کشتن کولبر و کالا / دولت ایران کالا را گاهی با کولبرش از بین می‌برد و گاهی با مصرف‌کننده و تولید کننده‌اش

پایگاه خبری / تحلیلی نگام ، کولبران عطر و مشروب و لباس و لوازم خانگی خارجی و… را غالبا برای مصرف در شهرهای بزرگ و به‌خصوص تهران برای یک لقمه نان بر دوش می‌گیرند و از مرز رد می‌کنند.

امین بزرگیان در ادامه نوشت :


قیمت هر کالای خارجی علاوه بر ارزش محصول، دو ارزش افزوده هم دارد: تعرفه‌گذاری گمرکی که به جیب دولت می‌رود و دوم ارزش نمادین که مصرف‌کننده از آن برخوردار می‌شود. دولت نمی‌خواهد از پولش بگذرد. او حاضر است به قیمت جان آدم‌ها این پول را بدست آورد. هرچقدر او در مالیات گرفتن از سرمایه‌داران کلان(خودش و اطرافیانش) بی‌مبالات است، در گرفتن پول گمرک و مالیات از خرده تاجران و کارمندان معمولی سختگیر و بی‌رحم است. او به کولبران شلیک می‌کند تا نشان دهد پول برایش از هرچیزی مهمتر است. البته او کار خود را پشت قوانین بین‌المللی درباره مرزها پنهان می‌کند و برای همین می‌تواند دهان اعتراض دولت‌های دیگر را ببندد، زیرا آنها هم از استرالیا گرفته تا آمریکا به این قوانین پایبندند و هیچ ابایی از هر کاری بابت کنترل مرزها ندارند.

مسأله اصلی دولت اما حق انحصاری کنترل بر ورود و خروج کالا و کسب سود است.


مسأله دوم ارزش نمادینی است که مصرف‌کننده کالای خارجی آن را با قیمتی پایین‌تر، کسب می‌کند. کالایی که کولبر می‌آورد برای مصرف‌کننده ارزان‌تر تمام می‌شود. مسٲله روشن است. کولبر برای سیر کردن شکم‌اش، در سرزمینی که در یک نابرابری تاریخی فاحش، فقیر نگه داشته شده، بر میل کسب ارزش نمادین یا لذت‌های حداقلی طبقه متوسط رو به بالای شهرنشینان، حساب وا کرده است. دولت او را با تیر میزند تا پیام دهد اجازه نمیدهم، کالایی بدون سود برای من بدست شهر برسد؛ نمی‌گذارم کالا بدون پرداخت هزینه ارزش نمادین به دست آدمهای معمولی برسد. این کار یعنی براندازی دولت.

اما سوال این است که چرا دولت از شیوه‌های دیگر جز تیراندازی به کولبران استفاده نمی‌کند، مثلا اشتغال‌زایی برای بیچارگان؟


کالا از یک سو در نزاع با دولت است و دولت نمی‌خواهد اعمال قدرتش را بر کالا از دست بدهد. دولت باید گاهی کالا را از بین ببرد که ماهیت مستقلش را که سالهاست در خطر افتاده، یادآوری کند.


دولت ایران کالا را گاهی با کولبرش از بین می‌برد و گاهی با مصرف‌کننده و تولید کننده‌اش. اما ازدیگر سو علاوه بر این دشمنی، یک دوستی و هم‌دستی هم وجود دارد. دولت در عین‌حالی که می‌خواهد قدرت برترش به کالا را حفظ کند، در ارتباطی تنگاتنگ با او نیز است. بدون او از هم می‌پاشد. کشتن کولبر ، محصول مشترک دولت، کالا و ارزش نمادین، و نشانگر همدستی این سه با هم در برابر رعیت و بی‌چیزان است. کشتن کولبر این نزاع و همدستی توٲمان را یادآوری می‌کنند.