خامنه ای رهبری با ادبیات پرخاشگرانه

http://www.radiofarda.com/a/f7-rafsanjani-iv-over-usa-iran-deal-and-domestic-politics/27966656.html

 

http://www.radiofarda.com/a/f9-hashemi-rafsanjani-on-nuclear-deal-rouhani/27914469.html

 

 

به روال سال های پیشین، امسال نیز آیت الله خامنه ای پیامی برای حجاج ارسال کرد با این تفاوت که دیگر کسی را ندارد تا در صحرای عرفات این پیام را برای حجاج قرائت کند. دیگر نه زاأری از ایران اعزام شده و نه تظاهرات برائت از مشرکین برپا می شود. اگر وضعیا در همین حال باقی بماند سال های پیش رو نیز زادری از ایران اعزام نخواهد شد.

گو اینکه اختلافات تهران و ریاض عمق بیشاری می یابد، اما، بهانه برای ممانعت از اعزام حجاج ایرانی را خود جمهوری اسلامی فراهم آورد. با یورش به سفارت عربستان و آتش کیدن آن که در اعتراض به اعدام شیخ نمر اتفاق افتاد، عربستان سفارت خود در تهران و کنسولگری خود در مشهد را بست و به این ترتیب، بهانه ای یافت تا بگوید امکان صدور ویزا برای ایرانیان را  ندارد.

آیت الله خامنه ای دلایل متعددی برای عصبانی بودن از عربستان دارد. بی کفایتی این کشور در مدیریت حج که منجر یه کشته شدن صدها زائر ایرانی شد و از آن بدتر عذر نخواستن از ایران و مقصر جلوه دادن حجاج ایرانی از جمله دلایل عصبانیت رهبر جمهوری اسلامی است. اما، این همه دلیل نمی شود که یک رهبر سیاسی و یک مرجع دینی از دائره نزاکت گفتاری خارج شده و ادبیات پرخشگرانه ای به کار ببند.

برای مثال وی در پیام امسال خود که در حدود ۱۰۰۰ کلمه بود بیش از ۳۰ بار واژگانی را به کار بست که پرخاشگرانه، گستاخانه و خارج از نزاکت بود. نمونه ای از این تعابیر عبارتند از:

شیطان های خُرد و حقیر، گمراهان روسیاه، مردان قسیّ‌القلب و جنایت‌کار، بی‌شرمی و وقاحت، خباثت و سَبُک‌سریِ، ننگ جهان اسلام، مفتیان ناپرهیزکار و حرام‌خوار، پادوهای مطبوعاتی، حکّام فتنه‌انگیز، سیاست‌بازانِ از خدا بی‌خبر، حاکمان بی‌دین و بی‌وجدان، هتّاک و بی‌ایمان، شجره‌ی ملعونه‌ی طواغیت، سرسپردگان و…

 

 

فروپاشی اخلاقی نظام جمهوری اسلامی

«اخلاق» یکی از ممیزه های آدمی از بهایم و حیوانات است. کسی رفتار غریزی حیوانات شکارچی را رذیله اخلاقی آنان نمی داند. اما این آدمی است که رفتارهای او شالوده ای از فضایل و رذایل اخلاقی است.

علم اخلاق بنا به وجود هر دو این رفتارها در آدمی، علمی است که راه کسب فضایل و ترک رذائل را بیان می کند.

علم اخلاق چنان در جوامع بشری فراگیر است که در تک تک جوامع بشری از گذشته تا حال، اصول و مبانی مشترکی در کسب فضایل و ترک رذایل یافت می شود. هیچ یک از ادیان آسمانی را نمی توان یافت مگر آنکه تاکید موکد بر اصول اخلاقی داشته باشد.

در اسلام که مبنای نظام سیاسی جمهوری اسلامی است، تاکید بر اخلاق تا بدانجاست که پیامبر اسلام علت بعثت خود را اتمام مکارم اخلاق (بُعثت لاُتمم مکارم الاخلاق) و نه اجرای حدود و نه اقامه عبادت و نه برقراری حکومت دانسته است.

اگر همین آموزه های اسلام را نیز مبنا بدانیم آیا جمهوری اسلامی نظامی اخلاق مدار است؟

آلودگی گفتار، دشنام و ناسزاگویی بسیاری از صاحب منصبان جمهوری اسلامی گواه این است که آنان فضلیت کلام پاک را در خود اکتساب نکرده اند. از همین جا بنگریم که چه بسیار دیگر رذایل اخلاقی از قبیل بهتان، دروغ، خیانت در امانت (از جمله آراء مردم) را می توان  در آنان احصا کرد.

 

ادبیات غیر مسئولانه

رهبران کشورها با علم به جایگاه خود که نماینده کشورشان هستند، در استخدام کلمات بسیار محتاط اند. از این رو، آنان معمولا از روی متنی مکتوب قرائت می کنند که بر روی تک تک واژگان آن فکر شده است. آیا در سال های رهبری آیت الله خامنه ای به جز در خطبه عربی نماز جمعه یا افتتاح یک کنفرانس حتی یک بار دیده شده که وی خود را ملزم به قرائت از روی یک متن بداند؟

از این بالاتر در طول بیست و چهار سال رهبری علی خامنه ای آیا وی حتی یک مصاحبه و گفتگو با رسانه ای داشته است؟ پاسخ روشن است. تمام دو و نیم دهه گذشته او تنها متکلم وحده بود که رابطه ای منولوگ را با مخاطبان برقرار کرده و اجازه هرگونه نقد خود را مطلقا بسته است. انسداد نقد خامنه ای بدانجا منتهی شده که ادبیات او غیر مسئولانه گردد.

روزگاری که جرج بوش تعبیر«محور شرارت» را برای سه کشور ایران، عراق، و کره شمالی به کار برد، دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی این گونه تعابیر را غیر مسئولانه، غیر سازنده، پرخاشگرانه و دور از نزاکت تعبیر کرد که به درستی نیز چنین بود.

اما اگر یک تعبیر کوتاه جرج بوش، ادبیات غیر قابل پذیرش و غیرمسئولانه بود آیا تعابیری مثل کینه شتری، سگ هار نحس نجس و دیگر تعابیر زشت که به وفور در کلام خامنه ای به کار گرفته می شود، قابل توجیه هستند؟

مگر خامنه ای در مقابله با مخالفان داخلی خود کار را به آنجا نرساند که رهبران جنبش سبز را با «طلحه و زبیر» مقایسه کند؟ مگر او معترضان سال ۸۸ را «میکروب های سیاسی» ننامید؟

بنابر این مساله این نیست که او چنان ادبیات زشتی را فقط در حق اسرائیل به کار می بندد که آن را رژِیمی «حزامزاده» می داند. وی حتی مخالفان داخلی خود را به زشت ترین کلمات می نوازد حتی اگر کسی همچون آیت الله منتظری باشد که خامنه ای او را  «فلان ساده لوح، بیچاره مفلوک» توصیف کرده بود.

 

نواختن عربستان با ادبیات غیر فاخر

روشن است که دستگاه تبلیغاتی عربستان در حمله به ایران کم نگذاشته است. اما، مساله این است که آیا از رهبران این کشور کسی را سراغ داریم که ادبیات چاله میدانی به کار بندد؟

شیخ صادق لاریجانی، رییس قوه قضائیه، در انتقادی تند و گزنده از سخنان «چاله میدانی» احمدی نژاد به او متذکر شده بود که رییس دولت باید دارای «ادبیات فاخر» باشد. او به درستی در ضرورت بهره مند بودن یک مقام مملکتی از ادبیات فاخر گفته بود که :«توقع‌ ما از رئیس جمهور این است که ادبیاتش متین و فاخر و با تعابیر جا افتاده و البته صحیح و منصفانه باشد»-۱۷ مرداد۸۹-

حال پرسش این است که آیا چنین ادبیات هتاکانه فقط خاص احمدی نژاد بود؟ آیا ادبیاتی که آیت الله خامنه ای مثلا ادبیاتی که در این نامه حج امسال به کار بسته ادبیات فاخر است؟

از همین جا می توان دریافت که وقتی رهبر یک نظام چنین ادبیاتی را علیه رهبران کشور دیگر به کار می ببند، حمله و یورش به اماکن دیپلماتیک آن کشور نزد پیروانش مجاز تلقی می شود همچنان که در مورد یورش و آتش کشیدن سفارت عربستان شاهد بودیم.

با دیگران به اشتراک بگذارید: