ziakhalili.negaam
دید ایشان چه کسانی مردمند و چه کسانی در این جمع بندی نمی گنجند؟
آقای خامنه ای، مردم چه کسانی هستند؟
 » سید ضیاء الدین خلیلی نیا
 جمعه, ۷ام آبان, ۱۳۹۵
Ali-Khamenei.jpg

سید ضیا خلیلی

 

در یک فایل صوتی مربوط به چند سال قبل، آیت الله خامنه ای در مورد نوع نگاه مردم به تخت جمشید سخنانی گفتند و تخت جمشید را اثری معماری و فرهنگی که مایه افتخار است و نه جای پرستش خواندند که اتفاقأ سخنی به جا و صحیح بود .

اما پس از آن در ادامه اظهاراتشان و اینکه چرا گروهی از ایرانیان برای تخت جمشید ( شما بخوانید تاریخ ایران باستان) جایگاه معنوی قائل هستند، به نوعی اظهارات و نکته نظرات خود را از زبان مردم بیان کردند و گفتند که این خواسته مردم هم هست .

از کلیت سخنان ایشان میگذریم و قصد ارزش گذاری هم نداریم که تا کجای سخنان ایشان را میتوان قبول کرد و از کجا را نمیتوان پذیرفت، نکته مهمی که در سخنان ایشان ، چه در این فایل صوتی و چه در دیگر سخنرانیهایشان قابل نقد و بحث است این نکته است که آقای خامنه ای مردم را در قالب چه گروهی ارزیابی میکند و یا به طور کلی از دید ایشان چه کسانی مردمند و چه کسانی در این جمع بندی نمیگنجند؟

آنچه که در این دو دهه مشخص شده اینست که ایشان تنها طیف طرفدار خود را جزو مردم مینامد و برای مابقی حق “مردم” بودن قائل نیستند و شاید بتوان در همین راستا جبهه گیری ایشان را در قبال حوادث بعد از انتخابات سال ۸۸ تفسیر و تعبیر کرد.

با نگاه به این چهار چوب و از این دید شاید درک بهتری حاصل شود از کلید واژه هائی چون : “فرهنگ”، “ایران”،  “فتنه۸۸” ، “سران فتنه” ، “ساکتان فتنه” و….. واز همه مهمتر کلید واژه “حماسه” و “۹ دی” .

و البته در فضا و تفکری که یک راهپیمائی حکومتی، که با تمام امکانات همه قوای یک نظام  به راه میافتد ، در یک فرایند صرفأ تبلیغاتی ، تبدیل به “حماسه” میشود، باید هم حضور چندین ملیونی مردم در چند روز متوالی “فتنه” خوانده شود.

واقعیت اینست که تمامی این کلمات، تنها در چهار چوب فکری طرفداران ایشان، نه حتی خود ایشان، تعریف میشود و معنی پیدا میکند و بر همین اساس هم “مردم” تنها به کسانی اطلاق میشود که در این چهار چوب بگنجند و الا مابقی جزو مردم نیستند و یا حداقل جزو “مردم محق” به اظهار نظر در جامعه نیستند و به تعبیری همان شهروندان درجه دو هستند که در تبعیت از شهروندان درجه یک جایگاهشان تعریف میشود و نه چیزی بیشتر .

به نوعی با همان حکایت قدیمی روبرو هستیم که گوئی واژگونه شده .

حکایت حاکم و بادمجان ، که در پایان خادم پادشاه گفت : من آن را میگویم که شما را خوش آید ، نه آن را که بادمجان را خوش آید ، اما به نظر میرسد در این چند سال این دو جایگاه تغییر کرده و آقای خامنه ای آنچه را میگوید که طرفداران و فدائیانشان را خوش آید نه آنچه را که که دیگر آحاد مردم را خوش آید که در تشبیه برای ایشان “دیگران” و هر کس غیر از طرفداران و همراهانشان حکم همان بادمجان را دارد .

با دیگران به اشتراک بگذارید:
لینک کوتاه: https://negaam.news/z5msf