“کر با صرفه”/میثم بازیاری

در هفته گذشته تعدادی کلیپ در فضای مجازی منتشر شد که در آنها دانش آموزان همه باهم آهنگی را که به اصلاح عده ای مستهجن و غیر مجاز هست را می خواندند و می رقصیدند.
به دنبال آن وزیر آموزش وپرورش که تا امروز در برابر اوضاع نا به سامان آموزشی مدارس و کمبود معلم و هزاران مشکل دیگر مدارس ککش هم نمی گزید امروز عجیب به تکاپو افتاده است.
طی مصاحبه ای تلفنی اول منکر قضیه شد و گفت هنوز صحت این ویدیوها مشخص نشده است و اینکه از کجا معلوم در مدرسه پر شده اند.
و باز هم طبق معمول این قضیه را توطئه ای از طرف دشمنان علیه جمهوری اسلامی و به قصد زیر سوال بردن نظام فوق العاده آموزش و پرورش ایران اعلام کرد.
و دست آخر گفت اگر این ماجرا حقیقت داشته باشه سریعا برخورد جدی و قاطع خواهد شد و مدیر تمام مدارس این ویدیوها اخراج می شوند.
و برای شناسایی و مشخص شدن مدارس پای اطلاعات و پلیس را به ماجرا باز کرده اند و کل کشور به تکاپو افتاده اند تا عاملین و مقصرین این فساد و انحراف را پیدا کنند.
مسئولینی که در برابر آنهمه دزدی و اختلاس و جرم و جنایت سکوت کردند و خیلی راحت از کنارشان گذشتند و هیچ اقدام و تلاشی برای پیدا کردن و دستگیری دزدان و اختلاسگران و مجرمین نکردند .
قضیه چیست؟؟
چه شده است؟؟
یادش بخیر مادر بزرگم به کسی که فقط چیزهایی را می شنید که به سودش باشد و برای شنیدن چیزی که به ضررش بود خودش را به نشنیدن میزد میگفت فلانی کر با صرفه است.
آن وقت ها حرفش را نمی فهمیدم اما امروز با تمام وجود به حرفش رسیده ام و با چشم خودم کرهای با صرفه مملکت را دیدم.
البته متاسفانه این مسئولین فقط کر نه که کورهای با صرفه هم هستند و چشم و گوششان فقط و فقط برای هرچه دلشان بخواهد باز می شود.
حالا برویم سراغ اصل ماجرا آهنگ جنتلمن از جناب ساسی مانکن واقعا از دانش آموزان با استعداد کشورم انتظار نداشتم وقتشان را برای یادگیری چرت و پرت بگذارند رقص و آواز باید جز درس های مدارس باشد مثل کشورهای خارجی اما هرچیزی ارزش گوش کردن ندارد چه برسد به خواندن و یاد گرفتن.
من مطمئنم جناب ساسی به خواب هم نمی دید مزخرف بی سر و تهی که خوانده اینقدر گل کند و جز آموزش های مدرسه شود.
خلاصه که نالایق ها را مشهور نکنیم .
یه دره ی عمیق
یه جمع متحد
خوشحال و سربه زیر، همراه تا سقوط
احساسِ اتحاد
یه گله اعتراض
فکر دموکراسی، شکلش شده سکوت

رویای گندم و
فکر درخت سیب
لم دادن و فقط، نوشخار کاه و برگ
دستور حرکت و
سمعاً و طاعتا
بی کله بی هوا، رفتن به سمت مرگ

هوهوی باده هر
عوعوی برنگرد
وهم آتوپیا
با ما چیکار کرد؟
هرچند معترض
هرچند دلخوریم
اما با اشتها
سرگرم آخوریم

پشت سر همه
یه نسل خاطره س
چیزی نمونده جز، اجداد با کلاس
چیزی شبیه من
چیزی شبیه تو
با هم میون مه، اندیشه توو کُماس

صُب تا غروبمون
تکرار یه نوار
که روی دور تند، می گه فقط برو!
یه دره ی عمیق
اون روبه روس ولی
می گَن آتوپیاس، که کم داره تو رُ!