بورکینی، دمکراسی را تهدید نمی کند

نگام ، اجتماعی _ بورکینی یا لباس اسلامی شنا برای زنان، تمام بدن را می پوشاند و از ترکیب دو واژه برقع و بیکینی ساخته شده. در نوعی از دمکراسی که جامعه امروز فرانسه بر پایه آن بنا شده، مذهب به حوزه شخصی افراد مربوط و محدود است و استفاده از نمادهای مذهبی در اماکن عمومی ممنوع است. فرهنگی که در همسایگی این کشور در بلژیک و بخشی از سوئیس، در مستعمرات آن نظیر الجزایر و حتی در ترکیه کمال آتاتورک هم رواج داشته و برخی از آن به لائیسیته فرانسوی نام می برند.
البته گفته شده همواره بر سر تعریف محدوده اماکن عمومی و یا تعریف نماد مروج مذهب، بحثهایی وجود داشته و در برخی موارد نظیر استفاده زنان مسلمان از برقع یا همان نقاب صورت که در سالهای اخیر سبب جنجالهایی در این کشور شد، جدا از بحث فرهنگی، الزامات امنیتی مطرح شد و پلیس معتقد بود با وجود برقع کنترل افراد در اماکن عمومی و شناسایی مجرمان و تأمین امنیت از طریق دوربینهای شهری دشوار و در مواردی غیر ممکن می شود. این روزها که دادگاه عالی فرانسه به لغو ممنوعیت بورکینی رأی داده، بخش بزرگی از جامعه فرانسه با آن مخالف است و دستکم چهار شهردار در این کشور اعلام کرده اند که پوشیدن بورکینی در سواحل شهر آنها همچنان ممنوع است. این مخالفتها دلایل مختلفی دارد که از آن دلایل امنیتی است، نه از جنس آنچه درباره برقع وجود داشت بلکه امنیت استراتژیک. از دید بسیاری امروز با توجه به رشد اسلامگرایی و ظهور گروههای افراطی که به استفاده از تکنولوژی ارتباطات هم مسلط هستند، بورکینی به عنوان یک ابزار و سلاح ایدئولوژیک علیه تمدن غرب و به تعبیری تمدن بشر به کار گرفته می شود، بنابراین باید ممنوع شود. از سوی دیگر بسیاری از شهروندان فرانسوی احساس می کنند که فرهنگ بومی کشورشان در معرض تهدید و تهاجم قرار گرفته و سکولاریسم رفته رفته رنگ می بازد. این نگرانی نمود واقعی هم داشته و آن شرکت جوانان مسلمان محلات حومه پاریس در جریان حملات تروریستی گروه داعش به فرانسه است.
وبسایت خبری نگام از “سعید پیوندی” استاد جامعه شناسی سیاسی در پاریس پرسیده آیا فرستادن دین به حوزه خصوصی آن را از دسترس و کنترل دولت خارج کرده و یا افراط گرایی مسلمانان فرانسه واکنشی به همین محدودیت است؟ همچنین در مورد چرایی و تناقض خواست اجرای آداب و سنن اسلامی توسط مسلمانانی که از کشورهای اسلامی به غرب گریخته و یا مهاجرت کرده اند، صحبت کرده ایم و البته شیوه معکوس برخورد با مذهب که در بریتانیا اجرا می شود و نتایج آن را نیز با دکتر پیوندی که معتقد است هر دو مسیر مشکلاتی دارد و بورکینی خطرساز نیست، بررسی کرده ایم که در ادامه می خوانید.

*بورکینی پاسخی به یک اعتقاد مذهبی است و بعد فرهنگی دارد.
*ممنوعیت بورکینی ابعاد سیاسی پیدا می کند.
*نگاه دبلیو بوش در خصوص شیوه صدور دمکراسی اشتباه بود و در خاورمیانه فاجعه آفرید.
*دمکراسی فرانسه و انگلستان هر کدام نتیجه مسیر تاریخی متفاوتی هستند و پیچیدگی های خاص خود را هم دارند.
*نهادهای برآمده از انقلاب کبیر فرانسه در برابر کلیسا قرار گرفتند و این دشمنی دستکم در طول قرن نوزدهم ادامه داشت.
*قانون ۱۹۰۵ فرانسه بر جدایی کامل دولت و نهادهای دولتی از مذهب نظارت دارد.
*برابری در فرانسه به معنی برابری کامل همه انسانها فارغ از مذهب، نژاد، جنسیت، رنگ پوست و غیره در برابر قانون است.
*هویت یابی در فرانسه مردود است چون به وحدت و یکسان نگری عمومی لطمه می زند.
*این قوانین زمانی تصویب و به فرهنگ عمومی فرانسه تبدیل شد که اکثریت جامعه را مسیحیان کاتولیک تشکیل می دادند.
*بحران در جامعه چند فرهنگی، حاصل هویت یابی به جای یا در کنار همزیستی است.
*در سال ۹۰ میلادی چند دانش آموز خحاب اسلامی گذاشتند و سرانجام در سال ۲۰۰۴ مجلس فرانسه قانون ممنوعیت حجاب را تصویب کرد.
*مبنای الگوی انگلیسی دمکراسی، آزادی فردی از جمله آزادی مذهب است.
*فردگرایی امروز اشکال جدیدی از هویت یابی را به وجود آورده که در گذشته نبود.
*هر دو شکل دمکراسی با هویت یابی جدید دچار بحران شده.
*در دمکراسی انگلیسی خطر رشد گروههای غیر دمکراتیک در دل دمکراسی و از بین بردن آن است.
*در فرانسه تقابل جامعه بدبین به مذهب و مذهبیون سرخورده از جامعه را شاهد هستیم.
*اسلام دین اول زندانها در فرانسه است.
*تقصیر بن بست دیالوگ در این جوامع به گردن رشد نیافتگی مسلمانان و کم کاری روشنفکران آنها هم هست.
*جامعه باید با بازاندیشی، زمینه های سوء استفاده از تکنولوژی را محدود کند.
*جامعه مسلمانان مهاجر به رسانه های غربی اعتماد ندارد و منابع اخبارش گروههای تندرو و یا منابع دیگر ضد غرب است.
*از ده میلیون زن در سواحل فرانسه کمتر از پنج هزار زن هم بورکینی نمی پوشند.
*نیت خوانی، رفتار دمکراتیک نیست.
*در برابر زیر سوال رفتن هسته سخت و مرکزی دمکراسی نباید سازش کرد.
*باید راه را برای تفسیر آزادی در جامعه باز گذاشت تا شاهد جنگ مذهبی نباشیم.
*وجود پنج میلیون مسلمان در فرانسه یک واقعیت است اما درصد مسلمانان تندرو در این کشور خیلی ناچیز است.
*جامعه فرانسه از نظر مذهبی بی سواد است و به امر قدسی اعتقاد ندارد.
*باید با مسلمانان مهاجر از دریچه آموزش فرهنگی برخورد کرد.

