گزارش تلخ سیل و سیاست ؛ ای کاش من هم یک فلسطینی بودم

نصرت الله محمود زاده

لطفا این مطلب را به منزله مخالفت با کمک به مستضعفین جهان تلقی نکنید.
انگار میزان تخریب دعواهای سیاسی سیل بیش از همه است و بازار تسویه حساب جناحی داغ‌تر شده.
هر وقت رسانه ملی روی موضوعی افراط می‌کند، منتظر ترفندی باشید. دو روز است که پیازداغ صحنه‌های تکان‌دهنده سیل را زیاد کرده و بلافاصله، از میان آن همه سازمان‌های حاضر در مناطق بحرانی، فعالیت گروهی خاص و‌ خودجوش را پخش می‌کند. این نابغه‌ها بحران آق‌قلا را تمام کرده و حال آمده‌اند به فریاد لرستانی‌ها برسند. رسانه‌ ملی تمام مجریان نان به نرخ روز خور را بسیج کرده.

و اما مروری به گزارشات غیر رسانه ملی سیل:
۱-پل هشتاد ساله ورسک راه‌آهن شمال با صلابت و امنیت نظاره‌گر تخریب پلی است که عمری ده ساله دارد.
-رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس معتقد است، بودجه‌ی سیل را به مبارزه با بی بندوباری و بدحجابی اختصاص دهید. زیرا آثار تخریب بد‌حجابی کمتر از سیل و زلزله نیست.
حسرت یک ترکمن: ای‌کاش برای یک بار هم شده متانت و حجاب زنان ترکمن را درک می‌کردند.
۲-یکی از فرمانده‌هان سپاه قدس پس از ۱۵ روز دستور داد که امکانات عتبات عالیات و موکب‌های کاروان اربعین را روانه مناطق سیلزده کند. ثواب کمک رسانی به سیل زده‌گان کمتر از زیارت کربلا نیست.
-در همین گیرودار، بزرگترین هیأت اقتصادی عربستان سعودی به همراه هفت وزیر، طی سفر رسمی دو روزه، وارد بغداد شد. عربستان بشدت تقلا می‌کند راه اقتصادی باز شده از سوی عراق را بر روی ایران ببندد.
حسرت یک خوزستانی چشم انتظار: ای‌کاش من هم یک عراقی بودم.
۳- مسئولین لشکری، سیاسی و کشوری از ترس خشم و عصبانیت مردم پلدختر جرأت ورود به این مناطق را ندارند. سیل خیلی از مردم چشم انتظار را از روی پشت بام‌ها برده است.
-امام‌جمعه شهر معمولان می‌گوید، هنوز از سرنوشت ۶۰ روستا خبری نداریم که چه بر سرشان آمده و خبری از نیروهای امدادی نیست.
۴-صحبت‌های دردناک یک مادر سیل‌زده خطاب به لاریجانی در بازدید از منطقه: «خانه و زندگی و گوسفندانم‌ را آب برده. جایی هم ندارم که بروم.»
پاسخ لاریجانی: «همین که سالمی، خوبه.»
پارسال که مجلس بودجه سال ۹۸ را تصویب می‌کرد، لاریجانی با افتخار گفته بود: “همه‌ی پول‌های کشور را خرج فلسطین می‌کنیم و از گفتنش ابایی هم نداریم.”
حسرت یک لُر: ای‌کاش من هم یک فلسطینی بودم.

کسی منکر کمک به مستضعفین جهان نیست، اما………به چه قیمت؟
فطرت، عقل و عشق انقلاب را چقدر ارزان فروختیم.
آیا نباید در انتظار روزهای اسفبار‌تر باشیم؟