گفتگو با فرج سرکوهی: چرا شورش های شهری ایران حاصل استبداد رانتی-نفتی است

  • ناصر اعتمادی / منبع: سایت ار اف ای

با اغتشاشگر یا خشونت طلب خواندن ناراضیان و نسبت دادن اعتراض های جاری کشور به دولت های خارجی، حکومت ایران از قبول این واقعیت خودداری می ورزد که این اعتراض ها نتیجۀ یک بحران عمیق اقتصادی و اجتماعی و بیلان سیاست های اقتصادی و سیاسی خود حکومت طی چهار دهۀ گذشته است که اینک البته در اثر تحریم های آمریکا رو به شدت و وخامت نهاده است.

اما، چرا رژیم ایران حاضر نیست با تجدیدنظر در این سیاست ها به خواسته های ابتدایی مردم پاسخ دهد و در گام نخست برای رفع تحریم ها رابطۀ ایران را با آمریکا و جهان عادی سازد یا به حضور نظامی خود در درگیری ها و کشورهای منطقه خاتمه دهد؟ آیا حکومت ایران همچنان در پی مهار این اعتراض ها از طریق به کارگیری خشونت و ارعاب محض است؟ در پاسخ به این پرسش ها، فرج سرکوهی، نویسنده و روزنامه نگار مقیم آلمان، از جمله گفته است :

بحران و نارضایتی و شورش های جاری پیش از هر چیز در ساختارهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی یک نظام مستبد مذهبی رانتی ریشه دارند که البته در نتیجۀ تحریم های آمریکا تشدید نیز شده‌اند، هر چند وقوع شورش های شهری بدون حتا تحریم های آمریکا اجتناب ناپذیر بود.

فرج سرکوهی می افزاید : این استبداد مذهبی رانتی نه بر پایه تولید و توزیع کالا و خدمات، بلکه بر پایۀ فروش نفت و گاز و واردات کالا بنا شده است. این نوع ویژۀ نظام اقتصادی تنها فسادپرور و پدیدآورندۀ رانت نیست، بلکه رژیم را وادار می سازد که با کاهش درآمدهای نفتی فشار را دایماً از طریق تدابیری نظیر افزایش بهای بنزین و دیگر جراحی های اقتصادی به جامعه منتقل کند.

به گفتۀ سرکوهی، عامل دیگر ایجاد بحران و نارضایتی و اعتراض های اجتماعی بودجه های نظامی هنگفت حکومت است که بخش قابل توجه ای از منابع و درآمدهای نفتی را می بلعند. اگر به این بودجۀ نظامی دایماً رو به افزایش، هزینه های سرسام آور حضور نظامی رژیم ایران در کانون های جنگ های منطقه ای و حمایت مالی آن از گروه هایی نظیر حماس و حزب الله را اضافه کنیم آنوقت پی می بریم که چگونه میلیاردها دلار از منابع کشور در واقع از جیب مردم ایران صرف فعالیت های مخربی می شود که حاصلی جز برانگیختن اعتراض و شورش در کشور ندارند. سرکوهی یادآور می شود که شوروی با آن همه قدرتش در نتیجۀ دخالت نظامی در افغانستان آسیب دید، چه برسد به جمهوری اسلامی ایران که از هر لحاظ قابل قیاس با شوروی سابق نیست.

فرج سرکوهی می افزاید : این نظام مستبد رانتی وابسته به نفت حالا که در نتیجۀ تحریم های آمریکا با کمبود منابع روبرو شده می کوشد فشار ناشی از کاهش درآمدها را نه به ساختار حکومت، بلکه از نو به مردم منتقل کند بی آنکه بخواهد یا بتواند از بودجه های نظامی اش بکاهد یا به رانت و فساد ساختاری که این منابع را می بلعند خاتمه دهد.

فرج سرکوهی در ادامه می گوید که برای این رژیم عقب نشینی یا تجدید نظر در سیاست ها همواره آخرین گزینه است، هنگامی که همۀ فرصت ها پس از وارد آمدن میلیاردها دلار زیان به اقتصاد کشور از بین رفته اند. اما، نمونۀ برجام نشان می دهد که این رژیم در نهایت به عقب نشینی نیز تن می دهد.

سرکوهی می گوید : در مورد اعتراض های جاری، رژیم اسلامی از آغاز قادر به عقب نشینی نبود، هر چند خود را برای مواجهه با ناآرامی ها آماده ساخته بود. حکومت در عین حال پیش بینی نکرده بود که اعتراض های خیابانی در ابعادی چنین گسترده نمودار شوند. سرکوهی تصریح می کند : رژیم ایران می داند که اگر امروز عقب نشینی کند تمام اقتدار و ترس آن در ذهنیت افراد و جامعه به کل فرومی ریزد و مردم پی می برند که میتوان مطالبات دیگری به حکومت تحمیل کرد و آن را در سایر موارد مجبور به عقب نشینی ساخت و واضح است که این رژیم تحمل چنین وضعیتی را ندارد. به همین خاطر، به گمان سرکوهی، حکومت در حال حاضر جهت مهار شورش های شهری به زور متوسل شده غافل از اینکه اولاً نمی توان یک جنبش توده ای را با خشونت مهار کرد و ثانیاً توسل به خشونت دایمی تنها شکاف میان جامعه و قدرت را افزایش می دهد.

در به کارگیری خشونت، به گفتۀ فرج سرکوهی، هم حکومت هم متحدان اصلاح طلب آن، نظیر سعید حجاریان، تحلیل خود را بر این فرض غلط استوار ساخته اند که می توان جنبش های اعتراضی بی بهره از رهبر و سازمان را به یاری خشونت و ارعاب مهار کرد غافل از اینکه اولاً شورش های خودجوش شهری خود بستر آفرینش تنوع و بی نهایتی از ابتکارها، سازمان ها و رهبران هستند و ثانیاً این جنبش ها می توانند زندگی روزمرۀ کشور و نهایتاً خود رژیم را فلج کنند. به گفتۀ سرکوهی همین الان رژیم اینترنت را قطع کرده، اما، کشور فلج شده است و مقاومت های مردمی توانسته اند زنان و مردان جوانی را به جامعه بشناسانند که عملاً به چهره ها و رهبران شناخته شدۀ اعتراض های جاری در سطوح مختلف تبدیل شده اند.