roraboloori-negaam
از مرتضی پاشایی تا کوروش کبیر و نقش شبکه های اجتماعی مجازی
 » رویا بلوری
 جمعه, ۷ام آبان, ۱۳۹۵
791917_954

مانوئل کستلز نظریه پرداز اجتماعی معاصر معتقد است که روابط قدرت ، سازنده جامعه است ریرا صاحبان قدرت نهادهای جامعه را بر اساس ارزش ها و منافع خود می سازند . و این قدرت از طریق ابزار های زور و اجبار چه به شکل انحصار و چه کنترل و خشونت با ساخت معناها در ذهن مردم بوسیله دستکاری هایی ، اعمال می شود .
اما از طرف دیگر وی معتقد است که در جوامعی که تضادها و تناقضات ریشه یافته اند هرکجا قدرت وجود داشته باشد ، ضد قدرت نیز پیدا می شود . و از دید وی ضدقدرت همان ظرفیت کنشگری افراد جامعه است که برای به چالش کشیدن قدرت موجود در نهادهای جامعه است که هدفش درخواست نمایندگی ارزش ها و منافعشان می باشد . این نظریه مبتنی براین است که اجباری که در انحصار دولتی و و تحمیل اراده خود به جامعه وجود دارد هر چند منبعی قوی باشد اما از طرف دیگر ساخت معنا در ذهن انسانی ، منبعی قوی تر و پایدارتراست . و همین طرز تفکر افراد یک جامعه حتی اگر با ارزش ها و هنجارهای نهادینه شده در قوانین تحمیلی توسط دولت در تضاد باشد ، می تواند در تعیین سرنوشت نهادها و هنجارها و ارزش های حاکم بر آن جامعه ، نقش تعیین کننده ای داشته باشد.
امروزه انسان ها علاوه بر تعامل با محیط طبیعی و اجتماعی و واقعی خود ، با استفاده از ابزارهای نوین و شبکه های اجتماعی مجازی نیز تولید معنا می کنند . و این تولید معنا از طریق تبادل اطلاعات و اشتراک گذاردن پیام ها می باشد .
و این فرایند هرچند توسط هر فردی براساس موقعیت خویش معنای خاص ایجاد می کند امامحیط ارتباطی موجود، آن را پردازش می کند . در نتیجه می توان گفت تنوع محیط ارتباطی مستقیما بر نوع و شکل معناها و در نتیجه روابط قدرت تاثیر می گذارد . به زعم کستلز این امر با توجه به دگرگونی اساسی در عرصه ارتباطات سبب ظهور پدیده ای شده است که وی آن را “خودارتباطی توده ای “می نامد . در این نوع ارتباط که تعداد زیادی از مردم امکان دسترسی به آن را دارند ، مثلا کارکرد شبکه تلگرام ” در جامعه امروزه افراد با انتقال بی پایان پیام ها به همه جای دنیا ، علاوه بر اعمال اختیار در این انتقال در باره تولید آنها نیز تصمیم می گیرند و با بازپس گیری این پیام ها یک نوع ارتباط افقی به شکل تعاملی که کنترل آن توسط هر نهاد و شرکتی دشوار است ، ایجاد می کنند .
مانوئل کستلز معتقد است که این نوع جامعه ، که آن را “جامعه شبکه ای” می نامد ، دارای قدرت چند بعدی است و در جقیقت این شبکه های قدرت هستند که قدرت خود را از طریق تاثیرگذاری بر ذهن انسان ها عموما با استفاده از شبکه های چندرسانه ای ارتباط توده ای اعمال می کنند .
اما این ارتباطات ایجاد شده در شبکه های اینترنتی و مجازی که به شکل کنش های آزاد و نامحدود و البته هماهنگ ایجاد می شوند و کستلز آن را جزئی از یک جنبش اجتماعی می نامدهمیشه در فضای مجازی باقی نمی مانند بلکه نیازمند به تبلور در یک فضای عمومی و تشکیل اجتماعاتی آزاد در فضای شهری می داند ، تا بتوانند خود را به تعبیر وی “رویت پذیر” کنند . بنابراین این جنبش های اجتماعی می تواند در فضا ها و ساختمان های نمادین ظاهر شوند . وی ظهور در این فضاها را به سه دلیل میداند :
١- دلیل ایجاد اجتماع جهت نمایش” با هم بودن” و در نتیجه غلبه بر “ترس “می داند .٢- علاوه برآن انتخاب این فضاها معمولا دارای بار معنایی در ارتباط با مرتبط کردن مردم به تاریخ ، برای تصریح حق خود نسبت به اشغال آن فضاها و یا نمادی از کنترل زندگی مردم باشد. ٣- و سومین دلیل ایجاد یک فضای اجتماعی عمومی که برای هم اندیشی با یکدیگر می باشد که البته می تواند به یک فضای سیاسی هم تبدیل شود .
بر اساس نظریات مذکور چناچه بخواهیم اتفاقات و اجتماعاتی را که در سال های اخیر در جامعه خود با آن روبرو بوده ایم بدون هیچ ارزش گذاری و قضاوتی ، تحلیلی جامعه شناختی کنیم باید بگوییم هرچند اتفاقاتی از نوع تشییع جنازه مرحوم پاشایی که توسط جامعه شناسان متعددی با دیدگاه های مختلف بررسی شده است و هر چند در این واکاوی ها به علت هایی چون ” عدم شناخت نیازهای جوانان” ، ” عاطفی بودن جامعه ایرانی “، ” ایجاد فرهنگ سلبریتی ها” ، ” نیاز به دیده شدن جوانان ” ، “دهن کجی به ساختارها ” ، “پاسخی به تنهایی در کلان شهرها” و ” دهن کجی به سیاست ” و بالاخره ” نوعی سیاست زدایی ” اشاره شده است ولی در کنار احتمال وجود همه این علت ها نباید احتمال به وجود آمدن جنبش هایی اجتماعی در عصر اینترنت و یا ازمنظر کستلز به تشکیل شبکه هایی از” خشم و امید ” را دور ندانست . چرا که با مقایسه دو اجتماع مربوط به تشییع پیکر مرحوم پاشایی و اجتماع هفتم مهرماه در آرامگاه کوروش ، اشتراکات و تفاوت هایی را می توان ملاحظه کرد که این اجتماع را دیگر نمی توان از نوع رشد سلبریتی ها و یا عاطفی بودن مردم و حتی نوعی دهن کجی به سیاست دانست. و علاوه بر این باید از نقش مهم شبکه های اجتماعی و مجازی و وجود یک پیام روشن و نیاز سرکوب شده مردم که فارغ از هر سن و جنس و قومیتی می باشد اشاره کرد . پیامی که از یک هویت اجتماعی به ظاهر مدرن اما با یک برگشت به اعماق تاریخ در حال خودنمایی است و اگر به موقع شنیده نشود ، شاید پیامدهای ناشی از آن را نتوان بسادگی جبران کرد !

برگرفته از وب سایت توسکانیوز

با دیگران به اشتراک بگذارید:
لینک کوتاه: https://negaam.news/wgz73