کنفرانس برلین به زبان ساده؛ برای آن‌ها که یادشان نیست / یادداشت

✍️مازیار خسروی

ایران در فروردین سال ۷۹ روزهای حساسی را سپری می‌کرد. سال پر التهاب ۷۸ با همه فراز و نشیب‌ها پشت سر گذاشته شده بود. حمله به ‎کوی دانشگاه (تیر)، انتخابات شگفت‌انگیز ‎مجلس ششم (بهمن) و ترور ‎حجاریان(اسفند) تنها بخشی از‏ تکانه‌های این سال پر ماجرا بود.

هر چند دولت ‎خاتمی در تابستان ۷۸ و در پیامدهای حمله به ‎کوی دانشگاه تا یک قدمی سرنگونی رفت اما اصلاح‌طلبان با گذر از آن پیچ تند، توانستند در ماه‌های پس از آنان با گردآوری توان رسانه‌ای خود که در روزنامه‌های ‎دوم‌ خردادی متبلور بود

‏بدنه اجتماعی حامی دگرگونی‌ مسالمت‌آمیز را همچنان پویا و امیدوار نگه دارند و در بهمن ماه، پیروزی بی‌سابقه‌ای را در انتخابات ‎مجلس ششم از آن خود کنند.

در این انتخابات همه نامزدهای جناح راست در تهران از راه‌یابی به مجلس بازماندند و تنها ‎هاشمی رفسنجانی به یاری ‎شورای نگهبان و ‏باطل شدن بیش از ۷۰۰هزار رای توسط ‎احمد جنتی نفر آخر منتخبان پایتخت شد. هاشمی استعفا داد و ‎حداد عادل به عنوان نفر سی و یکم به مجلس راه یافت. یک ماه بعد، در روزهای پایانی اسفند صدای شلیک یک گلوله در خیابان بهشت، ورودی شورای شهر تهران، نفس‌ها را در سینه حبس کرد؛ ‎حجاریان ترور شد

روزنامه‌های ‎دوم خردادی تیتر زدند: شلیک به اصلاحات. این تیتر تا حد زیادی گویای وضعیت ملتهب جاری و خروج مخالفان اصلاحات از فاز سیاسی به برخوردهای خشن بود. مخالفان اصلاحات پیش از آن سه انتخابات پیاپی را باخته و هر سه سنگر انتخابی‌ یعنی دولت، شورای شهر و مجلس را از دست داده بودند.

۱۹ فروردین ۷۹، ‎حجاریان هنوز با گلوله‌‌ای در گونه راست در بیمارستان سینا با مرگ دست و پنجه نرم می‌کرد که چند چهره فرهنگی_سیاسی که اتفاقن چندان در دسته اصلاح‌طلب حکومتی طبقه‌بندی نمی‌شدند به دعوت‌ حزب سبز آلمان برای شرکت در همایشی به نام “ایران پس از انتخابات” راهی برلین شدند

در این همایش که بعدن به ‎کنفرانس برلین شناخته شد اهل قلمانی مانند ‎محمود دولت‌آبادی، ‎منیرو روانی پور،‎ سپانلو و…در کنار سیاسیونی از طیف‌ ملی_مذهبی مانند ‎عزت سحابی و ‎اشکوری و فعالان دانشجویی مانند ‎علی‌ افشاری و چپ‌هایی مانند ‎رئیس دانا شرکت داشتند.

البته چند چهره شناخته شده وابسته یا نزدیک به اصلاح‌طلبان حکومتی مانند ‎جملیه کدیور، ‎حمیدرضا جلایی‌پور و ‎اکبر گنجی نیز در میان دعوت‌شدگان بودند. اینان قرار بود ۳روز در مورد فضای سیاسی تازه در ایران و راه‌کارهای گذار بی‌خشونت برای ایرانیان مقیم و آلمان‌های حاضر سخنرانی کنند

در طول برگزاری ‎کنفرانس برلین اما همایش شاهد رخدادهایی بود که فرصتی بی‌نظیر برای طیف مخالف اصلاحات و زخم‌خورده از انتخابات ‎مجلس ششم در تهران پدید آورد؛ فرصت تحریک افکار عمومی و برخورد قضایی با شرکت‌کنندگان به قصد فلج کردن اصلاحات و در نهایت ناامیدسازی بدنه اجتماعی حامی آن‏

گروهی از مخالفان جمهوری اسلامی به سالن همایش ریختند و تلاش کردند با شعار دادن و ایجاد درگیری مانع سخنرانی‌ها شوند. بیشترشان خود را هوادار حزب کمونیست کارگری می‌خواندند. حزبی که تا آن زمان نامش به گوش کمتر ایرانی خورده بود. افرادی مانند ‎شادی امین جز رهبران معترضان بودند.

کار به درگیری با پلیس کشیدو چند نفری زخمی شدند. معترضان بدترین توهین‌ها را نثار چهره‌هایی مانند ‎محمود دولت‌آبادی و ‎سحابی کردند اما با تلاش برگزار کنندگان و پلیس، کنفرانس به کار خود ادامه داد. شعارهای تند آن‌ها اما فرصتی بی‌نظیر برای مخالفان اصلاحات در تهران پدید آورد.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی به ریاست ‎علی لاریجانی برای فراهم کردند فرصت مورد نیاز مخالفان اصلاحات، دست به کاری گشاد که نه پیش از آن سابقه داشت و نه پس از آن رخ داد؛ شباهنگام قاب تلویزیون جمعیتی را نشان داد که فریاد می‌زدند “مرگ بر جمهوری اسلامی”

خانمی را با آستین حلقه‌ای در حال رقص باباکرم و دست زدن حاضران نشان داد و در نهایت یک مرد وسط سالن لخت شد! هر چند بدن مرد شطرنجی شده بود اما همه این‌ها طوری تدوین شده بود که انگار سخنرانان با آن‌ها همسو هستند. از همه جالب‌تر اینکه فردا شب هم به دلیل آنچه “درخواست‌های مردمی” نامیده شد این برنامه بازپخش شد.

نتیجه روشن بود؛ کفن‌پوشان به خیابان ریختند. از بلندگوی نماز جمعه حملات تند و تیز صورت گرفت و دادستان علیه شرکت‌کنندگان اعلام جرم کرد. ‎اشکوری ابتدا اعدام و سپس ۷ سال، ‎گنجی ابتدا ۱۰ و سپس ۶ سال و…

۴ اردیبهشت ۷۹، روزنامه‌های صبح‌امروز،‌ آفتاب‌امروز، عصرآزادگان،‌ آزاد، مشارکت، فتح، آریا و مجله‌های ایران‌فردا، پیام‌هاجر و.. “با مجموع بیش از یک میلیون تیراژ” با حکم ‎مرتضوی ضربتی توقیف شد. تلاش ‎مجلس ششم برای اصلاح قانون مطبوعات نیز به سد “حکم حکومتی”خورد.

این آغاز پایان اصلاحات بود.