چه کردیم که نگاه هشتاد میلیون ایرانی به آمریکا شد؟

✍️ حبیب رمضانخانی

در هنگامه نگارش این متن، همچنان هیجان انتخابات آمریکا بالاست و به طور قطعی شخص پیروز معرفی نشده است. در گیرو دار این انتظار، لحظه ای نیست که مسئولین ما در واکنش به این انتخابات، با اعتماد به نفس بالایی! آن را بی تاثیر بر روند آینده ایران دانسته و مشکلات امروز را مربوط به تحولات و تصمیمات داخلی مرتبط نکنند. به راستی این کشور و آمد و شد دولت ها تاثیری بر ما ندارد؟

آقای روحانی، دو روز پیش فرمودند برای ما تغییر دولت ها تاثیری نداشته و هر کسی در انتخابات آمریکا پیروز شود، نهایت مقابل مردم ایران سر تسلیم فرود خواهد آورد! البته آقای روحانی توضیح ندادند، چند هفته پیش هنگامی که مسبب مشکلات ایران را آمریکا اعلام کردند و در ادامه کاخ سفید را برای نثار نفرین به مردم آدرس دادند، چرا چنین نظری نداشتند؟

اکنون که پس از گذشت سه روز از برگزاری انتخابات این کشور، مردم ایران دست به مهره منتظر انتخاب رییس جمهور منتخب هستند تا اقدام مناسب را انجام دهند، میزان تاثیر این کشور بر امورات زندگی ما کاملا گویا و مشخص می شود! وقتی صبح چهارشنبه نشانه ها به سمت انتخاب ترامپ چرخید، دلار مرز سی هزار تومان را رد کرد، ولی ساعاتی بعد که نشانه های جدید از شانس پیروزی بایدن منتشر کرد، ورق برگشت و دلار و طلا تا این لحظه روند ریزشی خود را ادامه داده است. بی شک بسیاری از مردم منتظر هستند تا برای خرید سهام، ارز، طلا، لوازم و امورات زندگی… متناسب با فرد منتخب اقدام کنند. آیا تاثیر از این بیشتر؟

در اینکه آمریکا قدرت برتر جهان بوده و اقتصاد و سیاست هایش بر پایه دلار و نهادهایش تعیبن کننده هست، شکی نیست. ولی قابل تامل است که ما با وجود سال ها قطع ارتباط و تبدیل شدن به دشمن هم، اینهمه تأثیرپذیر بوده و بازارها و معادلات ما بسیار فراتر از کشورهای دیگر تحت تاثیر تحرکات این کشور قرار می گیرد.

مسلما آنچه امروز ما را به این وضعیت و حالت رسانده، عدم اعتماد به داخل و اقداماتی بوده که مردم را با دست خود به ارتباط و توجه به امورات آمریکا حواله کردیم. ما سال ها فرصت داشتیم تا با اتکا به دولت های مختلف و توان داخلی، در هنگامه ای که خبری از تحریم های کمرشکن نبود، مشکلات خود را حل کنیم. در دولت های آقای احمدی نژاد که مجالس هفتم تا نهم را هماهنگ با دولت و آن حجم عظیم صادرات و ۸۰۰میلیارد دلار درآمد نفتی داشتیم، نتوانستیم مشکلات کشور را رفع کنیم و پاسخی برای آن هایی که امروز نگاه به خارج دارند، داشته باشیم.

مردمی که این سال ها را تجربه کردند و با حاکمیت همراهی کردند، نه تنها تغییری در وضعیت خود ندیدند، بلکه روز به روز به تنگنا کشیده شده و از اصلاح امور ناامید شدند. در این وضعیت دیگر شعار اعتماد به دولت و مجلس انقلابی که گره از مشکلات مردم باز کند، بر مردم باورپذیر نیست. در نتیجه مردمی که در این سال ها رها شده، خود به شیوه های مختلف به دنبال حفظ دارایی ها و تبدیل سرمایه های خود از پس قیمت های افسار گسیخته برآمدند، حالا نیز بی اعتماد به جریانات داخلی، چشم به آمریکا دوخته و با تحرکات این کشور ریال را در مقابل دلار بالا و پایین می بینند.

آری اگر امروز حاکمیت، مردم و دولتمردان را به خاطر نگاه به آمریکا شماتت می کنند، بایستی پاسخگو باشد که چه کردند با مردم و چه بر سر آن همراهی آوردند که اینگونه چشم به بیرون دوخته ایم؟ شایسته هست کمی قبول تقصیر کرده و راهکاری برای برون رفت از این مشکل ارائه دهند.