هنرمندان مطالبه از دولت را فراموش نکنند

نگام ، فرهنگ و هنر _ همین ماه گذشته بود که به رسم هر ساله جشن سینمایی حافظ در تهران برگزار شد. جشنواره ای خصوصی و کوچک که به همت علی معلم برای سینمای ایران برگزار می شود. سینمایی که به نظر این تهیه کننده، نجیب اما نحیف است.
از خصوصیات چنین مراسمی -که در نوع خود در عرصه فرهنگی کشور نظیر ندارد- آزادتر بودن فضا و دیدن و تقدیر از فیلمها و هنرمندان غیر حکومتی (آنها که در جشنواره دولتی فجر کمتر مورد توجه قرار می گیرند) است. این فضای کمی آزادتر هر سال حواشی هم به دنبال دارد. از جمله امسال هفته نامه یالثارات، ارگان گروه موسوم به انصار حزب الله در گزارشی با انتقاد از پوشش زنان حاضر در مراسم، مردان شرکت کننده را با فحاشی رکیک و جنسی خطاب قرار داد.

مهران غفوریان کمدین مطرح در واکنش عکسی از خود به همراه همسرش منتشر کرد که همسرش را با حجاب کامل پتو پیچ نشان می داد. با افزایش اعتراضها هیآت نظارت بر مطبوعات این هفته نامه را لغو امتیاز کرد. با این وجود دست اندرکاران یالثارات به انتشار آن ادامه دادند و فحاشی خود را بر پایه موازین فقهی مجاز خواندند. در مقابل خانه سینما نیز از آنها به دادگاه فرهنگ و رسانه شکایت برسد و بر پایه همان موازین فقهی خواستار اجرای مجازات شلاق برای این هتاکان شد.

بعد از گذشت حدود یکماه آنچه از این مناقشه بر جای مانده هفته نامه هتاکی است که همچنان منتشر می شود و هنرمندانی که به اتهام بد پوششی و رفتارهای خلاف شئون اسلامی به دادگاه احضار می شوند. یعنی تکرار تجربه آشنا و تلخ تعویض جای شاکی با متشاکی. در این بین جایگاه دولت هم همچنان نا مشخص و نا مطمئن است.

