کاش روحانیت به مساجد بازگردند! / یادداشت

✍️ سیدعلی میرموسوی

سال ۵۸ در بحبوحه نخستین انتخابات ریاست جمهوری پس از انقلاب، که با آزادی کامل برگزار شد، شایعه کاندیداتوری آیت الله طالقانی نیز بر سرزبان ها افتاد بود و در تجمعات و مطبوعات، شعارها و درخواست هایی مبنی بر این طرح می شد. در آن زمان ایشان هر هفته در برنامه «با قرآن در صحنه» در سیما حضور می یافت و به تفسیر قرآن می پرداخت. مجری در پایان برنامه، نظر ایشان را در این باره جویا شد.

آیت الله طالقانی با ناراحتی بسیار پاسخ داد:« از روزی که این سرو صدا ها بلند شده من واقعا شب و روز خواب ندارم که کِی می شود من بر کرسی ریاست جمهوری بنشینم!! از اول انقلاب همه مراجع دینی، حضرت آیت الله خمینی و بنده حقیر گفته ایم که روحانیت قصد اشغال پست ها را ندارد و به نظر من هم صلاح نیست داشته باشد.»

ایشان با بیان این که «روحانیت اصیل اسلام که در مکتب قرآن تربیت شده، فوق پست ومقام است» و یادآوری نقش نظارتی و هدایتی آن گفت:« اگر احیانا پست های مهمی را اشغال کند، من این مسأله را مشکلی می بینم، چون اگر دچار مسئولیت های روزمره و گذرا بشود، ممکن است از اصل رسالتی که روحانیت مترقی ما دارد، باز بماند.»

در آن هنگام برخی از روحانیون مسئولیت کمیته ها را بر عهده داشتند و حضور آنان در مناصب سیاسی بسیار کم رنگ بود. آیت الله طالقانی در ادامه نسبت به تحویل این مسئولیت ها با آرام شدن اوضاع اظهار امیدواری کرد و گفت:« امیدوارم این علما بروند در مساجد کار کنند و بینش بدهند…آن ها از مسجدهاست که می توانند صدای قرآن و ندای اسلام در دهند و هدایت مردم را به دست گیرند.»

ابوذر انقلاب سپس با اشاره به ابراز علاقه برخی افراد به کاندیداتوری ایشان اعلام کرد « مخلص هم نه این کار صلاح خود می دانم و نه خود را کاندید آن می کنم.» او با هشدار نسبت به خطر اتهام « آخوندیسم» و این که «آخوندها می خواهند همه پست ها را بگیرند»، درباره تصدی پست هایی که غیر روحانیون می توانند آن ها را اشغال کنند گفت: «من هیچ به صلاح روحانیت نمی دانم.» در پایان نیز تاکید کرد« آن پست که اصیل است، سنگر مسجد است.»(سید محمود طالقانی، درس های قرآنی، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۷، ص ۴۱۵)

مخالفت طالقانی با تصدی پست های سیاسی توسط روحانیت از دو جهت قابل توجه است: نخست ناسازگاری آن با رسالت اصیل روحانیت و دوم آسیبی که این کار برای اعتبار و سرمایه اجتماعی روحانیت در پی دارد. همچنان که نظامیان به دلیل مسئولیت نسبت امنیت و آرامش کشور، شایسته است در پادگان بمانند، پایگاه اصلی روحانیت نیز به دلیل رسالت آن در تبیین و تبلیغ دین مساجد است. به بیان دیگر تصدی پست های سیاسی برای روحانیون و نظامیان به یک میزان صلاح و شایسته نیست. از نظامیان در صورتی می توان انتظار داشت در پادگان بمانند و در سیاست دخالت نکنند، که روحانیت نیز به رسالت خویش به ماندن در مساجد پایبند باشد.

در تاریخ ایران با وجود پیوند و همکاری دین و دولت، روحانیت همواره مرز و استقلال خویش را از حکومت و دولت حفظ می کرد. با این استقلال از یک سو موقعیت خود را به عنوان پشتیبان طبقه محروم تقویت می کرد و از سوی دیگر ناکامی ها، مظالم و مفاسدی، که معمولا در عرصه سیاست رخ می دهند، به پای آن نوشته نمی شد. امروز بر همگان روشن است که اگر روحانیت به توصیه های طالقانی پایبند می ماند، اعتبار و سرمایه اجتماعی آن به این اندازه آسیب نمی دید.