********

*اخراج پناهجویان مجرم: این کار قانونی است و کشورها حق دارند با توجه به شرایط خود مجرمان مهم را اخراج کند.
*هجوم پناهجویان از آلمان به فرانسه: دلیل این جابجایی می تواند سختگیری بیشتر آلمانی ها نسبت به پناهجویان باشد و یا می تواند یک اقدام سازمان یافته برای تمرکز بیشتر نیروهای اسلامگرا باشد.
*فایل صوتی آیت الله منتظری: پرنده مهم کشتار ۶۷ را دوباره در جامعه گشود و واکنشها تحلیلگر ذهنیت مسئولان کشور است که هنوز قادر به بازاندیشی نیستند و این شرایط نشانه خوبی برای گذار به دموکراسی نیست. این تفکر سرکوبگرانه در جامعه ایران ترک خورده اما در بین مسئولان همچنان ریشه دارد.
*آزادی امید کوکبی: رفتارهای دوگانه دستگاه قضایی ایران گیج کننده است. امیدوارم آزادی امید کوکبی تداوم داشته باشد و او بتواند به زندگی عادی برگردد. طبق تجربه به گسترش کمی این نوع آزادیها از سوی دستگاه قضایی کشور امیدوار نیستم. کاش روزی را شاهد باشیم که هیچکس در ایران به خاطر عقایدش زندانی نشود.
*جاسوسی: در ایران تعریف درستی از این واژه نداریم. یعنی به هر کار متفوت و غیر عادی برچسب جاسوسی می زنیم. ضمن اینکه مخفی کاریهای بی شمار جمهوری اسلامی در دهه های گذشته، کشورمان را برای جاسوسان غربی به سوژه جذابی تبدیل کرده است. البته به نظر می آید تعداد جاسوسان در ایران از کشورهای مشابه بیشتر نباشد اما چه در افکار عمومی و چه در ذهن مسئولان کشور با یک پارانویای جاسوس پنداری مواحه هستیم.
*فساد مالی: پرسش حامعه در خصوص حقوقهای نجومی مدیران، مشروع است. اما به نظر می آید تأکید بر این فیشهای حقوقی، گرد و خاکی باشد برای فراموشی مفاسد اقتصادی چند هزار میلیاردی سالهای گذشته که بانیان آن هم معرفی نشدند.
*رفع حصر و کارنامه دولت: معیار داوری درباره رفع حصر تنها نتیجه آن است و اگر هنوز رهبران جنبش سبز در حصر هستند به معنی شکست دولت روحانی در این زمینه است که نتوانسته این گره را باز کند. خواست از کروبی و موسوی و رهنورد برای توبه و یا عدم فعالیت سیاسی، نا مشروع است و مقاومت آنها قابل درک است و باعث تقویت جنبش در جامعه می شود. این مقاومت نماد دفاع جامعه از ارزشهایی است که برای آن مبارزه کرده و هزینه پرداخته.
*فرانسه و بلژیک و داعش: فرانسه و بلژیک در دهه های شصت و هفتاد میلادی بزرگترین میزبان مهاجران مسلمان آفریقا بودند. گروههایی که در این دو کشور ومحرومیتهای زیادی را تحمل کرده اند و جوانانشان به شدت سرخورده هستند و به راحتی به گروههای افراطی جذب می شوند و گفتمان افراطی در بین آنها نفوذ دارد. به عنوان مثال مهاجران ترک در آلمان چنین خصوصیاتی ندارند و اصولأ محلات مهاجر نشین به این شکلی که در فرانسه و بلژیک هست، در دیگر کشورهای اروپایی وجود ندارد.
*نابودی داعش: در کوتاه مدت چنین چشم اندازی وجود ندارد. وظیفه دمکراسی ها این است که زمینه های گفتمان داعش و گوشهای شنوای آن را از بین ببرند.
*وزیر محیط زیست فرانسه در تهران: فرانسه تجربیات زیادی در زمینه محیط زیست داشته که نسبت به کشورهای مشابه خیلی موفق بوده، الان هم پروژه های محیط زیستی بزرگی در این کشور در حال اجرا است و پروژه های بلند پروازانه محیط زیستی هم برای آینده در دست اجرا دارد. فرانسه یکی از مهمترین کشورهایی است که از انرژی هسته ای استفاده می کند و با وجود این توانسته در حوزه های زیست محیطی هم گامهای مهمی بردارد. مخصوصأ تجربه این کشور در حفظ منابع آب، جنگل و به طور کلی اکو سیستم تجربه مهمی است که می تواند برای ایران مفید باشد و ایران هم به همکاریهای بین المللی و دانش و تجربه دیگر کشورها نیاز دارد تا بتواند فاجعه زیست محیطی در حال وقوع در کشور را مهار کند.

با دیگران به اشتراک بگذارید: