چرا بچه‌های ایرانی به ساز ساسی‌مانکن می‌رقصند؟

پایگاه خبری / تحلیلی نگام، انتشار کلیپ‌های جنجالی بازخوانی یکی از ترانه‌های ساسی‌مانکن (ساسان حیدری) در بعضی مدارس ایران آنقدر به مذاق برخی خوش نیامد که وزیر آموزش و پرورش را به واکنشی شدید واداشت؛ واکنشی که در نهایت به ابلاغ و تاکید بر دستورالعملی جدی در این مورد منجر شد.

به گزارش بی بی سی فارسی ، در این دستورالعمل تاکید شده “به‌کارگیری نیروی آزاد در مدارس باید با مجوز حراست باشد، تک‌خوانی زن ممنوع و همکاری مردان به‌عنوان مربی، رهبر گروه، مشاور و .. اکیدا ممنوع است”. در این دستورالعمل آمده، سرودها و ترانه‌ها باید متناسب با سن دانش‌آموزان باشند.

مدیرکل فرهنگی، هنری آموزش و پرورش، علی رمضانی در توضیح جزییات این دستورالعمل گفت: “شعار ما این است که محیط شادابی در مدارس مطابق با فرهنگ غنی اسلامی ایجاد شود.”

بعد از انتشار این کلیپ‌ها در شبکه‌های اجتماعی علی مطهری، نایب رئیس مجلس ایران گفت: “اینکه در مدرسه‌ای ترانه ای با محتوای بسیار سخیف آن هم با ساز و آواز و بزن و بکوب اجرا کنند و دانش آموزان را وادار به حرکات خاصی کنند آن هم در ساعت رسمی مدرسه، قابل قبول نیست و وزیر آموزش و پرورش باید پاسخ دهد.”

وزیر آموزش و پرورش، محمد بطحایی هم بعد از آن، کلیپ‌های منتشر شده را “کلیپ‌هایی ناهنجار، نگران‌کننده، حاصل دشمنی سیاسی و موجب خدشه‌دار شدن باورهای مردم نسبت به نظام و تعلیم و تربیت” خواند. او که حتی گفت برخی سازه‌هایی که در این تصاویر دیده می‌شود شبیه سازه‌های مدارس نیست، ۳ نفررا مامور پی‌گیری موضوع کرد و برای پیدا کردن منبع و کشف چگونگی انتشار این کلیپ‌ها از دادستانی و پلیس فتا کمک خواست.

آقای بطحایی در پی تاکید بر لزوم پیگیری ماجرای این کلیپ‌ها گفت: “آنچه می‌تواند بچه‌ها را از آسیب‌های اجتماعی حفظ کند اقامه نماز، تمسک قرآنی و تمسک به عترت و اهل‌بیت علیهم‌السلام است، لذا تنها اقدامی که می‌توان دانش آموزان را از خطرات نجات دهد اقامه نماز در مدارس است.” وزیر آموزش و پرورش وعده داد که “فرهنگ توسعه و تقویت نماز” را بیش از پیش جلو ببرد.

ساز و آواز ممنوع!
به هر حال این جنجال‌ها حاصل کشمکش‌های سیاسی باشد یا سیاست‌گذاری ایدئولوژیک؛ محدودیت پخش و تولید و آموزش موسیقی در جامعه ایران به ویژه مدارس، ریشه‌ای حدود ۴۰ ساله دارد که گاهی در فهرست اولویت‌ها جابه‌جا شده است.

در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد بود که مهدکودک‌ها از آموزش یا برگزاری رقص و آواز که برنامه‌های غیر اخلاقی خوانده شده بود منع شدند و گفته شد که با متخلفین به شدت برخورد خواهد شد.

در همان دوران یعنی سال ۸۹ وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد که “آموزش موسیقی در مدارس در قالب برنامه های فوق برنامه” ممنوع است و با مدارس متخلف “برخورد جدی” در حد “انحلال مدرسه” خواهد شد.

نمایش ساز هم در شبکه‌های داخلی صداوسیمای ایران با محدودیت شدید روبروست و در مواردی اساسا ممنوع است.

پروانه حسینی پژوهشگر علوم انسان‌شناسی و خاورمیانه، که هم تجربه معلمی در ایران را دارد هم در آمریکا مشغول تدریس است با اشاره به نقش ماهواره و اینترنت به بی‌بی‌سی فارسی گفت: “والدین این بچه‌ها، دانش‌آموزان دیروز هستند، همانها که در زمان جنگ و سختی خودشان درگیر مشکلات بودند، آنها ناکامی را تجربه کرده‌اند و عواقب ممنوعیت‌ها و محدودیت‌ها را می‌شناسند. مادرها و پدرهای این دانش‌آموزان، سرخورده و ناراحت هستند و نمی‌خواهند مشکلاتی که داشته‌اند برای فرزندانشان تکرار شود. آنها نمی‌خواهند بچه‌ها هم سرخورده و غمگین باشند.”

خانم حسینی گفت: “با اینکه قوانین و ممنوعیت‌ها، معلم‌ها را هم محدود می‌کند اما آنها هم چون با افسردگی، اضطراب و خشم شدید دانش‌آموزان مواجه هستند تا جایی که شرایط اجازه بدهد و بتوانند از شادی جمعی دانش‌آموزان استقبال می‌کنند.”

او گفت “میزان افسردگی، خودزنی و خشم در دانش‌آموزان به شدت افزایش پیدا کرده و جامعه، معلم‌ها و والدین دانش‌آموزان بر اساس توافقی ناگفته و نهفته از شادی جمعی بچه‌ها استقبال می‌کنند.”

او در پاسخ به این سوال که این واکنش‌ها نسبت به چنین اتفاقاتی چه تبعاتی دارد “گفت وقتی مسئولان و دست‌اندرکاران چنین اتفاقاتی را برجسته می‌کنند، شکاف عمیق بین جامعه و مسئولان آشکارتر می‌شود.”

انتخاب در ممنوعیت معنا ندارد
در شبکه‌های اجتماعی، برخی از منظر جمهوری اسلامی به این ماجراها نگاه می‌کنند، برخی منتقد این نگاه هستند و برخی دیگر به ترانه‌ای که بازخوانی شده معترضند و می‌گویند الفاظی که در این ترانه از آن استفاده شده و دانش‌آموزان آن را تکرار می‌کنند مناسب بچه‌ها نیست.

وقتی درباره این ترانه خاص از خانم حسینی سوال کردم، گفت: “وقتی شادی جمعی به رسمیت شناخته نمی‌شود، وقتی زدن و خواندن و رقصیدن ممنوع باشد، چنین موقعیتی به شکل تصادفی و شانسی ایجاد می‌شود و بحث انتخاب منتفی است. وقتی دور ترانه و رقص خط قرمز کشیده می‌شود، شکسته شدن این خط قرمز با حساب و کتاب اتفاق نمی‌افتد. اگر این خط قرمز نبود، انتخاب درست معنا پیدا می‌کرد و ممکن بود.”

او که در آمریکا هم به تدریس و تعلیم و تربیت اشتغال دارد می‌گوید، “اینجا هم در جشن‌ها وقتی بچه‌ها خودشان موسیقی و ترانه‌ها را انتخاب می‌کنند کسی در انتخابشان دخالت نمی‌کند. او همچنین از جاستین بیبر و لیدی گاگا نام برد و گفت برخی ممکن است حتی با این خواننده‌ها هم مشکل داشته باشند اما اگر بچه‌ها بخواهند از ترانه‌هایشان استفاده می‌کنند و کسی از اولیا مدرسه مداخله نمی‌کند. به گفته او وجه افتراق کشوری مانند آمریکا با ایران این است که دانش‌آموزان در مدرسه تفکر انتقادی را یاد می‌گیرند. آنها را با پدیده های سکسیسم (تبعیض جنسیتی) و ریسیسم (تبعیض نژادی) آشنا می‌کنند و هوشیاری بچه‌ها را بالا می‌برند. بچه‌ها که در نقد مهارت پیدا می‌کنند خودشان را نقد می‌کنند و همین انتقادها و مباحثه‌هایی که بین‌شان اتفاق می‌افتد باعث می‌شود معیارهای درست را در انتخاب‌هایشان در نظر بگیرند و در نهایت تبدیل به مروج تفکر صحیح‌تر باشند.”

خانم حسینی درباره انتقاد به الفاظ نامناسب و اروتیک این ترانه گفت “اگر این ترانه را از این نظر نقد می‌کنیم خوب است به متونی که در مدارس استفاده می‌شود یا نوحه‌ها و شعارها و روضه‌ها و مرگ برها هم با همین حساسیت نگاه کنیم، میزان افسردگی و خشونتی که در آنها وجود دارد هم به هیچ عنوان برای بچه‌ها مناسب نیست.”

چه‌چیزهایی جایگزین نداشته‌ها شد؟
با اینکه ۴۰ سال است جمهوری اسلامی با قانونمند کردن محدودیت‌های ایدئولوژیک سعی بر تحمیل آن به جامعه دارد، همچنان مقاومت‌ها و تلاش‌هایی برای عبور از برخی از خط قرمزها در جامعه دیده می‌شود، خانم حسینی، پژوهشگر علوم انسان‌شناسی در پاسخ به این سوال که چرا بعد از ۴ دهه جمهوری اسلامی با اینکه ابزار قانونی و بازوی رسانه‌ای لازم را در اختیار داشته همچنان با چنین پدیده‌هایی مواجه است گفت، “ضعف اصلی همین است که تثبیت مواردی که جمهوری اسلامی می‌خواهد تحمیل کند در طولانی مدت ممکن نیست، چشم‌اندازی هم در این زمینه وجود ندارد. مشکلات اقتصادی شدت گرفته و حکومت موفق نشده انتظارات جامعه را برآورده کند. مردم هم متوجه شده‌اند، زمانی که برای اصلاح داده‌اند هدر رفته و به جایی نرسیده‌‌اند، این است که فشارهای اجتماعی از جاهای مختلفی بروز می‌کند؛ یکی از آنها هم مدرسه است، به ویژه اینکه سیاست‌گذاران به جای محدودیت‌هایی که ایجاد کرده‌اند و داشته‌هایی که سلب کرده‌اند چیزی جایگزین نکرده‌اند که مردم را راضی کند.”

برنامه‌های آموزش و پرورش برای شادی جمعی
مدیرکل فرهنگی هنری آموزش و پرورش، علی رمضانی در گفتگو با خبرگزاری فارس در پاسخ به خبرنگار این خبرگزاری در این مورد که برخی معتقدند چون اقدامات آموزش و پرورش شادی‌آفرین نیست شاهد کلیپ‌های منتشر شده هستیم، گفت: “مسیر آموزش و پرورش به خوبی و با قدرت در حال ادامه است و همانطور که وزیر آموزش و پرورش گفت احساس می‌کنیم عده‌ای از بدخواهان سیاسی که نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی زاویه دارند، اقدام به پخش کلیپ‌هایی در فضای مجازی کردند.”

او همچنین گفت: “ما هیچ‌گاه اجازه نمی‌دهیم به اهداف متعالی تعلیم و تربیت و تعهدی که ما نسبت به شهدا داریم خدای ناکرده خدشه‌ای وارد شود.”

آقای رمضانی در همین گفتگو با بیان اینکه باید در جهت ایجاد شادی و امید به دانش‌آموزان بیشتر تلاش کنیم گفت: “وزیر آموزش و پرورش نگاه مناسب و شایسته‌ای به موضوعات مختلف دارند به‌طور مثال اقداماتی نظیر برداشتن آزمون‌های زائد در مدارس باعث شد تا فضا برای اقدامات در حوزه پرورشی مناسب‌تر شود.”
او در این زمینه به “جشنواره دانش‌آموزی گلدسته سبز (دعوت به نماز)، جشنواره آینه زمان در مورد زندگی امام زمان و سینمای مدارس” اشاره کرده است.

خبرگزاری تسنیم از قول مهران صولتی، معلم و جامعه‌شناس نوشته: “بسیاری به این مراسم‌ها به عنوان یک فرصت سرگرم کننده و فرار از شرایط خسته‌کننده کلاس درس نگاه می‌کنند بسیاری از نوجوانان شناخت دقیقی نسبت به تحولات ۴۰ سال گذشته انقلاب اسلامی و دفاع مقدس ندارند و کانال‌های ماهواره‌ای هم تصویری نارسا، ناقص و کاریکاتوری از دوران قبل از انقلاب در ذهن آنها ایجاد می‌کنند، به جز دانش آموزان عضو انجمن اسلامی و بسیج دانش‌آموزی سایر دانش‌آموزان اطلاعات دقیقی ندارند و بدون آگاهی در برخی از برنامه‌های تربیتی و پرورشی حضور دارند.”

برنامه معاونت پرورشی در سال جاری تحصیلی چیست؟
این در حالیست که شیرزاد عبداللهی، معلم، چند سال پیش در سایت صدای معلم نوشته بود: “بودجه معاونت پرورشی اغلب صرف اموری می شود که نتایج تربیتی مفید به دنبال ندارد. به نظر می‌رسد معاونت پرورشی همراه با نهادهایی مانند انجمن اسلامی و شوراهای دانش آموزی و … دانش آموزی، در عمل پیوندی با مسایل آموزشی و تربیتی مدرسه ندارند. معاونت پرورشی در شرایطی به فعالیت سیاسی و نمایشی در داخل و خارج وزارتخانه مشغول است که تامین بهداشت روانی دانش آموزان و پیشگیری از خطرات تربیتی که در کمین آنها است در مدارس متولی خاصی ندارد و در مواردی مانند خودکشی دانش آموزان، تنبیه بدنی دانش آموزان، تجاوز جنسی به دانش آموزان و رفتارهای نژادپرستانه نسبت به دانش آموزان افغانستانی، مساله اصلی مدیریت آموزش و پرورش و رسانه های وزارتخانه پرده پوشی و کتمان ناهنجاری های تربیتی و یا عادی نشان دادن آنها است.”

در روزهای اخیر معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش، علیرضا کاظمی اعلام کرد که در سال جدید تحصیلی مدیران کل آموزش و پرورش موظف به پیگیری‌ دستورالعمل ترویج اقامه نماز در مدارس شده‌اند.

آقای کاظمی در دومین جلسه شورای‌ عالی اقامه نماز با حضور وزیر آموزش وپرورش گفت: “در سال تحصیلی جاری، مدیران کل شخصا موظف به پیگیری دستورالعمل ترویج اقامه نماز در مدارس شدند.”