چرا در خرداد ۱۳۷۶ نمی بایست خاتمی رییس جمهور شود ؟؟!

✍️محمّدآزاد جلالی زاده

الف ” تاریخ اعجوبه ای کثیف است ‘ اعجوبه است زیرا به آرامی و نرمی و دقت نهایتاً مو را از ماست بیرون می کشد ‘ امّا به شدت کثیف است زیرا هنگامی حقایق را به آدمیان می نمایاند که دیگر به جز آه برآوردن و زنجیر بر دهان کشیدن و تالم حزین جگر سوز چیزی برای انجام دادن بر جای نمی گذارد .

ب ” صبح شنبه دوم خرداد ۱۳۷۶ در حالیکه روز بعدش امتحان جغرافیا داشتم و روز قبلش برای اولین توانسته بودم رای دهم و نام سیدمحمد خاتمی را بر برگه بنویسم ‘ از اخبار شنیدم که ناطق نوری بسیار زود هنگام و محترمانه پیروزی خاتمی را تبریک گفت ‘ فاصله ی آرا آنقدر زیاد بود که دیگر جای هیچ بحث و جدلی باقی نمی گذاشت و در همین حال شوق عجیب نوجوانانه ای مرا در بر گرفته و با غروری عجیب راه می رفتم !

ج ” اکنون در آستانه ی سالگردی دیگر از دوم خرداد هستیم ‘ در شرایطی که تحریم ها کشور را فلج نموده ‘ کرونا دارد به شرایط غیر قابل کنترل باز می گردد ‘ اصلاحات ته کشیده و دولت کثیف و رانتی روحانی هم از پس مشکلات بر نمی آید و کشور در آستانه ی شکستی کامل است ‘ اما سوال اینجاست که کجای کار را اشتباه آمدیم که نتیجه دولتی به شدت کثیف ‘ رانتی و پادر هوای روحانی دوم است ؟! نگارنده را باور آن است که شکست گذار به دموکراسی و پیشرفت آرام و با طمانینه در کشور ودر تاریخ بعد از انقلاب از همان روز دوم خرداد ۷۶ شروع شد .

د ” ۷۶ تنها تقابل خاتمی و ناطق نبود ‘ حالا که با گذر و فاصله ای ۲۰ و اندی ساله به موضوع نگاه می کنم ‘ بهار ۷۶ گیم آف ترونزی بود که در یک سویش نیروهای آشنا با استراتژی کلی نظام ‘ همگام با نظام ‘ آشنا با خط قرمزهای نظام و از همه مهم تر دارای قابلیت گذار بی چالش و زیرکانه از خط قرمزها بود ودر دیگر سو نیروهایی آتشین مزاج که گذار به دموکراسی را با فیلمهای اکشن هالیوودی اشتباه گرفته بودند ‘ نیروهایی که از فرط عصبیت ‘ کف بر دهان ‘ تنها منتظر اعلام نتایج بودند که اگر شکست می خوردند یا پیروز می شدند در هر دو صورت طغیان می کردند .

ه ” با پیروزی خاتمی ‘ نیروهایی جان گرفتند که به بهانه ی گذار به دموکراسی تمام خط قرمزها را نشانه رفتند و نظام را به هراس انداختند و این هراس باعث شد که نظام مجبور شود که نیروهای رادیکال با هر جناح بندی و تفکری را در صف مقدم مقابله با اصلاح و اصلاح طلبان به شدت متحد کند ‘ کار به جایی رسید که حتی صدای عقلای دموکراسی خواه به جایی نمی رسید و حتی بانگ امثال هاشمی رفسنجانی که خود عاملی موثر برای پیروزی خاتمی در برابر کاندیدای نظام بود هم درآمد و آرام آرام از اصلاحات و گذار فاصله گرفت .

و : با پیروزی خاتمی تمامی عقلای آرام معتقد به گذار به دموکراسی شناسایی و هر یک را به نوعی و شیوه ای ساکت کردند ‘ خاتمی خود تحت شدیدترین فشارها به تدارکاتچی تبدیل شد ‘ نیروهای تندمزاج هر یک به گوشه ای از دنیا پرت شدند و دانشجویان و جوانان بسیاری قربانی سیاست های بی سر و ته استراتژیست های متوهم اصلاحات شدند و سیاست های داخلی و خارجی دولت کلاً شکست خورد و نهایتاً با احساسی کردن جوانان اصلاح طلب توسط استراتژیست های اصلاحات و به میان گود آوردن معین بی رمق ‘ منجر به پدیدآمدن دولت احمدی نژاد و سپس دو دولت کثیف اول و دوم روحانی شد که معتقدم بسیار بیشتر از دولت های احمدی نژاد و دیگران به کشور آسیب زده و می زنند .

ز : حال معتقدم که اگر آن زمان ناطق رییس جمهور میشد بسیاری از مشکلات با هماهنگی کلی دولت و نظام حل می شد ‘ معتقدم هاشمی با زیرکی سیاسی که داشت با چرخش به سوی دولت ناطق و تشکیل سه گانه ی موثر “دولت_ هاشمی _ نظام” مسایل دم دست که هیچ حتی مساله ای مهم همچون رابطه با آمریکا به سرانجام می رسید و از دیگر سو فرصتی برای نیروهای راستین اصلاح طلب برای بازسازی اساسی خویشتن آغاز می شد و خاتمی فرصتی بی نظیر برای گرد هم آوردن یارانی بی غل و غش برای آینده پیدا می کرد ‌‌.

ح ” حال واقعاً نمیدانم ما در دوم خرداد سالگرد چه چیز را جشن می گیریم و به پایکوبی و شادباش می پردازیم؟؟!! … دوم خرداد ۷۶ آغازِ پایان گذار مسالمت آمیز و آرام به دموکراسی در ایران بود . اساساً انتخاب خاتمی در دوم خرداد ۷۶ اشتباهی بسیار بزرگ در تاریخ معاصر کشور بود که بایستی همچون به حصر رفتن مصدق ‘ آن را به عزا نشست ‘ محصول دوم خرداد باعث رشد نیروهای کثیف و رانتی به نام اصلاح طلب تقلبی و اعتدالی و تدبیری شد که همراه اصولگرایان کارنابلد کشور را به وضعیت کنونی کشاندند .