چرا چهره فقر روزبه‌روز بیشتر دیده میشود

✍️اروجعلی محمدی

ماجرای سوخت بران سراوان یک نمونه عینی این فقر است تصاویر صف های طویل نیسان‌های حامل سوخت در این ماجرا نشان میدهد که زندگی وحیات مردمی فقیر به این بازار سوخت وابسته است و هر تلنگری به ان بمانند فشاردادن برروی استخوان شکسته ادمی با درد و فغان مواجه می شود.

واقعا ایا فقر سرنوشت این مردم محروم است ایا نمی شود این چرخه عقب ماندگی و توسعه نیافتگی را برهم زد و طرحی نو درانداخت؟

چهل سال پیش هریک نفر چینی کمتر از دودلار درامد داشت ولی امروز از هر صد نفر چینی فقط یک نفر کمتر از دو دلار درامد دارد و درامد سرانه مردم چین روزبروز افزایش یافته است و ان کشور فقیر دیروز به قدرت اول اقتصادی دنیا تبدیل می شود معلوم است که این نتیجه شگفت انگیز با اتخاذ یک راهبرد توسعه ای و برنامه‌ریزی ملی بدست امده است و سوال این است چرا چین می تواند فقر را درمیان صدها میلیون انسان جامعه خود کاهش دهد ولی ما‌ برای جمعیتی خیلی کمتر از ان علیرغم مساعی خود توفیق غلبه برفقر را نیافته ایم.

شاید بگوییم پول و سرمایه کم داشته ایم اتفاقا موضوع برعکس است پول وسرمایه هم انچنان داشتیم که می توانستیم بااجرای سند چشم‌اندازه بیست ساله حتی تیک اف بکنیم ودر همین دهه هشتاد ۸۰۰ میلیارد درامد نفتی دردولت احمد نژاد با کنار گذاشتن سند چشم اندز که با تزریق به اقتصاد غیر مولد و واردات کالا های اماده خارجی کمر تولید ملی ایران را خم می کرد و با گسترش تورم و نقدینگی ویرانگر خود تلخی معیشت و مصائب امروز را رقم میزد مدیران چینی درقالب راهبرد توسعه ملی خود با سرمایه گذاری کمتراز یک سوم درامد نفتی دولت احمدی نژاد برای ۲۴۵ میلیون نفر شغل ایجاد کردند بطوریکه جایزه سازمان بین المللی کار را نیز از آن خود کردند ولی طبق گزارشات رسمی اشتغال خالص ۸۰۰ میلیارد دلار درامد نفتی دوره احمدی نژاد برای ایران کمتر از سی هزار شغل بود طبق سند چشم انداز که بدست ان دولت مهجور و متروک شد.

ایران درسال ۱۴۰۴ باید به قدرت اول منطقه ای خاورمیانه تبدیل میشد که با اهنگ فعلی ظاهر برای رسیدن به اهداف ان باید دهها سال وقت مجددصرف بشود. لذا چشمها را باید شست و جوردیگری باید دید سوخت بران سراوان وکولبران کردستان و اسیب های کثیرالاضلاع اجتماعی موجود فقط نوک کوه یخ فلاکت و توقف توسعه در میهن ما محسوب می شوند و این سرنوشت ملت ایران نیست و ما درفقدان راهبرد توسعه ملی به این بحران ها گرفتار شده ایم و یقینا درقالب استراتژی توسعه ملی می توان این فقر و نداری را تغییرداد فقط کافی است سیاست ها تغییر کنند و توسعه کشور از قید توقیف وتوقف ازاد شود.

اگر توسعه و سرمایه گذاری و تعامل داخلی و بین المللی واقتصاد مولد به هدف اول کشورما تبدیل شود با شیرین سازی اب شور همین دریا ی عمان می توان سیستان وبلوچستان را در اشل ترکیه و حتی گلخانه های اسپانیا در تولیدات گلخانه ای و کشاورزی به عرضه یک کشاورزی پیشرو و پررونق و درامد زا و ضدفقر تجهیز و تبدیل کرد. حالا توسعه سواحل مُکران و بندر چاه بهار و راه اهن و مبادلات بین المللی و جاده ابریشم و ترانزیت کالا و صنعت وشیلات و انرژی خورشیدی و بادی بعنوان دیگر پتانسیل های سرزمین سیستان و بلوچستان بجای خودمحفوظ که همه انها نیز از عناصر مهم توسعه این استان و ایران محسوب می شوند.

ما نیازمند اراده ملی برای برنامه ریزی و طراحی یک راهبرد توسعه ملی با حضور همه نخبگان این سرزمین هستیم. توسعه چین هند بنگلادش سنگاپور اندونزی مالزی ویتنام ترکیه نمونه های ازاین دست بشمار می روند و مسئولین کشور ما باید با اعتنا به این راههای طی شده و تجربه عینی و جهانی برای غلبه به عقب ماندگی موجود و ارتقاء جایگاه ایران برنامه ریزی کنند فقر هرگز سرنوشت مانیست وتداوم فقر به تقویت چرخه خشونت ونا امنی نیز می انجامد وحتی تا انجا پیش می رود که به کادالفقر ان یکونو کفرا نیز منتهی می شود و چنین مباد.