چرخ‌های لنگ پوپولیسم در سنگلاخ بحران

✍️بهروز آقامحمدی

با رد شدن طرح”الزام دولت به پرداخت یارانه کالاهای اساسی” در شورای نگهبان می‌توان از شکست پرهیاهوترین بسته و مصوبه اقتصادی-معیشیتی مجلس یازدهم در خلال عمر هشت ماهه آن سخن گفت، طرحی که ناظران اقتصادی آنرا در بهترین حالت کپی خام دستانه ای از لایحه هدفمند کردن یارانه های دولت احمدی نژاد می‌دانستند.

با این وصف تا اینجای کار دستاورد مجلس اصولگرای جوان در سخت ترین برهه اقتصادی کشور برای معیشت مردم هیچ اندر هیچ بوده است. مجلس یازدهم در این طرح که با اکثریت چشمگیر ۲۱۵ رای موافق آنرا به تصویب رسانده بود دولت را ملزم به پرداخت یارانه‌ای جدید در شش ماه دوم سال ۹۹ برای خرید کالاهایی اساسی به شصت میلیون نفر از شهروندان ایرانی می‌داشت.

در مقابل سخنگوی شورای نگهبان دلیل رد شدن این طرح را ناشی از ایراد اصل ۷۵ قانون اساسی دانسته است، اصلی که مقرر می‌دارد طرح‌های پیشنهادی مجلس چنانچه موجب افزایش هزینه‌های عمومی باشد تنها در صورتی مسموع است که روش تامین آن هزینه ها نیز در خود طرح معلوم شود. با این حال در ماده دوم این طرح روش پیشنهادی مجلس برای تامین سی هزار میلیارد هزینه های مصوبه مزبور از فروش دارایی های سهامی و‌ حق الامتیازهای دولت و در صورت کسری از منابع خزانه کشور اعلام شده است؛ سیاستی که می گوید اموال عمومی را بفروشیم و عواید آنرا تقسیم کنیم تا از این طریق چند صباحی راه حلی در قبال مشکلات ارائه کرده باشیم.

اما صرف نظر از آثار و توالی مخرب تورمی چنین طرح هایی، گویا نمایندگان بعضاً جوان و انقلابی مجلس یازدهم اطلاع ندارند که حتی سیاست پرداخت یارانه در عصر احمدی نژاد در حالتی مقدور شد که اقتصاد کشور از پشتوانه منابع ارزی باقی مانده از دولت اصلاحات، درآمد های نجومی حاصل از فروش نفت و‌ ثبات نسبی اقتصاد برخوردار بود و این قبیل طرح ها در زمانه ای که کفگیر اقتصاد کشور به تهِ دیگ خورده است حتی در نزد نزدیک‌ترین دوستان این مجلس در شورای نگهبان خریدار و شنونده ای ندارد.

حاصل و عاقبت همه این داستان ها اینکه شاید بتوان امیدوار شد که مجلس یازدهم به تدریج از فضای شعاری خود فاصله بگیرد و متوجه شود که تنها با شعار و مواجهه با رقیب نمی‌تواند گرهی از بحران های در هم تنیده این روزهای کشور باز کند و مقوله اقتصاد بر خلاف سیاست از قواعد مشخص و متعینی برخوردار است و چندان تن به قواعد آنها نمی دهد. در نهایت اینکه براستی چرخ‌های پوپولیسم در مدار واقعیت و در مواجهه با سنگلاخ بحران های کشور به سختی لنگ می زند.