چرا برخی از منتقدان ایرانی نگران سند همکاری جامع با چین هستند؟

پایگاه خبری / تحلیلی نگام ، اکثر صاحب‌نظران ایران امضای این سند را اهرمی برای فشار به دولت آمریکا جهت بازگشت به برجام و لغو تحریم‌ها علیه کشورشان می‌دانند تا یک اقدام اقتصادی.

خبرگزاری آناتولی ترکیه نوشت : امضای «سند جامع همکاری‌های ۲۵ ساله» که دیروز توسط وانگ یی و محمدجواد ظریف وزرای امور خارجه چین و ایران در تهران امضا شد، از جوانب مختلف؛ مانند پنهان‌کاری در متن، موقعیت نابرابر طرفین و عدم وجود ضمانت لازم برای اجرای آن، مورد انتقاد صاحب‌نظران سیاسی و اقتصادی و همچنین رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران این کشور، قرار گرفته است.

برای نخستین بار محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور سابق ایران در ژوئیه ۲۰۲۰ اعلام کرد: دولت ایران مخفیانه در حال امضای قراردادی ۲۵ ساله با یک دولت خارجی است. هر قراردادی که مخفیانه و بدون درنظر گرفتن خواست و اراده ملت ایران با طرف‌های خارجی منعقد شود و برخلاف منافع کشور و ملت باشد، معتبر نیست و ملت ایران آن را به رسمیت نخواهد شناخت.

به گزارش «تجارت‌نیوز»، این توافق برای اولین بار پنج سال پیش در دیدار آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران با شی جین پینگ، رئیس‌جمهوری خلق چین و با عنوان «توافق ایران و چین برای روابط استراتژیک ۲۵ ساله» مطرح شده بود. این دیدار ۱۱ روز پیش از توافق هسته‌ای ایران و ۱+۵ در تاریخ ۱۱ تیر برگزار شده بود.

نکته مهم دیگر، چیستی و عنوان دقیق سند مذکور است. در این زمینه، علیرضا صلواتی، تحلیلگر اقتصاد سیاسی و فارغ‌التحصیل رشته مدیریت از دانشگاه آنکارا در گفت‌وگو با خبرگزاری آناتولی اظهار داشت: از لحاظ حقوقی، یک سند، معانی متعددی دارد. هنوز مشخص نیست که این سند، «توافقنامه»، «تفاهمنامه» یا «قرارداد» است، اما از محتوای اظهارات مسئولین ایران می‌توان فهمید که چیزی در حد یادداشت تفاهم است و قراردادی دارای ضمانت اجرایی که طبق قانون باید به تایید مجلس برسد، به شمار نمی‌رود.

رضا زبیب، دستیار وزیر امور خارجه ایران در امور آسیا و اقیانوسیه راجع به این موضوع در توئیتر شخصی خود گفته است: اصولا این سند، ماهیت و حتی شکل قرارداد/موافقتنامه ندارد، بلکه صرفا یک نقشه راه و چارچوب روابط بلندمدت است.

– پنهانکاری در انتشار متن سند

مسئله «بی‌اطلاعی افکارعمومی از متن» با واکنش بسیاری از ایرانی‌ها مواجه شده است. صلواتی در این زمینه نیز توضیح داد: اگر شایعاتی که مطرح شده است صحت داشته باشد، تمام بندهای موجود در این سند، مشکل قانون اساسی پیدا می‌کند. در این صورت، حتی مجلس ایران نیز اختیار لازم برای تصویب امتیازاتی که قرار است طبق این سند به چین داده شود را ندارد. محرمانه بودن متن سند نگرانی را تشدید کرده است. این نگرانی در واکنش شهروندان ایران مشهود است.

جواد رحیم‌پور، تحلیلگر مسائل سیاسی و فعال ملی مذهبی نیز در مصاحبه با «آناتولی» پیرامون نگرانی افکارعمومی ایران نسبت به امضای سند مزبور گفت: قرارداد ۲۵ ساله راهبردی ایران و چین با مخالفت وسیع نخبگان خارج از قدرت در جمهوری اسلامی روبه‌رو شده است. اگرچه امکان نظرسنجی دقیق راجع به این قرارداد در ایران متاسفانه وجود ندارد، اما شواهد میدانی نشان می‌دهد که مردم و نخبگان از تعبیر فروختن ایران به چین یاد می‌کنند.

او افزود: در شرایط کنونی رابطه بلندمدت ایران با چین فاقد رضایت افکارعمومی است. بخش‌هایی از حامیان حکومت ایران می‌گویند مخالفان این سند بدون دیدن متن آن به قضاوت زودهنگام می‌پردازند. بندهای این قرارداد به اطلاع مردم نرسیده است. از این رو، جریان‌های خارج از حاکمیت ایران در جریان هست نگاه‌های تردیدآمیزی نسبت به آن دارند. خود آقای ظریف نیز که چند ماه پیش برای این امر در مجلس حاضر شد، توضیح روشنی در رابطه با ماهیت این قرارداد نداد و تنها آن را یک امر حکومتی و برای سازماندهی جدید سیاست خارجی ایران توصیف کرد.

در همین راستا، شخصیت‌های مطرحی مانند علی مطهری، افشار سلیمانی (دیپلمات و سفیر سابق)، محمد نوری (سردبیر پیشین روزنامه ایران)، محمدحسین غیاثی (فعال اصلاح‌طلب)، داود سوری (استاد اقتصاد)، اکبر اعلمی (نماینده پیشین تبریز در مجلس) و غیره از دیگر کسانی هستند که در گفت‌وگو با رسانه‌های مختلف یا در صفحات اجتماعی خود به انتقاد از پنهانکاری در زمینه متن سند مذکور پرداخته‌اند.

– موقعیت نابرابر طرفین قرارداد

بسیاری از تحلیلگران ایرانی نیز با اشاره به «موقعیت نابرابر چین و ایران» از لحاظ توان سیاسی و اقتصادی، امضای سند مذکور در وضعیت کنونی را به نفع کشورشان ندانسته‌اند. به‌عنوان مثال مطهری در توئیتر خود، با اشاره عدم اطلاع مردم و نمایندگان مجلس نسبت به متن این سند گفته است: این نگرانی وجود دارد که ما به‌خاطر نیاز اقتصادی به چین دست پایین‌تر در این سند داشته باشیم.

مراد ویسی، روزنامه‌نگار ایرانی و کارشناس مسائل استراتژیک و نظامی هم در توئیتر خود اظهار داشته است: قرارداد با چین و روسیه فی‌نفسه خوب یا بد نیست، اما قرارداد با این دو کشور بدون داشتن روابط متعادل با آمریکا و قدرت‌های اروپایی و منطقه‌ای، حتما قراردادی از موضع برابر نخواهد بود و منافع ملی ایرانیان در آن رعایت نمی‌شود، چون روسیه و چین می‌دانند جمهوری اسلامی انتخاب‌های محدودی دارد.

رحیم پور هم در مصاحبه خود با «آناتولی» این نگرانی را چنین تشریح کرد: جمهوری اسلامی نیروی انسانی ایران را فاقد توان علمی می‌داند و می‌خواهد آنها را در ارتباط با توسعه تکنولوژیکی چین قرار دهد. یک نوع تحقیر دانشی و فنی در این قرارداد دیده می‌شود. بحث ملی بودن صنعت نفت هم زیر سوال می‌رود، چون چین در همه مراحل از استخراج تا در واقع بهره برداری صنایع نفت ما را تحت کنترل می‌گیرد. با این نوع رویکرد، آرمان ضد استعماری و استقلال که جمهوری اسلامی مدعی آن است، زیر سوال خواهد رفت و ما در آینده شاهد اعتراضاتی علیه دولت‌های دو کشور خواهیم بود.

صلواتی نیز در ادامه گفت‌وگوی خود با «آناتولی» هم تصریح کرد: ایران با حذف رقبا در بازار، یک موقعیت انحصاری به چین می‌دهد و هزینه-فایده ورود این کشور به سند مذکور را خیلی متفاوت می‌کند. با توجه به اینکه چین در ترکیه، اسرائیل، عربستان سعودی و انگستان سرمایه‌گذاری گسترده دارد، امضای یک سند جامع با دومین اقتصاد بزرگ جهان دستاوردی بزرگ می‌دانم، اما ایران با امضای این سند رقبا را حذف کرده است و در نتیجه از لحاظ شرایط رقابتی برای جذب سرمایه خارجی محدود می‌شود.

– ابهام در تاثیر و ضمانت اجرایی این سند همکاری

درحالی‌که محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران در توئیتر خود «امضای سند راهبردی با چین را یک عنصر مهم تولید قدرت درچارچوب نگاه به آسیا واوراسیا با رویکرد سیاست خارجی متوازن و اقتصادمحور» دانسته؛ مهدی محمدی، مشاور او در امور راهبردی و عضو تیم سابق مذاکرات هسته‌ای، این سند را «غیرموثر» توصیف و تصریح کرده است: توافق راهبردی با چین مهم، مفید و‌ آینده‌نگرانه است اما دیرهنگام، غیرموثر و با نگاه کوتاه‌مدت امضا شد.

رویا خالقی، تحلیلگر حوزه انرژی هم نوشته است: تاریخ چهل سال اخیر ایران پر از تفاهم‌نامه‌ و قراردادهای بی‌نتیجه با چین است؛ از تفاهم‌نامه ۲۵ ساله برای خرید ال.‌ان.‌جی وآمادگی برای مشارکت در خط لوله صلح تا امضای قرارداد توسعه آزادگان جنوبی و فاز ۱۱ پارس‌جنوبی.

مریم شکرانی، خبرنگار اقتصادی نیز گفته است: سابقه حضور چینی‌ها در خلیج فارس، پول‌های بلوکه در چین، خروج بلافاصله آنها از ایران بعد از تحریم، تعرفه‌های سنگین برای کالاهای صادراتی ما و غیره، گویای عزتمندی ایران در مراودات تجاری با کشور اژدهاست!

دیاکو حسینی، مدیر برنامه مطالعات جهانی مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری ایران نیز در توئیترش نوشته است: موفقیت قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین به دو عامل بستگی دارد؛ لغو قطعی تحریم اقتصادی ایران و یا تشدید جنگ سرد با آمریکا و افزایش ریسک‌پذیری پکن. در غیر اینصورت و بنا به تجربه اخیر، چین ۶۰۰ میلیارد دلار تجارت سالانه با آمریکا را پای ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در طول یک دهه در ایران قربانی نمی‌کند.

علیرضا صلواتی در ادامه گفت‌وگوی خود با «آناتولی» از زاویه داخلی به این نکته پرداخت و گفت: با توجه به ناکارآمدی شدید، فساد بسیار بالا و رتبه ضعیف ایران در جدول شفافیت، این قرارداد مشکلاتی را در پی خواهد داشت. برای نمونه کشورهایی (در آفریقا و غیره) که از لحاظ ناکارآمدی سیستم، مشابه ایران بوده‌اند، وقتی نتوانسته‌اند سررسید وام خود به چین را کامل پرداخت کنند، مجبور شده‌اند یک سری امتیازات حاکمیتی و مالکیتی به این کشور بدهند. درحالی‌که همین چین در کشورهای اروپایی و ترکیه سرمایه‌گذاری‌های دوجانبه موفقی داشته و منجر به تصرف دارایی و ثروت ملی آنها نیز نشده است.

-اهداف سیاسی حکومت ایران از امضای این سند

اکثر صاحب‌نظران ایران امضای این سند را اهرمی برای فشار به دولت آمریکا جهت بازگشت به برجام و لغو تحریم‌ها علیه کشورشان می‌دانند تا یک اقدام اقتصادی. وبسایت «دیپلماسی ایرانی» از زبان دکتر نوذر شفیعی، کارشناس مسائل بین الملل «سند ۲۵ ساله ایران و چین، تکه مهم پازل بازی قدرت پکن در برابر واشنگتن» توصیف کرده است.

صلواتی در این زمینه نیز به «آناتولی» گفت: این سند موضوعی جدی اقتصادی نیست، بلکه یک اقدام پلتیک در سیاست خارجی ایران است تا غربی‌ها را نسبت به افزایش حوزه نفوذ چین در منطقه نگران کند و موجب شود که دست نیروهای حامی بازگشت به برجام در آمریکا و اروپا پرتر شود و بگویند ببینید ایران دارد به سمت چین یک حرکت بزرگ و انقلابی انجام می‌دهد پس بهتر است که به برجام بازگردیم و از این طریق جلو نفوذ چین را بگیریم. بنابراین با توجه به تحریم‌های آمریکا بعید است گشایش و اتفاق بزرگی در روابط ایران و چین رخ دهد. حداقل در حال حاضر شرایط برای این اتفاق مهیا نیست.

جواد رحیم‌پور نیز اظهار داشت: ایران قصد دارد با حمایت سیاسی و اقتصادی پکن سیاست خاورمیانه‌ای خود را پیش ببرد و با امنیت حقوقی بالا و استفاده از حق وتوی چین پشتوانه‌ای بین‌المللی برای اقداماتش در منطقه پیدا کند. امضای این سند را نشانه تغییر نگاه راهبردی ‌جمهوری اسلامی به شرق می‌دانم. از دیدگاه تهران، چین در چند سال آینده اقتصاد برتر جهان خواهد شد. قدرت‌های منطقه اگرچه با چین ارتباط و تعاملات اقتصادی دارند، اما به دنبال حذف نفوذ آمریکا و بلوک اقتصادی اروپایی نیستند و اگر ببینند که افزایش قدرت اقتصادی چین با کمک ایران به تضعیف سیاست خارجی‌شان منجر می‌شود قطعا علاوه بر تشدید رقابت سیاسی و امنیتی با ایران با نفوذ منطقه‌ای چین مخالفت و ایران را درگیر یک منازعه تازه خواهند کرد.

او افزود: در این منازعه تازه، ریسک سرمایه‌گذاری در ایران افزایش می یابد در واقع سطح سرمایه‌گذاری چین در کشورمان کاهش خواهد یافت. اشتباه جمهوری اسلامی این است که می‌خواهد چین را به ایران بیاورد تا در خدمت اهداف ضد غربی خودش قراردهد. چین با امواج جهانی‌سازی غربی به اندازه کافی مخالفت می‌کند، اما اگر این سیاست وارد یک بستر ایدئولوژیک جدیدی شود، این کشور عقب‌نشینی خواهد کرد و فقط به اجرای بخش‌هایی از این قرارداد مثلا تبادل کالا یا استفاده از منابع نفتی و صنعتی که موجب تنش و رقابت منطقه‌ای نمی‌شود، خواهد پرداخت.

در این رابطه با تاثیر مسائل منطقه خاورمیانه و تاثیر روابط کشورهای منطقه با آمریکا و چین بر روند سند مذکور نیز هادی خسروشاهین تحلیلگر مسائل بین الملل طی رشته توئیتی گفته است: نخبگان سیاسی ایران در مورد چین و روسیه دچار یک سوءتفاهم بنیادین هستند؛ آن هم ناشی از ذهنیت اسطورهای حاکم بر تصمیم‌سازان است که موجد دیدگاه سیاه و سفید به منطقه و جهان می‌شود. در این چارچوب فکری، اگر روس‌ها با ایران وارد همکاری نظامی در سوریه می‌شوند، به منزله فاصله گرفتن این قدرت بزرگ از رقبای ایران است یا اگر چین با تهران قرارداد ۲۵ ساله را امضا می‌کند، مساوی با صفرکردن یا سردشدن روابط این قدرت جهانی با سعودی و اسرائیل است.

او در پایان تصریح کرده است: سیاست خارجی ایران بسیار انعطاف‌ناپذیر، کُند و همواره عقب‌تر از سرعت بالای پویایی‌های منطقه‌ای است. ایران در شرایط امروز علاوه بر آمریکا و اروپا تقریبا از روابط کیفی با سه محور مهم منطقه‌ای (ترکیه، عربستان سعودی و اسرائیل) نیز بی‌بهره است. آنکارا جدیدا با فهم منطق اتحادهای تاکتیکی در حال گرم کردن روبط خود با ریاض و تل‌آویو است؛ این یعنی کاهش فرصت‌ها و افزون شدن تهدیدات و در این میان قرارداد ۲۵ ساله فی‌نفسه به ما کمک نمی‌کند فراموش نکنیم که وزیر امور خارجه چین پیش از تهران و امضای قرارداد ۲۵ ساله دیدارهای گرم و صمیمانه‌ای با رهبران سعودی و ترکیه داشت!

گفتنی است؛ چندین هزار نفر از کنشگران سیاسی و مدنی ایرانی در داخل و خارج از این کشور از جمله نرگس محمدی، محمد نوری‌زاد، کمال جعفری یزدی، هاشم خواستار، قاسم شعله‌سعدی، حسن شریعتمداری، جواد لعل‌محمدی، منوچهر بختیاری و محمد مهدوی‌فر نیز طی بیانیه‌ای خطاب به رئیس‌جمهوری چین، سند مذکور را «فاقد اعتبار» و «غیرانسانی» دانسته و اعلام کرده‌اند: سند جامع همکاری میان دو کشور، در نزد ملت ایران یادآور قراردادهای ننگینِ ترکمانچای و گلستان است. بنابراین انتظار داریم با فراخواندنِ وزیر امور خارجه‌ خود به پکن از پیگیری این قرارداد جلوگیری به عمل آورید.