گزارش اتاق بنیاد ستاربهشتی در کلاب هاوس /حمایت از اعتصابات و اعتراضات کارگری با حضور گوهر عشقی

پایگاه خبری / تحلیلی نگام اتاق بنیاد ستار بهشتی در کلاب هاوس اقدام به برگزاری نشستی با عنوان حمایت از اعتراضات و اعتصابات کارگری با حضور بانو گوهر عشقی مادر زنده یاد شهید راه آزادی و رسانه ستاربهشتی نمود.

در این نشست چهار ساعته که با استقبال مناسب مخاطبان همراه بود ،افراد مختلف به اظهار نظر در مورد اعتراضات کارگری پرداختند و ضمن عرض ارادت به بانو گوهر عشقی یاد شهید ستاد بهشتی را زنده نگه داشتند.

مجید نیکنام نیز شرح کاملی ازمراحل ثبت بنیاد ستار بهشتی در آمریکا ارائه نمود.

نکته قابل اهمیت در این نشست ۴ ساعته بغض و گریه اکثر شرکت کنندگان در این نشست بود که با شنیدن حرفهای بانو گوهر عشقی ناخودآگاه بغضشان ترکید.

در ادامه بخش هایی از این نشست را با هم میخوانیم

بانو گوهر عشقی :مجید ستار من است و بهش اعتماد دارم.

بانو گوهر عشقی: وقتی خبر شهادت ستار را شنیدم کل کشیدم

بانو گوهرعشقی: من هرگز بخاطر شهادت ستار اشک نریخته ام. من به ستار افتخار میکنم . او خود را فدای وطن نمود

یکی از شرکت کنندگان : من به نمایندگی از همه کسانی که نمیتوانند با شما صحبت کنند میگویم که همه‌ی ما از ستار عزیز و مجید نیکنام حمایت میکنیم.شبنم جان آرزوی سلامتی میکنند برای مادر گوهر عزیز.

آبان عزیز هم آرزوی سلامتی و سعادت دارند برای مادر ستار.

به گفته کامبیز هر وبلاگ ستار عزیز تیری بر پیکر این اهریمن میزد و این اهریمن زمانه توان رویارویی با ستار بهشتی نداشت و ناجوانمردانه از پشت به او خنجر زدند.

بابک:مرسی که هستی مادر عزیز پشتیبان همه‌ی ما هستی مرسی که برادرم ستار را تحویل ایران دادی.

مادر گوهر عشقی : سلام به بچه های من ، واقعا شما ستارهای من هستید ، ستار من را ساعت ۱۲ از خانه بردند و چهار روزه او را زیر شکنجه کشتند .یک روز از بازجو پرسیدم که آیا ستار من التماس کرد ، آیا گریه کرد ، گفت ما میزدیم ستار میخندید ، گفتم بنازم که ستار شیر بود شما روباه بودید.

بچه های آزاده ای که کشته می شوند برای من زنده هستند ، ستار ..ندا..اشکان …هر کسی که زیر شکنجه کشته میشود یا اعدام میشود بچه های من زنده هستند.

زمانی که هواپیما را زدند من تا صبح گریه کردم برای فرزندانم.من از کارگران حمایت میکنم همه کارگران فرزندان من هستند این حکومت روی خون نشسته تا کی باید باشد.

مجید نیکنام : بنیاد ستار بهشتی و بنیاد گوهر عشقی را همه‌ی مردم دنیا میبینند.از اوایل انقلاب با بوجود آوردن کمیته بذر نفاق در بین مردم کاشته شد بعد از انقلاب ۵۷ ، انقلاب ۸۸ بزرگترین انقلاب صورت گرفته بود اما هیچ اتفاقی نیفتاد.

حکومت شیطان قصد داشت با کشتن یک کارگر فداکار کسی که واقعا هیچ گناهی نداشت رعب و وحشتی در دل جامعه بیندازد.

مادر گوهر عشقی : من از مجید نیکنام که ستار من است حمایت می کنم و به او اعتماد دارم شما هم از او حمایت کنید و نگذارید که آبانی دیگر بوجود بیاید باهم متحد باشید.

شهلا : بسیار مایه افتخار است که چنین مادرانی داریم و باید سرمشقمان اینگونه مادران باشند.ما در خارج از کشور هم در راه حمایت از کارگران عزیز هستیم.

مجید نیکنام : دو نفر در این بنیاد حق دخالت ندارد که اولیش خودم هستم .من مجید نیکنام و همه اعضای خانواده ام تک به تک در اساس‌نامه نام برده‌ایم هیچگونه حق دخالت در کارهای بنیاد ندارم و مادر گوهر عشقی هم هیچ حق در اداره کردن و امور مالی بنیاد ندارد.

تنها خواسته مادر این بود که برای مبارزان بخصوص معلمان و کارگران یک نماد ویژه ای طراحی شود و این نماد توسط بنیاد به فردی که در مقابل حاکمیت هزینه داده است تقدیم شود.

جمهوری اسلامی از اوایل صدمات زیادی به کارگران زده است. دو خواسته که مادر داشتند یکی نماد سالیانه ستار بهشتی و دیگری بانک اطلاعاتی برای کارگرانی که صدمه دیده‌اند از ابتدای انقلاب تا کنون. امیدوارم همه در کنار هم باشیم و برای آبادانی و آزادی ایران گام برداریم.

جنبشی که مادر آغاز کرد خاموش شدنی نیست همگی ما این راه را ادامه خواهیم داد و سکوت نخواهیم کرد. از زمان آمدن این حاکمان ، هدفشان از بین بردن انسانیت بود اما امروزه مردم متحد شدند و اجازه نمیدهند خون ستارها و نداها و …پایمال شوند.

مادر گوهر عشقی : ما باید اختلافاتمان را کنار بگذاریم تا علی خامنه‌ای را از ایران بیرون کنیم اکنون زمان اتحاد است. گریه کردن فایده ای ندارد باید سازماندهی کرد. مردم به خیابان میروند تا حقشان را فریاد بزنند اما با گلوله مواجه میشوند. فقط با قدرت مردم و اتحادشان این نظام سرنگون خواهد شد.

مجید نیکنام : بنیاد ستار بهشتی مربوط به چهار سال قبل است البته مادر ستار بهشتی گفت که من دوست دارم جایی بنام ستار در کنار مردم وجود داشته باشد قرار بر این شد که در کشور بنا شود به کمک وکلای عزیز.

اما دولت موافقت نکرد و گفتند باید موسسه راه اندازی کنید و روال اداری طی چند ماه سپری شد و بازهم گفتند شما بایستی یک کمیته یا کمپین حقوق بشری تاسیس کنید که با وجود تغییرات اعمال شده بازهم ایراد گرفتند و گفتند امکان کمپین نیست مگر در چارچوب دولت.

و در آخر قرار بر تاسیس انجمن شد و علت این زمانی که گذشت همین رفت و آمد ها و پیگیری ها و موافقت نکردن ها بود.

ثبت اولیه در کالیفرنیا انجام شده و ثبت بعدی باید اساس‌نامه را کامل کنیم و بفرستیم به یکی از دفاتر دولت اینجا بنام IRS که مسئول مالیات ها است و همانطور که مستحضرید در آمریکا مالیات بشدت کنترل میشود و تنها موردی است که میتواند دامن ریاست جمهوری که بالاترین مقام کشوری است را بگیرد.