گرانی یا گرانفروشی؟

پایگاه خبری / تحلیلی نگام ، این روزها گرانی و گرانفروشی از اصلی‌ترین موضوعاتی است که در هر جمعی که بنشینی، حرفی از آن به میان می‌آید. برخی که بیشتر سرشان در حساب و کتاب است از گرانی و تورم می‌گویند و بسیاری دیگر که کمتر می‌دانند گرانفروشی را مشکل اصلی می‌دانند. اما در این میان آنچه وجود دارد این است که برخی یک نفس برخورد با گرانفروشان خودرو، تخم‌مرغ، مرغ، گوشت، مسکن و… را راه چاره تورم می‌دانند. از امام جمعه، استاندار و فرماندار گرفته تا نماینده‌های مجلس و آن‌طرف‌تر رسانه‌های مختلف. همه و همه مشکل این روزهای کشور را گرانفروشی فروشنده‌هایی می‌دانند که از خدا و روز قیامت چیزی سرشان نمی‌شود و می‌باید با آنها به‌شدت برخورد شود.

مریم زارعیان در ادامه نوشت :

در این دیدگاه مردم عموماً به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند: یک دسته مردمی هستند که به‌عنوان مصرف‌کننده طبقه‌بندی می‌شوند، فروشنده نیستند و صرفاً خریدار هستند و این سازمان‌ها وظیفه ذاتی خودشان را حمایت از آنها تعریف می‌کنند و دسته دیگری که فروشنده‌اند و هر لحظه برای فروش کالاهایشان از روی هوا و هوس قیمت‌ها را بالا می‌برند و قاعدتاً در این میان ‌باید گروه اول را از آسیب‌های آنها محافظت کرد.

اما آنچه بیش از هر چیز ذهن را به خود مشغول می‌کند این است که آیا در کشورهایی که تورم‌های پایینی دارند، به اندازه ما نه اصلاً کمتر از ما، از طریق نظارت و کنترل بازار قیمت‌ها را پایین نگه داشته‌اند، آیا آنها هم مثل ما سازمان‌هایی مثل «سازمان تعزیرات حکومتی» و «سازمان حمایت از مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان» دارند و آیا آنها با بازرسی‌های مکرر، سامانه‌های هوشمند رصد قیمت کالاها، همکاری مستمر مردم با ستادهای مقابله با گرانفروشی، حضور فعال ستاد تنظیم بازار و افزایش گشت‌های نظارتی در بازار توانسته‌اند قیمت‌های کالاها را در بازارهایشان این‌چنین کنترل کنند؟!

گرانی یک پدیده پولی است و نه پدیده نظارتی. جایی که علت‌العلل تورم وجود نقدینگی افسارگسیخته است، نمی‌توان چاره آن را جای دیگری جست‌وجو کرد. به عبارت دیگر گرانی و گرانفروشی اساساً دو مقوله متفاوت از هم هستند و بنابراین مواجهه با یکی برای حل مشکل دیگری، راهی به خطا رفتن است.اما اتفاقی که در این میان به وقوع پیوسته است آن است که سالیان سال است راه‌حل مشکلی که متاثر از وضعیت سیاسی و اقتصادی کلان جامعه است در سطح دیگری جست‌وجو می‌شود.از آنجا که دولت به خاطر کسری بودجه شدیدی که با آن مواجه است، نمی‌تواند نقدینگی را کنترل کند، تورم افزایش پیدا می‌کند، اما چون در سطح کلان در کنترل این یکی ناتوان است، ابزار پوپولیستی برای اقناع افکار توده‌ها عرضه می‌کند؛ ابزاری که سطوح مختلف جامعه هم آن را می‌پذیرد و با دولت همکاری می‌کند. این ابزار چیزی نیست جز مبارزه با گرانفروشی!

این ابزار سال‌هاست که دستِ راست دولت‌ها برای سرپوش گذاشتن بر سیاست‌های نادرست اقتصادی و سیاسی‌شان بوده است. در این شرایط برخی رسانه‌ها هم دائماً به افکار عمومی تلقین می‌کنند که عده‌ای هستند که روزانه همه‌چیز را گران می‌کنند و پا روی حلقوم دولت و ملت گذاشته‌اند. از آن‌سو مردمی که گرانی و تورم روزانه دمار از روزگارشان درآورده، از یک‌سو با هجمه رسانه‌های همگانی و از سوی دیگر عدم کفایت دانش اقتصادی‌شان با دولتیان هم‌آواز می‌شوند که ما را از دست این گرانفروشان نجات دهید.

مردم از مبارزه با گرانفروشی حمایت می‌کنند چرا که به آنها از رسانه‌های مختلف از صبحگاه تا شامگاه چنین تلقین می‌شود. آنها به لحاظ اجتماعی در این شرایط سخت اقتصادی نیاز به منبعی دارند که از آنها حمایت کند، وقتی که دانش اقتصادی‌شان چنین اقتضا می‌کند که مسبب این وضعیت فروشنده‌ها هستند، آن‌وقت این منبع حمایتی برایشان سازمان‌هایی می‌شود که با گرانفروشان مبارزه می‌کنند.

اتفاقی نیست که ۷۰ % مردم سوئیس به همه‌پرسی گرفتن یارانه ماهانه ۲۲۶۰ یورو رای منفی دادند، زیرا به این آگاهی رسیده بودند که این طرح هم موجب کاهش رشد اقتصادی و هم برداشت منابع آن از جیب خودشان میشود

گرانی سطح زندگی بسیاری از افراد جامعه را تنزل داده و تمرکز افراد فعال جامعه به سطوح بالاتر نیازها کاهش یافته است. تعداد زیادی از افراد جامعه در سایه چنین وضعیتی بر تامین حداقل‌هایی برای زنده ماندن محدود شده‌اند، از سوی دیگر در غیاب تشکل‌ها و نهادهای آگاهی‌رسان، آنها تنها راه نجات خود را برخورد با گرانفروشی می‌دانند. این رویکرد شاید در کوتاه‌مدت برای فرار دولت از مطالبات واقعی جوابگو باشد، اما تنها پاک کردن صورت مساله و مشغول‌سازی مردم به پاک کردن نتایج یکسری از سیاست‌هاست نه علت واقعی.