چرا حد میانه نداشته و خاکستری نمی بینیم؟ / یادداشت

✍️ حبیب رمضانخانی

این روزها که سند همکاری ایران و چین محل بحث و چالش در جامعه و فضای مجازی شده، بهانه ای است تا به این موضوع پرداخته شود؛ چرا اصولا اینهمه ما گرفتار دو قطبی سازی هستیم و همه چیز را بر پایه صفر و صدی تفسیر و قضاوت می کنیم؟

امروز جناب شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان، چون همیشه با نواختن مخالفان، منتقدان به سند همکاری با چین را وابستگان به غرب و عوامل آن ها خطاب کرد. فارغ از اینکه با این تفسیر، ایشان و کشورهایی چون اسراییل، عربستان… همگی مخالف برجام بودند و چه می توان نتیجه گرفت، بایستی متذکر شد چرا در هر قضیه و موردی تقسیم بندی «یا با ما یا علیه ما» را جاری و باید موضعمان یا مخالف باشد یا موافق؟ آیا نمی توان نقد درستی داشت و در هر مسأله و موردی منصفانه و به دور از موضع سیاسی، نکات مثبت و منفی آن را بررسید؟

بررسی تاریخ معاصر ما نشان می دهد، بعد از انقلاب مشروطه احزاب در قالب مجالس و دولت ها، مخصوصا برهه ۱۲۸۵ تا ۱۳۰۴ و ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲، چگونه به جای تعامل و در نظر گرفتن نفع مردم و کشور، اسیر تمایلات گروهی و حزبی شدند و با دو قطبی سازی جز به حذف رقیب و همدیگر رضایت ندادند. خروجی آن کشمکش ها، سقوط پی در پی دولت ها و دامن زدن به بی ثباتی شد و نهایت دلسردی مردم و شرایط ناگوار، هدایت به دیکتاتوری پدر و پسر پهلوی شد.

امروز نیز نگاه حاکمیت و مردم به قضایا و امور همین گونه است. اگر کسی به حاکمیت نقد داشته باشد و ایرادات آن را برشمارد، فورا متهم به جانبداری غیر و دشمن می شود. در جانب دیگر اگر از رژیم پهلوی نقد کنیم، فورا از سوی طرفدارن متهم به «آدم جمهوری اسلامی» شده و متقابلاً نواخته می شویم. این در مورد تاریخ قبل از اسلام و بعد از اسلام نیز جاری است. یعنی هرجا ردپای سویه سیاسی ما موج می زند و از مدار عقلانیت، به مدار تعصب و یک جانبه گرایی هدایت می شویم.

این موارد نشان می دهد، اکثریت در حلقه تعصبات سیاسی و گروهی خود محصور شده و نمی توانیم مستقل از آن بیاندیشیم و عمل کنیم. اگر تا دیروز موافق برجام بودیم و آن را سراسر خوبی می دانستیم، از سوی مخالفان که آن را سراسر مخرب می دانند، غربگرا خطاب شدیم و امروز بایستی مخالف توافق با چین باشیم، چون طرف مقابل ما شرق گرا بوده و از آن حمایت می کند.

امروز مشاهده می کنیم که سناتورهایی از دو حزب جمهوری خواه و دموکرات امریکا، بعد از انهمه جنجال و اختلاف در انتخابات گذشته، طرح مشترکی در زمینه تحریم های ایران ارائه می کنند. با وجود تفاوت های زیاد در مشی و چارچوب حزبی، در سیاست و تصمیم گیری های کلان، نفع و جانب مردم را مدنظر قرار داده و بر آن اشتراک نظر دارند. این راز امتداد و تسلسل فکر و اندیشه غرب بوده و همچنان ادامه دارد و آنوقت ما اسیر در آن حلقه نگاه صفر و صدی، با هر تغییر، قبلی را کاملا تخریب و از نوع شروع کرده و دهه هاست در پله اول توسعه درجا می زنیم.

نتیجه؛ امروز لازم است از بالا این رویه را نهادینه کنیم که فارغ از نگاه حزبی و گروهی، در هر مسأله ای سعی کنیم نکات منفی و مثبت آن را ببینیم. نکات منفی را با نقد منصفانه تضعیف و حذف و نکات مثبت را برجسته و تقویت سازیم. سعی کنیم یاد بگیریم نمی توان تمام نکات مثبت فردی را به پای یک کار بد نادیده گرفت، کاری که ما با بزرگان سیاسی، علمی و ادبی خود بعد از انقلاب و در این سال ها کردیم. می توان در مورد شخصیت و عملکرد رضاشاه و فلان شخصیت برجسته نظام کنونی نقد داشت و نکات منفی و مثبت آن ها را بررسید و متهم به جانبداری از گروهی نشد.

می توان آن تقدس گرایی و سراسر مثبت دیدن ها و پرستش افراد را کنار گذاشت و خارج از آن اسطوره سازی و قهرمان پروری ها قضاوت کرد. می توان همزمان به شرق و غرب نقد داشت و بدون ترس از برچسب زنی دیگران، در دل حاکمیت و مردم از هر دو جناح، نکات مثبت و منفی هم برجام و هم سند همکاری با چین را برجسته کردو فقط نفع ملت و کشور را دید. آن زمان هست که می توان به مردم و حاکمان امیدوار بود که با تعامل درست و دلسوزی، کشور را به مسیر پیشرفت رهنمون خواهند کرد.