چشم طمع به مغز ها است، نه به مرزها و آب وخاک ومعادن / یادداشت

✍️ابراهیم ملکی

امروزه کشورها مرزهای جغرافیای مشخصی دارند که قابل گسترش نیست مگر اینکه ساختار وهویت بنیادی آن کشور تغییر کند.

اما در صدسال پیش هر نقطه ای در کره زمین می توانست بخشی از کشور های سلطه طلب باشد.

ولی امروزه بشر قانون جنگل را نقض کرده است و لشکرکشی به شیوه اعراب و رومیان مغول، هیتلر و عثمانی ها درهیچ جای دنیا ممکن نیست وشعار نیل تا فرات دیگر موضوعیت ندارد .

درگذشته کشور گشایی رایج و ممدوح بود وگرفتن اسیر وغنائم جزء شریف ترین وپردرآمد ترین پیشه ها به شمار می رفت وسرداران جنگ ،قهرمانان ملی لقب می گرفتند .

چرا که بسیاری از سران و بزرگان، درگذشته جنگ را منشأ خیر وبرکت می دانستند وعده ای شری اجتناب ناپذیر که باید آن را به نفع خود تغییر داد، ولی دوران ما اولین عصر تاریخ است که سیاستمداران، دانشمندان و سوداگران و هنرمندان جنگ را هم شر و هم اجتناب پذیر می دانند و فعالان و گروه های ضد جنگ در تمامی جهان فراوانند که جنگ را نه نعمت بلکه نغمت می شمارند.

برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم بود که دید جهانیان به جنگ تغییرکرد و جنگی که ممدوح شمرده می شد مذموم گردید.

اکنون منفور ترین و مغبوض ترین افراد درنزدجهانیان کسانی هستند که برطبل جنگ می کوبند و شعار نابودی سر می دهند.

امروزه اکثر جوامع بشری به صلح و دوستی می اندیشند و حتی نمی تواند وقوع جنگ را هم تصور کنند و حرف اول را علم ودانش و فناوری می زند، نه سلاح های کشتار جمعی مثل بمب اتم، توپ وتانک و موشک.

و از همین رو است که امکان تسلط بر جهان به زور اسحله غیر ممکن شده است.

امروزه سلطه طلبان برخلاف گذشته به تسخیر آب و خاک ومعادن یک سرزمین نمی اندیشند، چرا که چیز زیادی دستگیرشان نمی شود.

چون ثروت در مغز نخبگان، مهندسان و دانشمندان و فیلم نامه نویسان و متخصصان است و از همین رو است که توانستند نخبگان سایر ممالک را جذب کنند و صلح بیش از هر زمان دیگری سود آور است و کشوری که نتواند دانشمندان و نخبگان خود را حفظ کند بازنده است.

درقرن بیست و یکم پیشرفته ترین ارتشها بیشتر متکی به فناوری های نوین هستند و نیاز به لشکر و ساز و برگ بزرگ نظامی نیست و تنها به تعدادی متخصص آشنا به تولید و کاربرد فناوری های پیچیده نیاز است.

نیروهای مجهز به فناوری های پیشرفته با هدایت پهباد ها و کرمهای کامپیوتری جای ارتش های انبوه قرن بیستم را گرفته است.

درگذشته حکومتها با جنگ وغارت و الحاق سرزمین ها به قلمروحکومت خود بخش عظیمی از ثروت خود را تامین می کردند چرا که ثروت عمدتا شامل زمین، دام، برده وطلا می شد وغصب وغارت آنها امری ساده بود ولی امروزه ثروت مرکب از سرمایه انسانی، دانش ومهارت فنی و ساختارهای پیچیده اجتماعی و اقتصادی است که ربودن یا ضمیمه کردن آنها به قلمرو خود دشوار است.

و تنها حکومتهای توتالیتری و استبدادی هستند که با ناامن کردن امنیت ملی و امنیت اقتصادی عرصه را بر نخبگان تنگ می کنند و بازارفرار مغزها را داغ میکنند و کشورهای پیشرفته از این وضع کمال استفاده را می کنند.

امروزه کشورهای سلطه گر با برخورداری از تکنولوژی و اقتصاد برتر برای حفظ سلطه خود برجهان به دنبال جذب مغزهای گوگلی هستند نه مغزهای گاگولی!