چرا روحانی تبدیل به تنها ترین رییس جمهور ایران شده است؟

✍️مصطفی داننده

رییس جمهور روحانی این روزها زیر آماج حملات از سوی جریان اصول‌گراست. کار برای او به جایی رسید که در تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی یک روحانی، رییس دولت را منقلی خطاب کرد.

در برخی از شهرها هم همایش‌هایی با محوریت استیضاح و برکناری رییس جمهور با ادبیات تند مهمان‌های این مراسم برگزار می‌شود.

در این میان سوالی که باید ذهن رییس جمهور را درگیر کند این است که چرا حامیان او به صحنه نمی‌آیند و از رییس دولت در برابر این انتقادها دفاع نمی‌کنند؟

جریان اصلاحات که کمک بسیاری به حسن روحانی برای رسیدن به کرسی ریاست قوه مجریه کرد، حاضر نیست در ماه‌های پرالتهاب قبل از انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰پا به میدان بگذارد و از عملکرد رییس جمهور دفاع کند.

متاسفانه حسن روحانی، چندان جای دفاع از خود باقی نگذاشته است. او بعد از خروج آمریکا از برجام، هیچ برنامه‌ای برای اداره کشور نداشت و تنها منتظر بود که تقدیر یا صندوق‌های رای، ترامپ را از صحنه قدرت آمریکا خارج کند تا برجام دوباره جان بگیرد.

رییس جمهور بسیاری از شعارهای انتخاباتی خود را فراموش کرد و حتی به آنها نزدیک نشد. همین فاصله گرفتن با شعارها و برنامه‌ها باعث شد تا روحانی با پشتوانه رای ۲۴ میلیونی، تبدیل به تنها ترین رییس جمهور ایران شود.

شک نکنید اگر این حملات در زمان مرحوم هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد اتفاق می‌افتاد، طبقه حامیان او به صحنه می‌آمدند و تمام قد از رییس جمهور خود دفاع می‌کردند.

روحانی در ۸ سال گذشته نتوانست این طبقه حامی را برای خود ایجاد کند. این درحالی است که او به یک دستاورد بزرگ یعنی توافق هسته‌ای رسیده بود و اقتصاد ایران را به ساحل آرامش رسانده بود. اما رفتن در شوک خروج آمریکا از برجام و ماندن در موقعیت انفعال از او یک رییس جمهور نامحبوب ساخت.

شاید بتوان گفت تنها کسانی که حاضر هستند خود را خرج روحانی کنند، حلقه اصلی تیم او یعنی واعظی به عنوان رییس دفتر و نوبخت رییس سازمان برنامه و بودجه هستند. بخشی از وزرای دولت هم حاضر نیستند، پای رییس جمهور بایستند.

کاش «شیخ دیپلمات» حداقل در مسائل اجتماعی و فرهنگی کمی شجاعت داشت و شعارهایی که در این موارد داده بود را اجرایی می‌کرد. فراموش نکرده‌ایم که در جریان انتخابات او گفت اگر رای قاطع بیاورد، می‌تواند بسیاری از کارهای ناممکن را ممکن کند. او درست بعد از انتخابات رفتار خود را تغییر داد و مسیر دیگری را برای رفتن انتخاب کرد. عدم استفاده از زنان در پست وزارت نمونه بارز این رفتار بود.

از همه این اتفاق‌ها تلخ‌تر، ناامید شدن بخشی از مردم به ویژه کسانی که رای خاکستری بودند از صندوق‌های رای است. آنها با خود می‌گویند ما با امید به روحانی رای دادیم و حالا او با امید ما چه کرده است؟

همه این رفتارها باعث شده است تا روحانی، حامیان جدی در کشور نداشته باشد و در برابر انتقادهای منصفانه و غیرمنصفانه تنها باشد و خود مجبور به پاسخگویی به آنها باشد.