چینی‌های مارکسیست‌ و سوداگر تا مزه پول را چشیدند، ایدئولوژی را از یاد بردند / یادداشت

✍🏻فرشاد قربان‌پور

چینی‌ها سوداگرانی تازه به دوران رسیده و به غایت حریص و مکارند.

برای‌شان انجام کارها و درنتیجه کمیت ماجرا مهم است نه کیفیت آن.

جنس چینی هم که همه‌جا در دسترس است و می‌بینید که برای نمونه اگر برای خرید یک فندک ژاپنی آشپزخانه هر ده سال یکبار به فروشگاه رفته و هربار صد دلار می‌پرداختید اما اکنون فندک چینی همه‌جا و سر هر کوچه‌ای با نیم دلار به فروش می‌رسد. با این تفاوت که هر دو ماه به آنجا می‌روید و فندک جدید می‌خرید. تا جایی که ممکن است با فروشنده رفیق هم بشوید.

برای چینی‌ها سود مهم است‌. بحث پول که باشد همه چیز را کنار گذاشته و ایدئولوژی را تعطیل می‌کنند.

انقلابیون آزادی‌بخش و پیشوایان آزادیِ برزگر، کارگر و فقرا امروزه برنج می‌سازند با پلاستیک، تخم‌مرغ مصنوعی می‌سازند با مواد شیمیایی، عروسک‌های نیمه‌زنده برای کودکان و مانکن‌های سکسی و ادوات پذیرایی زیرشکم به وفور تولید می‌کنند و کم مانده از مارکسیسم به کانیبالیسم برسند.

آنها خود را مارکسیست مائوئیست می‌دانند در نتیجه آته‌ایست و خداناباورند. اما وقتی بحث پول در میان باشد تسبیح و سجاده می‌سازند برای مسلمانان، صلیب تولید می‌کنند برای مسیحیان، منورا و ماگن می‌سازند برای یهودیان. آنها به فکر کام‌جویی‌های عجیب و غریب هم هستند و انواع شکل‌های انسانی و حیوانی را برای تحقق فانتزی‌های سکسی تولید می‌کنند.

چینی‌ها با کارهایی که می‌کنند، بیش از جان لاک، آدام اسمیت و جان استوارت میل، تن مارکس را در گور لرزانده‌اند.

از این گذشته آنها تقریبا همه‌چیزخوارند. برای درامان ماندن از آنها بهترین کار این است که مانند مار خودتان را به مردن بزنید. چرا که آنها هر چیزی را که تکان بخورد، به دندان می‌کشند. به قولی از آب روغن می‌گیرند.

میگویند” انسان همان چیزی است که می‌خورد”. و چینی‌ها نیز.

خلق‌ و خو، شخصیت و منش‌ چینی‌ها بر پایه چیزی که می‌خورند شکل یافته است. از آنچه بر روی زمین است فقط زهر را نمی‌خورند. در نتیجه موش، سگ، گربه، لاکپشت، سوسک و به تازگی خفاش را در غایت لذت تناول می‌کنند.

چینی‌ها در این روند از یک انسان محجوب شرقی به نئولیبرالی سود‌اگر مبدل شده‌اند.

آنها تجسم این شعارند: وقتی می‌توان پولدار شد، ایدئولوژی را فراموش کنید.

و اما در ایران

از جمله چینی‌ها سال‌ها پیش، با فشار برخی محافل داخلی ایران بر دولت، به عرصه نفت وارد شدند.

در کجا؟

در میدان نفتی آزادگان که با عراق مشترک است.

وقتی که ژاپنی‌ها به‌رغم قراردادشان از ایران خارج شدند، چینی‌ها فعالیت خود را در سال ۱۳۸۹ کلید زدند.

اما پس از چهار سال از ۱۸۵ چاهی که قرار بود احداث کند فقط ۷ حلقه حفاری شد. در نتیجه ایران قرارداد را لغو کرد و چینی‌ها دست از پا درازتر رفتند. اما چینی‌ها نقشه‌ میدان آزادگان را به عراق دادند. اکنون تولید نفت ایران در آنجا حدود ۲۵ هزار بشکه و تولید عراق در بخش عراقی (حوزه مجنون) حدود ۲۸۰ هزار بشکه است.

در پروژه‌ای دیگر چینی‌ها متعهد شدند طی یک قرارداد سنگین به مبلغ ۴/۲ میلیارد دلار پالایشگاه آبادان را نوسازی کنند. اما با آغاز تحریم‌ها از این پروژه خارج شدند.

مورد دیگر ساخت سد نسبتأ بزرگ طالقان است که چینی‌ها باید همراه با پیمانکاران ایرانی آن می‌ساختند. اما در عمل، پیمانکاران ایران را کنار گذاشته و حتی راننده‌ها و خدمه خود را نیز از چین آوردند.

تاجایی که(۱۳۹۰) شورای تامین استان البرز از حضور شرکت چینی ابراز نگرانی کرد و خبرگزاری مهر نوشت:” شرکت چینی که پروژه عمرانی را با قیمت ارزان در ایران به اتمام می‌رساند، طرح و نقشه پروژه را با قیمت بسیار بالاتر به دشمنان ایران از جمله اسرائیل به فروش می‌رساند”.

مورد دیگر راه‌آهن بجنورد به گرگان است که چینی‌ها درحدود ۹ میلیارد یورو برابر با ارزش تونل زیردریای مانش(بزرگترین پروژه ساختمانی قرن بیستم) پیشنهاد دادند. البته این نرخ گران را دولت ایران نپذیرفت.

قطار تندروی مسیر ۴۰۰ کیلومتری تهران به قم و اصفهان به عنوان اولین خط تندروی ایران دیگر پروژه مورد نظر چینی‌ها بود. اما نیمه‌کاره متوقف شد.

آنها همچنین از پروژه قطار تندروی تهران-مشهد نیز بنا به دلایلی نامشخص خارج شدند.

ساخت بزرگترین کارخانه کاغذ از ضایعات نیشکر در جنوب، پروژه دیگری بود که به جایی نرسید و نمره کارنامه چینی‌ها را منفی کرد.

پروژه نورد گرم شماره۲ فولاد مبارکه نیز به سرانجام مناسبی نرسیده است.

به دلیل عملکرد ضعیف و معنادار چینی‌ها در اقتصاد ایران این پرسش همواره مطرح است که چرا در چنین شرایطی باید قرارداد مهمی با این حجم از سرمایه‌گذاری بین ایران و چین منعقد شود.