گفتگو با آذر منصوری: در انتخابات ۱۴۰۰ ممکن است رقابت بین یک اصولگرای میانه و اصولگرای تندرو باشد/ مشارکت مردم در انتخابات نسبت مستقیم با امید اجتماعی دارد/ در سایه فقدان مشارکت مردم و حمایت دولت موازی شانس تندروها در انتخابات ۱۴۰۰ بیشتر از اصولگرایان میانه است

پایگاه خبری / تحلیلی نگام ، گمانه زنی ها و تحلیل شرایط انتخابات ۱۴۰۰ آغاز شده و تحلیل های مختلفی نسبت به آن وجود دارد. برخی تحلیلگران معتقدند که حضور مردم در این انتخابات مشابه اسفند ۹۸ خواهد بود و بعضی دیگر با پرهیز از هرگونه پیش بینی، تحلیل خود را منوط به اوضاع کشور در ماه های آتی می کنند.

در این میان آذر منصوری قائم مقام دبیرکل حزب اتحاد ملت معتقد است که رقابتی بودن انتخابات تحت تاثیر دلایل و عواملی است که در حال حاضر هیچکدام از این دلایل و عوامل وجود ندارد. مهم ترین دلیل رقابتی شدن این است که حاکمیت مشارکت حداکثری مردم در انتخابات را یک ضرورت برای منافع ملی کشور بداند.

در ادامه گفتگوی امتداد با آذر منصوری را می خوانید :

با توجه به تحلیل های مختلفی که از انتخابات ١۴۰۰ می شود به نظرتان شرایط فعلی کشور تا چه اندازه مساعد برگزاری انتخابات رقابتی است؟

اگر مبنای تحلیل و پیش بینی ما در خصوص انتخابات ۱۴۰۰، انتخابات اسفند ۹۸ و مجموعه تحولات و اتفاقاتی باشد که پیش از این انتخابات با آن مواجه بودیم، طبعا نه رقابت قابل توجهی در ۱۴۰۰شکل خواهد گرفت و نه سطحی متفاوت تر از مشارکت مردم در انتخابات ۹۸، در سال آینده اتفاق خواهد افتاد.

در واقع رقابتی بودن انتخابات۱۴۰۰مقدماتی دارد که به توجه به آنچه در انتخابات ۹۸ و پس از آن اتفاق افتاد، در نهایت ممکن است رقابتی در همان حد بین یک کاندیدای اصولگرای میانه و تند رو اتفاق بیفتد. در واقع رقابتی بودن انتخابات تحت تاثیر دلایل و عواملی است که در حال حاضر هیچکدام از این دلایل و عوامل وجود ندارد. مهم ترین دلیل رقابتی شدن این است که حاکمیت مشارکت حداکثری مردم در انتخابات را یک ضرورت برای منافع ملی کشور بداند.

وقتی ضرورت مشارکت به یک اولویت تبدیل شود، آن وقت است که نگاه ها بیش و ‌پیش از آنکه معطوف به نتیجه انتخابات باشد، متوجه تامین مقدمات مشارکت مردم می شود. اگر این اصل پذیرفته شود و به این سؤال به صورت واقع بینانه پاسخ داده شود که دلیل بی رغبتی مردم به صندوق رأی و کاهش بی سابقه مشارکت مردم در انتخابات ۹۸چیست، در این صورت شاید مجموعه حاکمیت اقدامات و ‌اصلاحاتی را در شیوه حکمرانی خود اعمال کند که این نگاه نسبت به انتخابات و صندوق رای تغییر کند. انتخابات آزاد و امکان حضور همه سلایق به عنوان کاندیدا تنها یک بخش کوچک از الزامات تحقق یک انتخابات رقابتی است.

به پاسخ واقع بینانه ای اشاره کردید که باید به سوال درباره دلیل بی رغبتی مردم به صندوق های رای و کاهش بی سابقه مشارکت مردم در انتخابات اخیر داده شود. پاسخ شما به این سوال چیست؟

مهم ترین دلیل، به نقش و جایگاه نهادهای انتخابی باز می گردد. اینکه کارکرد و عملکرد نهادهای انتخابی تا چه حد توانسته و می تواند نسبتی با خواست و ‌مطالبات مردم برقرار کند. وقتی مردم با مشارکت بالای ۷۰درصد در انتخابات شرکت کردند، معنی اش این است که امید اجتماعی در وضعیت مطلوبی قرار دارد. در واقع مشارکت مردم در انتخابات، نسبت مستقیم با امید اجتماعی دارد. وقتی درصد مشارکت پایین می آید مانند آنچه در انتخابات اسفند۹۸ با آن مواجه بودیم، این می تواند یک زنگ خطر باشد.

به عبارت دیگر مردم با مشارکت بالای خود میزان دلبستگی خود را به نهادهای انتخابی برای حل مشکلات و بهتر شدن وضعیت اداره کشور نشان می دهند، وقتی مشارکت پایین می آید یعنی این نهادها چنین ظرفیتی ندارند. اینجا دیگر کاری از دست اصلاح طلبان هم بر نمی آید.

بگذارید عینی تر صحبت کنم. ما از انتخابات ۹۲تا ۹۶ با وجود نظارت استصوابی و ‌حذف کاندیداهای حداکثری خودمان با شعار “مطالبات حداقلی _مشارکت حداکثری” توانستیم اعتماد مردم را نسبت به انتخابات برانگیخته کنیم و به همین دلیل شعار مطالبات حداقلی موجب مشارکت حداکثری شد. خب بعد از سه دوره مردم سؤال می کنند که این نمایندگان ما در نهادهای انتخابی چه کردند که ما باز هم بیاییم و ‌با اتکا به حداقل ها به نمایندگان حداقلی رای دهیم. من نافی موفقیت ها و عملکرد خوب تعداد قابل توجهی از نمایندگان و برخی از توفیقات دولت نیستم. اما این عملکرد و این توفیقات در حدی نیست که بتواند موجب حرکت رای های خاکستری به سمت صندوق رای و ‌بالا رفتن مشارکت مردم شود.

در واقع تحقق مطالبات حداقلی در نهادهای برآمده از این سه انتخابات نه تنها کارکرد نهادهای انتخابی را بهبود نبخشید بلکه سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان را هم تضعیف کرد. معنی دیگر این حرف این است که یکی از دلایل بی رغبتی مردم نسبت به صندوق رای، جایگاهی است که نهادهای انتخابی با وجود نظارت استصوابی و دولت موازی پیدا کرده اند. به همین دلیل می گویم انتخابات آزاد تنها یکی از الزامات مشارکت حداکثری مردم است. اما در کنار این بحث، وجود دولت موازی که در هشت سال دولت نهم و‌دهم فربه تر از قبل شد نیز عاملی تعیین کننده است.

منظور از دولت موازی مجموعه ای از نهادهای غیرانتخابی و غیرپاسخگو‌هستند که فقط در مواقع تخصیص بودجه سالانه دولت سرو‌کله شان پیدا می شود، اما در قبال عملکرد خود نه شفافیت لازم را دارند و نه حتی به خود مجلس و دولت و مردم پاسخگو هستند و چه بسا در مقابل مصوبات مجلس و تصمیمات دولت سنگ اندازی هم می کنند. روشن است که عملکرد دولت موازی در امتزاج با نظارت استصوابی چه بلایی بر سر نهادهای انتخابی آورده اند. راجع به مصداق های آن در سیاست خارجی و سیاست داخلی می توان ساعت ها صحبت کرد. نتیجه این امتزاج و غیر حزبی بودن انتخابات البته که پیامد رویکرد سلبی دولت موازی به کار متشکل سیاسی و ‌مدنی است، می شود بی رغبتی مردم به انتخابات و صندوق رای و افت رو به تزاید میزان مشارکت مردم در انتخابات.

به نظرتان چه طیف شخصیت هایی با چه ویژگی هایی در انتخابات آتی شانس بالایی برای رسیدن به قدرت دارند؟

اگر معیار و مبنا را انتخابات  ۹۸قرار دهیم، در نهایت ممکن است رقابت بین یک اصولگرای میانه و اصولگرای تندرو شکل بگیرد که باید دید کمپین انتخاباتی کدام گروه حمایت دولت موازی را با خود دارد. در سایه فقدان مشارکت مردم و حمایت دولت موازی به نظر می رسد شانس تندروها در انتخابات ۱۴۰۰بیشتر از اصولگرایان میانه باشد.

گفتمان غالب در این انتخابات چه خواهد بود؟

وقتی رقابت جدی وجود نداشته باشد، اینکه چه گفتمانی غالب خواهد شد، تاثیری در نتیجه انتخابات و اینکه کدامیک پیروز باشند نخواهد داشت. همه این تغییرات منوط به این است که مشارکت مردم در انتخابات ۱۴۰۰ به یک ضرورت برای مجموعه نظام تبدیل شود. که در این صورت به نظرم گفتمانی پیروز است که برنامه های عملیاتی خود را برای تامین مطالبات جامعه امروز ایران به مردم ارائه کند و ‌به معنای واقعی بتواند اعتماد مردم را جلب کند. دوره شعارهای تو خالی و عوام فریبانه به نظرم به سر آمده و ‌جلب اعتماد مردم به مراتب دشوارتر از همه انتخابات گذشته است.

گفتمان کاندیداهای ١۴۰۰ باید چه مولفه هایی داشته باشد که بتواند تاثیرگذار باشد؟

اگر مبنا را رقابتی شدن انتخابات ۱۴۰۰ در نظر بگیریم به نظرم لازم است که کاندیداها مبنای چهارچوب گفتمانی خود را واقعیت های امروز ایران در نظر بگیرند. اینکه آیا وضع موجود در از نگاه آنها مطلوب است و به چه دلایلی به این باور رسیده اند و آیا این دلایل می تواند موجب اقناع جامعه برای اعتماد به او و برنامه هایش شود؟

نمی شود خودت کارگزار نظام باشی و وقتی کاندیدا می شوی زمین و زمان را نقد کنی و در عین حال هیچ نسخه شفابخشی هم برای حل مشکلات جامعه نداشته باشی و با شعارهای توخالی و عوام فریبانه نظر مردم را جلب کنی. برداشتی که من از جامعه امروز ایران دارم این است که دیگر با این رویه و این نوع شعارها مشارکت مردم جلب نمی شود. اتفاقا نگاه واقع بینانه این است که اگر مسئولیتی داشتی صادقانه به مردم بگویی چرا به اینجا رسیده ایم و نقش من نوعی در رسیدن به این وضعیت چقدر است؟

اما نگاه‌ واقع بینانه به نظرم یعنی اینکه بدون سرپوش گذاشتن و دادن آدرس غلط گفته شود، ایران امروز از حیث شاخص های توسعه یافتگی در چه نقطه ای قرار دارد؟ چرا به این نقطه رسیده ایم و برنامه لازم برای بهبود هر یک از این شاخص ها چیست و این برنامه تا چه حد عملیاتی است.

آیا این نوع حکمرانی در نگاه کاندیداها مطلوب است و اگر نیست چه برنامه ای برای رسیدن به حکمرانی خوب دارند؟ این برنامه ها هم باید سیاست خارجی را در بر گیرد و هم سیاست داخلی را، هم فرهنگ را و هم اقتصاد را و‌ حتی به نظرم سبک زندگی مردم را.

به بیان روشن ترعلاوه بر ویژگی های خود کاندیداها که بسیار تعیین کننده است، مثلا کاندیدا باید برنامه های عملیاتی خود و ضمانت های اجرای آنها را برای رفع کلیه اشکال تبعیض به مردم ارائه کند. در سیاست خارجی باید به طور روشن و مشخص بگوید برنامه اش چیست؟ حق شهروندی را تا چه حد به رسمیت می شناسد؟ برای تامین آزادی های اساسی ملت چه برنامه ای دارد؟ برای کاهش فشارهای اقتصادی چه برنامه ای دارد؟ برای کم ‌کردن نقش دولت موازی و‌ بیشتر شدن نقش نهادهای انتخابی چه برنامه ای دارد؟

این ها بخشی از پرسش هایی است که کاندیداهای ریاست جمهوری باید به آن پاسخ گویند. در غیر این صورت نه رقابتی شکل خواهد گرفت و نه تغییری در میزان مشارکت مردم اتفاق خواهد افتاد. البته این تحلیل امروز ماست و‌ شرایط به دلیل پیچیدگی های فضای سیاسی ایران می تواند متفاوت باشد.

کرونا چه اثری بر انتخابات خواهد گذاشت. از این حیث که ابزارهای تبلیغی مشابه گذشته نیست. امکانات مجازی چه اثری روی انتخابات ١۴۰۰ خواهد گذاشت؟

طبعا در صورت ادامه همین وضعیت کرونا تا انتخابات ۱۴۰۰ این پاندمی هم به لحاظ کیفی و هم کمی، اثرات جدی خود را خواهد گذاشت. همانطور که سبک زندگی و نوع تعاملات و ارتباطات جامعه را تحت تاثیر خود قرار داده است. از حیث‌ کمی قطعا کمپین ها باید شکل مجازی به خود گیرد و از بعد کیفی نیز بخشی از برنامه کاندیداها معطوف به نوع مواجهه آنها با این بحران در صورت ادامه خواهد بود. به خصوص اینکه این بحران اثرات جدی خود را بر اقتصاد و‌ کسب و کار بخش قابل توجهی از اقراد جامعه نیز گذاشته است.

کرونا تا پیدا شدن درمان قطعی و ‌یا واکسن موثر همه امور را تحت تاثیر خود قرار می دهد و انتخابات اعم از کمپین ها، برنامه ها و شیوه برگزاری نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود.