گفتگو با نجفقلی حبیبی: حکومت باید دست مردم را ببوسد

پایگاه خبری / تحلیلی نگام ، یک فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: حکومت باید دست مردم را در زمانی که به او انتقاد می‌کنند، ببوسد و نباید گلایه داشته باشد. باید از مردم تشکر کرد که برای نظام و دولت اهمیت قائل هستند و خودشان را به زحمت می‌اندازند تا انتقاد سازنده کنند.

آیا کشور با بحران اعتماد روبه‌رو شده است؟ پس از کاهش مشارکت مردم در انتخابات مجلس یازدهم این موضوع بیش از پیش در رسانه‌ها مطرح شد. به‌نظر‌می‌رسد افزایش انتقادات مردم به مسئولان به این معناست که مردم به کشور و نظام خود علاقه دارند و به دنبال اصلاح مشکلات موجود هستند.

به همین دلیل اعتماد متقابل میان مردم و حکومت وجود داشته و باید آن را به فال نیک گرفت.

در همین خصوص نجفقلی‌حبیبی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب گفت‌وگویی با آرمان ملی داشته است که می‌خوانید.

صاحبنظران مشــارکــت حداقلی در انتخابات ۹۸ را به دلیل کاهش اعتماد مردم می‌دانند. اهمیت اعتماد میان مردم و مسئولان را چطور ارزیابی می‌کنید؟

اگر اعتماد میان مردم و مسئولان اعم از دولت و مجموعه نظام وجود داشته باشد، مسلما اداره امور کشور به سامان خواهد بود. شکی در این نیست که وجود اعتماد اولین شرط اداره کشور است. طبیعتا حکومت می‌خواهد بر مردم حکومت کند، حاکم بناست بر مردم حکومت کند و قوانین، مقررات و انتظامات دارد. خصوصا در نظام ما که همه ارکان حکومت منتخب مردم هستند. از صدر تا ذیل ارکان نظام با رای مردم روی کار می‌آیند، بنابراین بدون شک اعتماد متقابل به اداره بهتر امور و جریان صحیح کشور کمک می‌کند. در اینجا هم مردم مسئولیت دارند و هم حکومت که تلاش کنند تا این اعتماد خدشه‌دار نشود. این یک اصل قطعی است.

برای بهبود وضعیت اعتماد میان حکومت و مردم چه اقداماتی لازم است؟

مسائل متعددی در این خصوص وجود دارد اما پیش از آن می‌خواهم اشاره کنم که انتقادهای اجتماعی، چه در بیانیه‌ها، چه در مطبوعات، چه در سخنرانی‌ها و چه در احزاب، هیچکدام مستقیما دلیل بر این نیست که اعتماد وجود ندارد. یکی از ارکان حکومت، همیشه نقد توسط مردم، افراد صاحب فکر و گروه‌های صاحب اندیشه برای بهبود وضعیت جامعه است. امر به معروف و نهی از منکر در شرایط فعلی به شکل وظیفه روزنامه‌ها، مطبوعات به صورت کلی، رادیو و تلویزیون و صداهای مختلف است. به هر حال در کشور ما بسیاری از چیزها می‌تواند مظهر گفت‌وگو، انتقاد یا پیشنهاد باشد. صرف انتقاد و اعتراض، به این معنا نیست که اعتماد میان مردم و حکومت وجود ندارد. خود این موضوع حکایت از آن دارد که مردم به نظام خود دلبستگی دارند اما برای اینکه امور بهتر شود و مشکلات رفع شود، داد می‌زنند و کمک می‌کنند تا وضعیت بهتر شود. صرف انتقاد، گلایه و شکایت در جامعه، حکایت از این ندارد که میان حکومت و مردم یا دولت و مردم اعتماد وجود ندارد. این از وظایف مردم است که از مسئولان خود انتقاد کنند. انتقاد به این معناست که ایرادات و اشکالات را بگویند، انتقادات را مطرح کنند و اگر خطایی نیز صورت گرفته آن را بیان کنند تا متولیان امور متوجه ایراد کار خود بشوند.

با این حساب اگر وضعیت کنونی را محصول بی‌اعتمادی نمی‌دانید، بی‌اعتمادی از نگاه شما چیست؟

بی‌اعتمادی آنجاست که مردم دیگر اعتباری برای مسئولان قائل نباشند،‌ آن را قبول ندارند، حرف‌های آن را گوش نمی‌دهند و تا جای ممکن مخالفت می‌کنند تا آن را به هم بریزند. این بسیار خطرناک است. اواخر حکومت پهلوی اعتراضات مردم حالت انتقاد نداشت و مردم می‌گفتند این حکومت را نمی‌خواهیم. به همین خاطر وضعیت به هم می‌ریخت، کارها، ادارات و سازمان‌ها می‌خوابیدند و بخش اقتصادی دچار مشکل می‌شد.

