاد ایران عجین شده و ایجاد روند با ثبات اقتصادی و مهار تورم تبدیل به یکی از رویاهای حکمرانان، فعالان اقتصادی و عموم مردم شده است. آثار هولناک تورم تا آنجا است که براساس پژوهش‌های اخیر؛ دلیل اصلی ناامیدی، بی چشم اندازی و ناهنجاری های اخلاقی در میان جوانان، اقتصاد تورم زده کشور بوده است. ناپایداری اقتصادی، وجود فضای کشنده عدم قطعیت، له شدن بخش آسیب‌پذیر در زیر چرخهای تورم و افزایش شدید و غیرقابل قبول فاصله طبقاتی از آثار این مصیبت مزمن اقتصاد ایران است.

از سوی دیگر، در همه برنامه‌های توسعه پس از انقلاب، نرخ تورم بصورت دقیق هدفگذاری شده است، به همین دلیل به جز یک برنامه توسعه، در سایر برنامه‌ها، هدف برنامه نویسان محقق نشده و نتیجه اینکه عملاً زندگی نرمال و قابل برنامه ریزی از عموم ایرانیان سلب شده است.

اما این کابوس تا کجا با ماست؟ چرا در اکثر کشورهای جهان عملاً به تورم تک رقمی رسیده اند و ایران هنوز درگیر نحسی تورم است؟ این مهم را می توان در دوفراز بررسی کرد؛ نخست اینکه ریشه‌های اصلی ایجاد تورم در کشور کدام است؟ و چرا ابزارهای مهار تورم و تثبیت اقتصادی در کشور ما کارآمدی ندارند؟کارشناسان در این باره اظهانظرهای متفاوتی دارند اما آنچه همه صاحب‌نظران بر سر آن به اتفاق نظر رسیده‌اند، ریشه تورم در ساختار اقتصادی و حتی سیاسی ایران است.

معضل ساختاری بودجه ریزی: اکنون که بحث ارایه لایحه بودجه ۱۴۰۰ داغ است و بسیاری بر تورم زا بودن آن تاکید دارند . باید نکته ای را بعنوان مشکل ساختاری و مزمن بودجه در کشور اشاره کرد. بودجه ریزی در کشور ما بجای آنکه بر اهداف و عملکرد تاکید کند؛ بصورت افزایشی تدوین می شود. این موضوع سبب می شود تا اقلام مصرفی و هزینه ای بودجه بصورت مداوم و از طریق روال تجمیع اقلام بودجه ای افزایش یابند؛ این در حالی است که در بخش درآمدی امکان افزایش بصورت بخشنامه ای وجود ندارد. از اینرو در بودجه ما با هزینه های قطعی و درآمدهای احتمالی روبرو هستیم. عدم تحقق درآمدهای مورد نظر دولت و شکاف میان درآمد و هزینه ها موجب می شود تا دولت به سمت تامین کسری خود از روشهایی مانند استقراض از سیستم بانکی برود که این روشها منجر به طوفان نقدینگی می شود و همین بر آتش تورم می دمد. در سایر کشورها به دلیل وجود بازارهای عمیق مالی و امکان تامین مالی دولت از طریق انتشار اوراق و از سوی دیگر نظام هوشمند مالیاتی برای صفر کردن فرار مالیاتی و تکیه دولت بر درآمد مالیاتی؛ کسری بودجه می تواند باعث تحرک اقتصادی شود. لیکن در ایران به دلایل مختلف ساختاری و رویه ای؛ کسری بودجه بسرعت پولی شده و این می تواند سیلاب نقدینگی و تورم را بدنبال بیاورد.
بانکداری ناتراز و غیرحرفه ای: تقریبا در چند ده سال اخیر همه بر ضرورت اصلاح نظام بانکی تاکید داشته اند و ناترازی بانکها و آثار آن بر خلق نقدینگی بی پشتوانه تاکید داشته اند. لیکن عمده مواضع و بحثها محدود به موضعگیری های تند در این زمینه شده و به اصلاحات حرفه ای در این راستا نینجامیده است. روسیه بعد از بحران کریمه و سقوط قیمت نفت با تورم دورقمی و سقوط روبل مواجه شد. خانم اولویرا نابیولینا رییس کل یانک مرکزی با سیاستگزاری قدرتمندانه خود ضمن تعیین تکلیف بانکهای ناکارآمد؛ پاکسازی ترازنامه بانک ها و توازن بخشی به آنها را آغاز کرد و توانست روسیه را از امواج بلند تورم و عدم قطعیت اقتصادی عبور دهد. موضوعی که باید بصورت جدی از سوی سیاستگزاران اقتصادی کشور پیگیری شود. این امر در ماه های اخیر قاطعانه از سوی بانک مرکزی آغاز شده و امید می رود که به اهداف مورد نظر دست یابد.
نااطمینانی های وسیع محیط بین المللی: قبول کنیم یا نه یکی از عوامل مهم تاثیر گذار بر تورم انتظاری کشور وجود فضای ابهام در تعاملات بین المللی است. بنظر می رسد موضوعی که باید در فضای جدید پیش آمده در فضای بین المللی مورد اهتمام کشور قرار گیرد؛ جلوگیری از ورود تنش و ابهام ناشی از روابط متزلزل با کشورهای منطقه ای و فرا منظقه ای است. از سوی دیگر عدم دسترسی به مالیه بین الملل خود یکی از عوامل مهم برای تولید اضطراب عمومی و بهره وری کاهنده اقتصادی است.
استفاده از ابزار بارها شکست خورده دستکاری قیمت ها: دولتهای ایران در مواجهه با آثار تورم که در گرانی ها تجلی می یابد؛ به دبال دستکاری در قیمتها و قیمت گذاری دستوری می روند اما این سیاست نه در ایران بلکه در هیچ کجای دنیا به نتیجه نمی رسد و تنها تورم را عمیقتر و ماندگارتر می کند. فهم نادرست سیاست‌گذاران از ریشه های تورم باعث می شود تا در چند ده سال اخیر اولین سیاست مواجهه با تورم دخالتهای دولت در قالب قیمت‌گذاری بوده که هیچ گاه اثرگذار نبوده و موجب اتلاف وسیع منابع ملی شده است.
تاخیر در استفاده از عملیات بازار باز: استفاده از عملیات بازار باز به‌عنوان یکی از ابزارهای محوری بانک‌های مرکزی جهت تاثیرگذاری در بازار پول؛ به دلایل مختلف مانند ترس از انباشت بدهی دولت، پیچیدگی های عملیاتی و برخی شبهات؛ در ایران مورد استفاده قرار نگرفته است. در این شیوه بانک مرکزی اوراق بهادار عمومی را بمنظور ایجاد کف و سقف مناسب نرخ در بازار پولی و مدیریت پایه پولی خرید و فروش می نماید. بطور کلی خرید اوراق به سیستم بانکی نقدینگی تزریق نموده و فروش آنها نقدینگی در دسترس را کاهش می دهد. از این طریق بانک مرکزی ضمن کنترل نمودن بازه نرخ سود اوراق در محدوده بهینه، از ایجاد بازار کاذب جذب سپرده به هر قیمتی از سوی بانکها جلوگیری کرده و با خرید و فروش هوشمندانه ضمن ایجاد تعادل در بازار بین بانکی و کنترل حجم نقدینگی، محدوده مطلوب نرخ بهره کوتاه مدت را معین می کند.