گفت‌وگوی نگام با علیرضا مجابی: هنر دولتی ، بی خاصیت ترین ، مبتذل‌ترین و جفنگ ترین شکل هنر است که فقط به درد پروژه های خر رنگ کنی می خورد.

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _ علیرضا مجابی، نویسنده و منتقد ادبیات داستانی است. او در معرفی خود میگوید: “برای کودک و نوجوان و بزرگسال می نویسم. از سال ۱۳۸۰ با درج ستون طنز اجتماعی در مجلات شروع به کار کردم، در سال ۱۳۸۲ با مجموعه داستان جین داریم تا جین آقای کارور توسط نشر پانیذ به انتشار داستان پرداختم . در سال ۱۳۸۵ با رمان خیلی خوشبختم خانم صادقی توسط نشر روشنگران و مطالعات زنان به کارم ادامه دادم که دو سال گذشته کتاب صوتی آن در نمایشگاه کتاب پخش شد. در همان سال داستان گرهی که باز شد توسط انتشارات شباویز را منتشر کردم که در جشنواره ی سلام، به عنوان برنده ی اول دوسالانه ی کتاب کودک انتخاب و جوایزی دریافت کردم. میهمانی گل ها ، قورباغه آواره خوان و لی لی وقتی بادکنک ها را شناخت توسط گوهر منظوم چاپ شد . در سال ۱۳۸۶ دو رمان ، در جستجوی فرخنده … و بن بست خاله رزا را توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان چاپ و روانه بازار کردم . چند رمان و داستان کوتاه در دست نگارش دارم و از سال ۱۳۹۷ مشغول نقد و بررسی کتاب های داستانی در پاره ای محافل ادبی نیز هستم .”

 

با علیرضا مجابی به گفت‌گو نشستم تا از وضعیت هنری- سیاسی ایران را از دنیای او بسنجم.

این گفت‌وگو را بخوانید:

میثم شریف: آیا حاکمیت در برابر کارهای هنری‌تان برخوردهای امنیتی با شما داشته است؟ رفتار امنیتی را چگونه تعریف می‌کنید؟ گمان می‌کنید این برخورد‌های امنیتی موفقیت‌آمیز بوده است؟

– علیرضا مجابی: برخورد امنیتی به ادبیات داستانی ، توسط هر حکومت و جریانی که صورت بگیرد ، به ضد خودش تبدیل می شود و تجربه نشان داده است کارساز نیست و کبوتر نامه رسان داستان کار خودش را می کند . بخصوص در این روزگار که با گسترش شبکه های اجتماعی دیجیتالی هر روز بیشتر پر و بال می کشد . در مورد داستان های خودم بیشتر سرکوب و حذف و سانسور مفاهیم و کلمات اعمال شده است که متاسفانه پاره ای نیز توسط ناشران محترم صورت گرفته است .

میثم شریف: حالا که وضعیت کشور ایران طوری شده که مردم بر سر « نان » در جنگند، هنر و به طور مشخص‌تر «ادبیات» چه راهبردی می‌تواند در این راستا داشته باشد؟ جایگاه هنر در مبارزات سیاسی -از نظر شما- چیست و یا کجاست؟ آیا به طور کلی هنر می‌تواند نقشی در پیشبرد اهداف سیاسی داشته باشد؟

– علیرضا مجابی: متاسفانه یا خوشبختانه من کارشناس موضوعات سیاسی نیستم جواب دقیق به سئوال شما بدهم ، ولی در مورد غم نان و معیشت و مبارزه ی سیاسی اعتقاد دارم ، تنها حرکتی ارزشمند و مفید است که از سطح متعالی و قابل قبول مدنی برخوردار باشد تا به نتیجه ی مطلوب بیانجامد ، وگرنه شورش های کور که معمولن با شعار و فریب توده ها صورت می گیرد حتی اگر به سرانجامی منتهی شود ، دولت مستعجل است و بزودی طشت رسوایی رهبرانش بر بام بلند اگاهی عمومی نواخته خواهد شد .

میثم شریف: اگر چاپ و انتشار مطلب غیر قانونی را یک نوع فعالیت زیر زمینی خطاب کنیم؛ نظرتان در مورد ادبیات «زیر زمینی» چیست؟ تصور می‌کنید مخاطب جدی ادبیات تا چه اندازه می‌تواند با ادبیات زیر زمینی حال حاضر ارتباط برقرار کند؟

– علیرضا مجابی: ادبیات زیرزمینی به لحاظ تماتیک و مضمون همیشه و در همه حال در طول تاریخ وجود داشته و خواهد داشت ، ولی اگر منظور ارتباط این نوع ادبیات با مخاطب خاص باشد ، بدون شک این یک پروژه ی شکست خورده است و هر کس که حرفی برای گفتن داشته باشد سه سوت در شبکه های اجتماعی منتشر می کند و شمر هم جلودارش نیست ، چه برسد به حکومت های سرکوبگر که اغلب بعد از مدتی از صحنه ی روزگار حذف شده یا خواهند شد و روسیاهی اش برای ذغال خواهد ماند .

میثم شریف: هنرمند مستقل کیست؟ اهداف هنرمند مستقل چیست؟ آیا به هنر دولتی اعتقادی دارید؟

– علیرضا مجابی: هنر دولتی ، بی خاصیت ترین ، مبتذل‌ترین و جفنگ ترین شکل هنر است که فقط به درد پروژه های خر رنگ کنی می خورد و از آن بدتر هنر دستپخت گروه های سیاسی و باندهای غیر حکومتی است که اغلب به هم نان قرض می دهند و شلوار همدیگر را بالا می کشند ، مبادا درست دیده شوند و در ناخوداگاه جمعی مردم مورد شناسایی درست واقع شوند . از همین جاست که هنر مستقل و متکی به اهداف زیباشناختی عمیق شکل میگیرد و خارج از چرخه ی تولید انبوه و گیشه های به ظاهر هنری به رشد و پایداری خود ادامه می دهد .
زمانی که کتاب گرهی که باز شد من منتشر شد ، جایزه گرفت ، ترجمه شد و به فرانکفورت رفت ، حتی یک نشریه ی مجاز اپوزیسیون فرهنگی موجود ، حاضر به مصاحبه با من نشد و دریغ از چند خط مطلب در ویژه نامه ی روزنامه های رنگ به رنگ مخصوص کودکان ، حتی برای معرفی کتاب به کودکان نوشته نشد . و این یک معنی بیشتر نداشت ، سرکوب ادبیات مستقل و نویسندگان مستقلی که نان خور هیچ حکومت و تشکیلاتی نیستند و روی پای خودشان راه می روند تا ادرس مورد علاقه اشان را پیدا کنند .

میثم شریف: اگر سانسور را یک تیغ دو لبه بدانیم، چه راهکارهایی را برای مبارزه با سانسور پیشنهاد می‌کنید؟ آیا سانسور و فشار از سمت حاکمیت بر هنرمندان در این سال‌ها موفقیت آمیز بوده است؟

علیرضا مجابی: هیچ سانسوری موفق نیست و نخواهد شد ، چون بر پایه ی جهل و بیسوادی عمومی پابرجاست و به محض رشد عنصر روشنگری در جامعه ، در هم فرو خواهد ریخت و مسببین آن رسوا خواهند شد . بنظر اینجانب سانسور یک لبه بیشتر ندارد و آن چیزی نیست به جز اصرار و فشار برای پذیرفتن افکار و سلیقه های احمقانه ی حکومت‌گران . ادبیات پروگرس در شوروی ، همین جا در تهران کامیون کامیون کتاب مجانی پخش می کرد چه بر سرش آمد و چند نویسنده ی ماندگار به ادبیات جهان که هیچ ، حتی در سطح ده کوره های شوروی تربیت کرد؟ این نوع ادبیات تاریخ انقضا دارد و مثل شیر پاکتی ظرف چهل و هشت ، یا کمی کمتر و بیشتر از نظر زمان تاریخی فاسد می شود . در مورد بخش اخر سوال شما باید بگویم هنرمندان واقعی و درستکار فقط از طرف حکومت مورد ازار و سانسور واقع نمی شوند و بدترین سانسور ، سانسور خود مردم است که زیبایی شناسی نیاموخته اند و اندوخته ی اصلی بی هنری موجود در ارکان جامعه هستند .

میثم شریف: نظرتان در مورد انتشاراتی‌های داخل ایران چیست؟ آیا اعتقادی به مافیای نشر دارید؟ این مافیا دست چه کسانی‌ست؟

علیرضا مجابی: در مورد مافیای نشر ، کوچکترین تردیدی نداشته باشید که فعالانه مشغول کار هستند و از رانت و بودجه ی کافی برخوردار . البته نوعی مافیای نشر خارج از حکومت هم وجود دارد که بخصوص در پخش کتاب ، و نه فقط نشر بسیار فعال است و از نوعی وجاهت مردمی نیز برخوردار است ، که فقط محصولات فکری و هنری باب میل خودش را منتشر و پخش می کند و آینده نشان خواهد داد چقدر قدرت جذب اثار دگراندیشان و نوقلمان را دارد .

میثم شریف: در طول سالها هنرمندان بسیاری به دلایل مختلفی از ایران کوچیده‌اند، و به دلایل امنیتی اجازه‌ی بازگشت به ایران را ندارند؛ شما چه احساسی نسبت به این ماجرا داشته‌ و دارید؟

– علیرضا مجابی: در مورد هنرمندان مهاجری که به دلایل امنیتی از ایران کوچ کرده اند ، اگر مثل بهرام بیضایی توانسته باشند امکان جدیدی برای رساندن صدای آثارشان به مردم پیدا کنند که فبها چیزی از دست نداده اند ، ولی اگر موفق به نشر آثارشان نشده باشند ، به هر دلیل موجب تأسف است ، چون ادبیات مهاجرت به نسبت داخل کشور که تیراژ کتاب به صد نسخه و دویست نسخه هم رسیده است برد کمتری دارد و مخاطب کمتری . در اینجا لازم است این نکته را هم ذکر کنم که ادبیات مهاجرت فقط مخصوص خارج نشین های ایرانی نیست و اینجانب در رمان در جستجوی فرخنده به موضوع مهاجرین افغان در ایران پرداخته ام که به کل موضوعی مهجور در ادبیات امروز ایران شمرده می شود . با سپاس و احترام از مصاحبه کننده ی محترم.

✍️ دیدگاه شما 🙏