اینکه روزنامه‌ها و مطبوعات، مردم و اقشار انتقاد کنند، به معنای زنده بودن و رابطه خوب مردم با حکومت است که دلشان می‌خواهد شرایط بهتری داشته باشند و بهترین روش‌ها و برنامه‌ها انجام شود، به همین دلیل انتقاد می‌کنند و حرف می‌زنند. در نظام اسلامی ما، این بخشی از قوانین است، امر به معروف و نهی از منکر و انتقاد از دولت، جزء اصول قانون اساسی است و باید باشد. از لحاظ دینی نیز امر به معروف و نهی از منکر بخشی از واجبات دینی بوده و مردم باید انتقاد سازنده و دلسوزانه داشته باشند، امر و نهی کرده و سوال کنند، چرا این کار بهتر و دقیق‌تر انجام نشده است.

این امری ضروری بوده و بخشی از واجبات است که میان مردم و حکومت انتقادها، گفت‌وگوها،‌ ارائه راه‌حل‌ها و حتی اعتراض‌های منطقی به قصد اصلاح امور وجود داشته باشد. هیچکدام از این‌ها دلیلی بر این نیست که مردم و حکومت با یکدیگر ناسازگارند، بلکه دلیل این است که مردم حکومت خودشان را دوست دارند، حکومت نیز مردم را می‌خواهد اما در جایی اشکالی پیش آمده است که انتقاد هم می‌کنند. به همین دلیل انتقاد، امر و نهی‌ها، به هیچ عنوان دلیلی بر افت اقتدار حکومت و بی‌اعتنایی مردم نیست. متولیان امور وظیفه دارند به انتقادها گوش کنند. حتی اگر این انتقادها تند باشد، حکایت از دلسوزی مردم دارد. مردم نمی‌خواهند ببینند در جایی از کشورشان کارها پیچیده و مشکل پیدا کرده است.

بنابراین حکومت باید دست مردم را در زمانی که به او انتقاد می‌کنند، ببوسد و نباید گلایه داشته باشد. باید از مردم تشکر کرد که برای نظام و دولت اهمیت قائل هستند و خودشان را به زحمت می‌اندازند تا انتقاد سازنده کنند، راه‌حل‌ها و عیب‌ها را بگویند تا چشم و گوش همه باز شود، عیب‌ها را دیده و برای رفع آن‌ها اقدام کنند.

عموما برخورد با منتقدان مطابق با قانون اساسی و اصل آزادی بیان است. اما در برخی مواقع منتقدان مورد عتاب هم قرار می‌گیرند؟

آن بخش به قوانین نارسا مربوط است که قوه‌مقننه باید ببیند کجای قوانین مشکل دارد و آن‌ها را اصلاح کند و هم به قوه‌مجریه که باید ببیند مسئولان دولتی کجا درست عمل نکرده‌اند و اقدامات لازم را جهت اصلاح قوانین انجام دهد. در همه قسمت‌ها باید بررسی‌های لازم صورت گیرد. موضوع اعتماد لازم و ضروری است.

باید میان مردم و حاکمیت اعتماد وجود داشته باشد اما انتقاد نشانه بی‌اعتمادی نیست. این اشتباهی است که عده‌ای مرتکب می‌شوند. اگر مردم انتقاد می‌کنند، به این دلیل نیست که به مردم و حکومت اعتماد ندارند، دلیل بر این است که دلشان می‌خواهد حکومتشان بهترین باشد و ایرادی در ارکان حکومت وجود نداشته باشد. در قانون اساسی که رکن رکین اداره کشور است، تصریح شده که مردم باید بتوانند با صدای رسا حرف خود را بزنند.

اصل امر به معروف و نهی از منکر جنبه دینی دارد اما معادل اجتماعی آن همین مسائل است. رسانه‌ها و مطبوعات، سخنرانان، خطبا و منبری‌ها باید انتقاد کنند و این از واجبات دینی در حکومت است. گفتن‌ها ایرادت سبب می‌شود که مشکلات کم و برطرف بشود. گاهی می‌بینیم که خبرنگاری متوجه مشکلی در کشور شده و آن را پیگیری کرده است. همین گفتن‌ها اثرگذار است. ممکن است سایرین متوجه ایرادات نشده باشند. شاید کارمندی یا مسئولی تخلف کرده باشد، برای اینکه کلیت حاکمیت و دولت متوجه آن مشکلات شوند، انتقادات به دولت کمک می‌کند تا چشم و گوش خود را باز کرده و ببیند کجا و به چه علت این مشکل وجود دارد.

✍️ دیدگاه شما 🙏