وزارت ارشاد دولت یازدهم با هنرمندان همدلی و همراهی نشان می دهد. اما از میان وعده هایی که داده به جز بازگشایی خانه سینما، نتوانسته به هیچ یک عمل کند و اوضاع هنری از جمله هنرهای نمایشی تئاتر و سینما و دست اندرکارانشان در کشور خوب نیست و حتی در مواردی مثل صدور مجوز ساخت و پروانه نمایش برای فیلمها شرایط از قبل هم سختگیرانه تر شده. بسیاری از سینماگران کشور خانه سینما بازگشایی شده را هم بی خاصیت و تنها سایه ای از نهاد صنفی پلمب شده خود می دانند.
در چنین شرایطی وبسایت خبری نگام به سراغ “تینوش نظم جو” نمایشنامه نویس، مترجم و مدیر انتشارات الکترونیکی ‘ناکجا’ در پاریس رفته تا با نگاهی به دعوای یالثارات با هنرمندان به بررسی وضعیت فرهنگی کشور و کارنامه دولت روحانی بپردازد.
*تنها محدودیت آزادی بیان -آن هم بعد از ابرازش- قانون است.
*مردم ایران برای به دست آوردن کمترین حقوق خود هم در حال مبارزه هستند.
*توهین، دلیل کافی برای توقیف یک نشریه نیست.
*اخلاق یک امر نسبی و خصوصی است.
*تبعیض مثبت را قبول ندارم.
*من فیلمهای مستندم را خارج از ایران ساخته ام.
*چهارچوبهای آزادی بیان را باید مردم تعیین کنند.
*آرامش هنرمندان یک امر روانی است.
*در ایران با تغییر دولتها سانسور از بین نرفته.
*سانسور در ایران باعث خودسانسوری شده.
*تولیداتی که زمان احمدی نژاد امیدی به دریافت مجوز نداشت، حالا با خودسانسوری برای دریافت مجوز به ارشاد فرستاده می شود.
*سانسور برای مخاطب بی اعتمادی میابخوانی کم می شود.
*سانسور اصلی نزد خود هنرمندان اتفاق می افتد نه دولتها.
*ما ایرانی ها در فعالیتهای فرهنگی خارج از کشور هم خودسانسوری داریم.
*فرهنگ احترام بین ما بیش از حد نرمال رایج است.
*گستاخی در کار هنری لازم است.
*هنرمند باید مرزهای غالب و رسمی را بشکند.
*ما حتی در رسانه های آزاد هم درباره تابوها راحت صحبت نمی کنیم.
*دولت را چه قبول داشته باشیم و چه قبول نداشته باشیم، به نوعی نماینده موجود ملت است چون از ثروت کشور و مردم استفاده می کند.
*هنرمند حتی اگر منتقد حکومت باشد، باید از دولت حمایت مادی و معنوی را طلب کند.
*هنرمند باید با گسترش آگاهی، قدرت مردم در مقابل حکومت را بیشتر کند.
*فعالیتهای فرهنگی ما اگر موفق بود که امروز اینجای کار نبودیم.
*مطالبه من در ایران هم رفع محدودیت از فعالیتهای هنری بود.
*بزرگترین مشکل هنرمندان کشور محدودیتها است که باید رفع شود.
*متأسفانه فعالیت هنری امروز در ایران جهت مشخصی ندارد.
*مطالبه ما از دولت آزادی است.
**********
*انجمن صنفی روزنامه نگران: بازگشایی هر صنفی مثبت و بر فضای فرهنگی اثرگذار است چون باعث نوعی اتحاد مردمی می شود و فعالان عرصه های فرهنگی خود را تنها احساس نمی کنند. یکی از راههای پیشرفت در عرصه فرهنگی همین اتحاد است.
*تئاتر ایران: از دوره دوم دولت احمدی نژاد و به همت خود هنرمندان موقعیت تئاتر در کشور به کلی دگرگون شد. امروز از نظر مادی و معنوی دیگر موجودیتی به نام تئاتر دولتی نداریم. از تئاتر تجربی که به زمان و رابطه طولانی با مخاطب نیاز دارد فاصله گرفته ایم و شاهد تئاترهای مردم پسند هستیم. من تأثیر و اهمیت تئاتر را در کیفیت مخاطب می بینم نه کمیت آن. اشتباه هنرمندان این بود که تصور کردند استقلال اقتصادی به استقلال شرعی آنها هم می انجامد در حالیکه اینطور نشد.
*نشر نمایشنامه: بعد از سال ۸۸ وضعیت اسفناکی بر کل صنعت نشر و از جمله نمایشنامه نویسی حاکم شده بود و نمایشنامه ها هم اجازه انتشار نمی گرفتند. در دوره روحانی این شرایط بهبود پیدا کرد اما سالها زمان لازم است تا تبعات منفی ممنوعیتهای ۸۸ تا ۹۲ جبران شود و تلاش چند برابر لازماست تا اوضاع تئاتر در کشور بازسازی شود. در ایران با وجود پایین بودن میزان کتابخوانها، بهترین مخاطبان نمایشنامه خوانی دنیا را داریم و در این زمینه حتی از فرانسه جلوتریم.
*صرف بودجه های فرهنگی در ایران برای گشت ارشاد و حجاب و عفاف: واقعأ نظری ندارم و نتیجه اش همین وضعیتی است که در جامعه می بینیم. صرف بودجه در مسیر اخلاق گرایی تکصدا بیهوده است. طبیعی است که مردم حرف زور را نمی پذیرند. فرهنگسازی به این شکل از اساس اشتباه است. باید در جامعه فضای تضارب آراء به حدی گسترده باشد تا مردم میان انبوه کلیدهای اندیشه خودشان دست به انتخاب فرهنگی بزنند. دیکته کردن اخلاق به مردم در طول تاریخ محکوم به شکست بوده.
*درخواست وزارت ارشاد برای بازگشت مهاجران فرهنگی به کشور: من مهاجر نیستم و همیشه نیمی از زندگی ام در ایران بوده و نیمی در فرانسه و بنابراین به هر دو فرهنگ تعلق دارم. اما محدودیت و سانسور باعث شده در فرانسه بمانم. برای بقیه اهالی فرهنگ هم کار کردن در داخل کشور و مخاطب ایرانی مهم است و به شرطی که محدودیت برداشته شود خیلی ها باز می گردند.
*تأثیر مهاجران فرهنگی از هدایت و ساعدی تا امروز: زمان آنها مرزها به اندازه امروز باز نبوده. امروز اینترنت این مرزها را برداشته و جغرافیا معنی ندارد. شبکه های اجتماعی مرز تولید کننده و مصرف کننده را برداشته. هر فرصتی برای استفاده از آزادی غنیمت است.
*تشکیل فراکسیون ترک زبانها در مجلس ایران: دو بخش سیاسی و فرهنگی دارد. من به بخش سیاسی کاری ندارم. اما در بخش فرهنگی اینکه قومیتی بتوانند متحد باشند و مطالبات قومی و زبانی و فرهنگی خود را پیگیری کنند اتفاق مثبتی است. از فرهنگهای قومی می توان خیلی استفاده کرد و به همگرایی فرهنگی در کشور کمک می کند.
*تأثیر تکنولوژی بر مطالعه: در زمینه ادبیات باعث شده مردم کمتر مطالعه کنند. مخاطب ظاهرأ در اینترنت مشغول خواندن اطلاعات است اما کتاب نمی خواند و از تأثیر و مزایای کتابخوانی محروم است. به نوعی توهم مطالعه ایجاد شده. این اتفاق در غرب که زیربنای مطالعه و کتابخوانی محکم تر است کندتر از جوامعی مثل ایران رخ می دهد. کسب اطلاعات فراوان با خواندن کتاب و به جریان افتادن تخیل مخاطب متفاوت است. در کتابخوانی خلاقیت افراد پرورش پیدا می کند.
*رابطه کاهش مطالعه و افزایش اعتیاد: من پانزده سال پیش در فرانسه مستندی درباره اعتیاد در این کشور برای شبکه چهار ایران ساختم. و به راههای پیشگیری از خطر و درمان معتادان هروئین پرداختم. امروز این برنامه ریزی در فرانسه جواب مثبت گرفته و درصد معتادان به هروئین به شدت کاهش پیدا کرده. اما در ایران به دلیل محدودیتها سالها این مستند اجازه پخش دریافت نکرد. دلیل آن هم محدودیتهای اخلاقی عنوان شد. بعد از گذشت سالها هم این فیلم تنها در یک محفل غیر رسمی نمایش داده شد تا بتوانند از این تجربیات استفاده کنند.
*قیاس ممنوعیت کنسرت موسیقی در مشهد با تداوم ممنوعیت بورکینی در چهار شهر فرانسه: قیاس درستی نیست. ضمن اینکه در فرانسه بعد از یک هفته دادگاه عالی به لغو ممنوعیت بورکینی حکم داد..

با دیگران به اشتراک بگذارید: