چگونه نوروز باستانی و سال نو را تبریک بگوییم؟ / یادداشت

✍️ سیدعلی محمودی

هرساله و همواره به استقبال بهار طبیعت، نوروز باستانی و سال نو می‌رویم و این میراث گران‌سنگِ هزاران سالۀ مادران و پدران آریایی خویش را گرامی می‌داریم. آنان با امید و شادی گام در سال جدید می‌نهادند و زندگی، نوشوندگی و خُرَّمی را در متن آئین‌هایی همچون لباس نو پوشیدن، دید و بازدید، دوستی، مهرورزی و«هفت سین» می‌سرودند.

سالی که پشت سر نهادیم با دردها، تنگناها، محنت‌ها و از دست داده جان هزاران ایرانی هم وطن در جای جای این مرز و بوم همراه بود که در اوج آن‌ها، قربانیان ویروس کوید-۱۹ قرارداشته و دارند. از تمامیِ حوادث روزگار نمی‌توان پیشگیری کرد، اما آنگاه که این حوادث رخ می‌دهند، می‌توان از گستره و ارتفاع آسیب‌های آن‌ها کاست.

این کار شدنی است، درصورتی که مدیران کشور، دانش‌آموخته، باتجربه، صادق، مدیر، با کفایت و پاسخگو باشند، «حواله به تقدیر» نکنند و «به جِّد و جَهد» بکوشند. اما مهم‌تر از همۀ این‌ها، یک اصل قرار دارد که عبارت است از حرمت‌نهادن به حق حیات و دیگر حقوق ذاتیِ شهروندان؛ یعنی درک این موضوع که ما با اشرفِ مخلوقات، با انسان‌ روبرو هستیم، با انسانی روبرو هستیم که «غایت ‌فی نفسه» است و دارای کرامت و حقوق ذاتی، و نه با گَلّۀ رَمه‌ها.

حاکمیت در سال ۱۴۰۰ در معرض آزمونی دیگر قرار دارد تا در برابر چشمان باز مردم، بار دیگر نشان دهد که چه نگاه و موضعی در قبال آزادی، برابری، قانون، دادرسی عادلانه، حقوق بشر، دموکراسی، پاسخگویی، شفافیت و مبارزه با فساد دارد. لازم است از تجربۀ سال ۱۳۹۹ این درس آموخته شود که سلامت و حق زندگی مردم را نمی‌توان و نباید با هدف‌ها و غرض‌های سیاسی آلود. جان مردم نمی‌تواند و نباید ابزار دست سیاست‌های ماجراجویانه، قانون‌ستیزانه و بی‌حاصل قرار گیرد.

ما نوروز را ارج می‌نهیم و سال نو را به یکدیگر تبریک می‌گوییم، اما به‌جای آرزوهای دور و دراز در آستانۀ سال نو، به انگیزۀ انسانی، احساس مسئولیت اجتماعی و سیاسی، عملکرد قانونی و اخلاقی، صلح‌طلبی و گفت‌وگو نیاز داریم. ما خواهان تغییرات و اصلاحات بنیادین در ایران، از رهگذر کنشگری‌های مدنی و خشونت‌پرهیز در عرصۀ عمومی کشور هستیم.

در این صورت است که حق داریم سال نو را از سویدای جان به یکدیگر تبریک بگوییم، وگرنه آنچه بر ورق کاغذ و صفحۀ رایانه نقش می‌کنیم، بازی با کلمات است که شوربختانه «طبق معمول سنواتی»، به عادتی مألوف و فرصت‌سوز تبدیل شده است. نوروز از راه نرسیده، درمی‌گذرد و باز روز از نو، روزی از نو:

گوهرِ مخزن اسرار همان ا‌ست که بود
حُقّۀ مِهر بدان مُهر و نشان است که بود
حافظا بازنما قِصّۀ خوبابۀ چشم
که براین چشمه همان آبِ روان است که بود