گاندو و الاغ

✍️ محمد مهاجری

حدود ۵۰ سال پیش در کتاب فارسی کلاس سوم ابتدایی، درسی داشتیم با تیتر “از کجا دانست؟”موضوع درس داستان مردی بود که در جاده، الاغش را گم کرده بود و به هرکس می رسید سراغش را می گرفت. از جمله به پسرکی برخورد و پرسید: تو الاغم را ندیدی؟

پسرک گفت:همان الاغ که چشم چپش کور بود؟ و گندم حمل می کرد و پای راستش می لنگید؟مرد ،شادمان از اینکه در یک قدمی پیدا کردن الاغش قرار گرفته بود، با ذوق زدگی گفت: بله الاغ من همین است که گفتی؟الان کجاست؟

پسرک جواب داد: اما من الاغ تو را ندیده ام!

مرد ،پسرک را کشان کشان به محکمه قاضی برد و او را متهم به دزدیدن چهارپایش کرد.قاضی از پسرک پرسید اگر الاغ را ندیده ای پس چگونه مشخصاتش را می دانی؟

پسرک پاسخ داد: از آنجا که علف های سمت راست جاده خورده شده و علفهای سمت چپ دست نخورده بود فهمیدم چشم چپش کور بوده. از آنجا که جای پای راستش کم عمقتر بود فهمیدم پای راستش لنگ بوده و از آنجا که مقداری گندم در مسیر ریخته بود فهمیدم بارش گندم بوده!

یکی دو قسمت از سریال گاندو را که دیدم به نظرم رسید اگر فیلمنامه را به همان پسرک الاغ یاب واگذار می کردند، حتما بهتر در می آمد!